عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

خدایا!

معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ...
دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم!
دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد

نتیجه اخلاقی : یکی از خواسته هاتون از خدا همیشه این باشه که ایکاش سایه ی فقر و نداری تو زندگی هیچ بنی بشری نباشه!

یک ساعت خیلی جالب

 روی لینک زیر کلیک کنید و مشخصات زمانی حال را با یک شیوه جالب ببینید

www.Persian- Star.org/ up/timeline. swf

خط اول ثانیه
خط دوم دقیقه
خط سوم ساعت
خط چهارم روز
خط پنجم ماه
و خط ششم نشان دهنده سال می باشد
خط سبز ، هم درست در جایی قرار می گیرد که مشخصات زمانی حال را نشان میدهد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

چیزی که فقط ژاپنی ها قادر به دیدنش هستند !


به تصویر زیر نگاه کنید. مسلما نوشته مبهمی را می بینید! ولی اگر کمی از مونیتور دور شده و دو طرف چشماتون را بکشید تا مثل ژاپنی ها (چشم بادامی) بشید حتما به نوشته ای که در این تصویر هست پی خواهید برد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شیرین ترین داستان های خواندنی و زیبا

سگ باهوش

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود " لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین". ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای در دهان سگ گذاشت. سگ هم کیسه را گرفت و رفت.
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد..

 سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد. قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.
اتوبوس آمد، سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی آمد دوباره شماره آنرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد. قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد. اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد. قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!


ادامه مطلب ...

تمرینات کابینه مالدیو برای برگزاری جلسه زیر دریا !

کابینه کشور جمهوری مالدیو که از نزدیک به 1200 جزیره کوچک در اقیانوس هند تشکیل شده و یکی از جاذبه های توریستی در جنوب شرق آسیا به شمار می رود اقدامی بدیع را جهت دادن هشدار درباره تبعات جدی تغییر شرایط آب و هوایی در کره زمین انجام دادند.

اعضاء کابینه این کشور با برگزاری جلسه ای در زیر آب سعی کردند نشان دهند که کشورشان و جهان با چه چشم اندازی روبرو است.

این کشور که ارتفاعی کم نسبت به سطح دریا دارد با این خطر فرو رفتن به زیر آب به واسطه بالا آمدن سطح آب های آزاد مواجه است.

از این رو محمد نشید رئیس جمهور مالدیو که اخیرا به یکی از پرچمداران مقابله با تبعات تغییر شرایط آب و هوایی کره زمین بدل شده، با فراهم کردن مقدمات برگزاری این جلسه در آستانه اجلاس کپنهاگ برای چاره اندیشی برای مقابله با تبعات گرم شدن کره زمین و جلوگیری از تشدید این تبعات، تلاش کرد تا به جهان نشان دهد که مسئله تا چه حد جدی است.

محمد عثمان، یک مقام محلی در جزیره-روستای تولهادو در شمال شرق مالدیو، مکان قایقی را نشان می دهد که تنها چند ماه قبل و پیش از بالا آمدن سطح آب، لبه ساحل در آنجا قرار داشت.

ادامه مطلب ...

تصاویری از هواپیمای اختصاصی باراک اوباما ریس جمهور ایالات متحده آمریک

این هواپیما از نوع ( Boeing 747-200 series ) می باشد .بوئینگ ۷۴۷ دارای 4 موتور است و تا حداکثر سرعت 981km/h طی مسیر می کند . وزن خالی آن ۱۷۴٬۰۰۰ کیلوگرم و توانایی تحمل وزن ۳۷۷٬۸۴۰ کیلوگرم در هنگام بلند شدن را دارا است. فاصله دو سر بالها ۶۴/۵۹ متر، مساحت سطح بالها ۵۱۱ مترمربع، طول هواپیما ۶۶/۷۰ متر و ارتفاع آن ۳۳/۱۹ متر و قابلیت جابجایی ۳۶۶ مسافر در سه کلاس پروازی ، ۴۵۲ مسافر در دو کلاس پروازی و حداکثر ۵۵۰ مسافر را دارد.

 

ادامه مطلب ...

مناظر زمین از فضا !

این روزها توریسم فضایی رونق یافته و میلیاردرهای جهان که در عین حال از جرات و جسارت برخوردار باشند برای سفربه فضا سر و دست شکسته و با گذراندن تمرین های دشوار و قرار گرفتن در لیست انتظار امید سفر به فضا را دارند. توریسم فضایی بین 20 تا 30 میلیون دلار برای فردی که مایل به سفر به فضا بوده و دوست دارد زمین را از فضا وازمدار آن تماشا کند ، هزینه در بردارد. پرداخت چنین مبلغ هنگفتی برای تماشای کره زمین از پنجره یک سفینه فضایی فقط برای افراد اندکی با ثروت های نجومی امکان پذیر است. سفری کوتاه و رایگان برای مشاهده مناظر زمین از فضا . 3 آذر 88 . منبع : ناسا. گزارش : بهرام افتخاری.

تصویر دریاچه نایواشا درکنیا در فاصله 90 کیلومتری شمال شرق نایروبی پایتخت این کشور که در پیرامون آن بزرگترین مراکز تولید گل جهان قرار دارد.

ادامه مطلب ...

عیسی و یهودا

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10173.aspxلئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد: می بایست "نیکی" را به شکل عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل‌های آرمانی‌اش را پیدا کند.
روزی در یک مراسم همسرایی, تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح‌هایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود.
کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!" داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پر از رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی بشوم!
"می توان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند."

پائولو کوئیلو

فقط خداست که می­داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است...

زنی با لباسهای کهنه و نگاهی مغموم، وارد خواروبار فروشی محل شد و با فروتنی از فروشنده خواست کمی خواروبار به او بدهد.

وی گفت که شوهرش بیمار است و نمی­تواند کار کند، کودکانش هم بی­غذا مانده­اند.

فروشنده به او بی­اعتنایی کرد و حتی تصمیم گرفت بیرونش کند. زن نیازمند باز هم اصرار کرد. فروشنده گفت نسیه نمی­دهد.

مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می­شنید به فروشنده گفت: ببین خانم چه می­خواهد خرید او با من.

فروشنده با اکراه گفت: لازم نیست، خودم می­دهم!

-  فهرست خریدت کجاست؟ آن را بگذار روی ترازو، به اندازه وزنش هر چه خواستی ببر !

زن لحظه­ای درنگ کرد و با خجالت، تکه کاغذی از کیفش درآورد و چیزی روی آن نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت.

همه با تعجب دیدند که کفه ترازو پایین رفت.

خواروبار فروش باورش نمی­شد اما از سرناباوری، به گذاشتن کالا روی ترازو مشغول شد تا آنکه کفه­ها با هم برابر شدند.

در این وقت؛ فروشنده با تعجب و دلخوری، تکه کاغذ را برداشت تا ببیند روی آن چه نوشته است.

روی کاغذ خبری از فهرست خرید نبود، بلکه دعای زن بود که نوشته بود:

ای خدای عزیزم! تو از نیاز من باخبری، خودت آن را برآورده کن.

 

فروشنده با حیرت کالاها را به زن داد و در جای خود مات و مبهوت نشست.

 

زن خداحافظی کرد و رفت و با خود اندیشید: 

فقط خداست که می­داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است...

 

برگرفته از نشریه بشری:  اولین نشریه ویژه کم بینایان و نابینایان