قبر مرا نیم متر
کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا
نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان
در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا
کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک
کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب
یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا
ممنوع است.
بر قبر من
پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی،
گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید،
شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی
تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این
عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش
بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند.
در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید
هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا
به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم
مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید
تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم
حضوریابم قبلا پوزش می طلبم

روحش
شاد
شاید بسیاری از جوانان بگویند، ملانصرالدین
دیگه چیه و این قصه ها دیگه قدیمی شده. ولی باید گفت که روایت های
ملانصرالدین تنها متعلق به کشور ما و یا مشرق زمین نیست. شاید
شخصیت او مربوط به دوران قدیم است ولی پندهای او متعلق به تمام
فرهنگ ها و دورانهاست. ملانصرالدین شخصیتی است که داستان هایش
تمامی ندارد و هنوز که هنوز است حکایات بامزه ای که اتفاق می افتد
را به او نسبت می دهند و حتی او را با بسیاری از موضوعات امروزی
همساز کرده اند. در کشورهای آمریکایی و روسیه او را بیشتر با
شخصیتی بذله گو و دارای مقام والای فلسفی می شناسند. به هر حال او
سمبلی است از فردی که گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و
حاضر جواب است که با ماجراهای به ظاهر طنزآلودش پند و اندرزهایی را
نیز به ما می آموزد.
لبخند
را فراموش نکنید
![]()
1. لبخند جذابتان می کند.
همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش
و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا
کنیم.
به عقیده شما، تابلوهای زیبای زیر را چه کسی کشیده است؟ خوب آنها را تماشـا کـنیـد و سـپس پاســــخ خود را با آنچه در زیر آخـرین نقاشی آمده مقایسه نمائید.
ادامه مطلب ...
زن
زن عشق می کارد و کینه درو می کند ...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر.
می تواند تنها یک همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی!
برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ولی لازم است
و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ...
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی!
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ...
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...؟
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...!
و این رنج است
ادامه مطلب ...