این هم سری از عکس های کودکان افغانی در اسلام آباد در حال استفاده از لپ تاپ های ایکس او.... برای دیدن سایر عکس های این کودکان و سایر کودکان دیگر به آدرس وبلاگ رسمی او ایل پی سی بزبان دری (فارسی) بروید.
و همچنان برای دیدن آلبوم این عکس ها به آدرس گوگلی ما تشریف ببرید.

این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد. کارل ساگان فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی ?ابرستاره ها?٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمی شود.
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.
گفتوگو با دکتر علیاکبر افراسیابپور
کشتی نوح در ایران پیدا شد
قبر حضرت نوح در زاگرس است
![]() |
ابیالفداء متوفی 732 در کتاب تقویم البلدان چاپ پاریس صفحه 417 یادآور میشود: "نهاوند شهری از سرزمین کوهستان است که نوح آن را بنا کرده است."
زکریا قزوینی در سال 674 قمری در کتاب آثار البلاء صفحه 545 مینویسد: "نهاوند از بناهای نوح نبی(ع) است. اصلش نوح آوند بوده است" در کتاب مجملالتواریخ تالیف سال 530 قمری صفحه 186 میخوانیم:
"نوح پیغامبر شهر را بنا کرد به نام خویش "نوح آوند" و آن نهاوند است.
ابن اثیر در جلد سوم کتاب خود صفحه 335 میآورد:
"نهاوند شهری است از بلاد جبل گویند آن را نوح بنا کرده است" در کتاب عجایبالمخلوقات (سال 555 ق)که اروپاییها آن را قبول دارند. در جلد 3 صفحه 275 آمده است: "نهاوند شهری قدیم است که آن را نوح بنا کرد. آن را نوح آوند گویند."
خلف تبریزی در سال 1062 در کتاب برهان قاطع صفحه 1173 مینویسد: "نهاوند: نوح(ع) بانی آن شهر بوده وآن را نوحآوند میگفتهاند یعنی
"نوح تخت" و "نوح مسند". پایتخت نوح بوده و آوند به معنی تخت و مسند هم آمده است و به کثرت استعمال نهاوند شده است."
میبینید که وجود قبر نوح و آرام گرفتن کشتی این پیامبر در ایران نه تنها حرفی امروزی نیست بلکه سخنی تاریخی است و مانند این جملات در کتابهای زیاد دیگری نیز آمده که شرح آن در این گفتو گو نمیگنجد.
سال 79 نسخهای از مقاله را برای بنیاد نوحشناسی آمریکا فرستادم چون در داخل کشور کسی به این موضوع اهمیت نداد.
پس از اینکه مقاله را به آمریکاییها دادم گروهی سهنفره برای بررسی موضوع به ایران آمدند. با یکی از آنها به منطقه رفتیم. از منطقه فیلمبرداری کردند. سنگهای عجیبی در منطقه پیدا کردیم؛ مانند حلقههای زنجیر و قبرهایی مربوط به دوران پیش از اسلام. به اتفاق با 15 تن از پیرمردهای اطراف که مصاحبه کردیم همگی آنها میگفتند نام این کوه سرکشتی است و اجداد ما گفتهاند قبر نوح اینجاست. جالب اینکه تا 80 کیلومتر آن سوتر از منطقه افراد بومی همین نکته را نیز میگفتند.
به غیر از آمریکاییها گروهی دیگر از منطقه بازدید داشتهاند؟
بله، چند ماه بعد از بازدید آمریکاییها یک گروه انگلیسی از منطقه بازدید کرد.
شما به آنها اطلاعدادید؟
نمیدانم چگونه متوجه شدند، اما ظاهرا با صرف هزینههای زیادی منطقه را مورد بازدید قرار دادند و قرار است طی ماههای آینده دوباره به نهاوند بروند.
ظاهرا کشورهای دیگری هم مدعی نوح هستند!
هماکنون شش کشور عراق، سوریه، ترکیه، آذربایجان، ایران و یمن مدعی هستند که کشتی نوح در آنجا آرام گرفته است. بدون هیچ تعصبی خدمتان میگویم که اسناد و مدارک ایران بسیار قویتر از سایر کشورها است.
اگرچه معتقدم اسناد و مدارک ایرانیها بسیار قویتر است اما باز تاکید میکنم کار علمی تعصببردار نیست و هر کس سند و دلایل ارائه دهد باید حرف او را پذیرفت و نباید فراموش کنیم درباره امور باستانی نمیتوان به قطعیت صحبت کرد.
منابعی که ارائه دادید عمدتا عربی بود، آیا منابع دیگری هم وجود دارد؟
یکی از جغرافیدانان به نام پاپلی یزدی در کتاب فرهنگ آبادیها صفحه 8 درباره کوه سرکشتی نوشته است: "سرکشتی محل به گل نشستن کشتی نوح است و در غرب منطقه دلفان رشته کوهی است مربوط به دوران اول و دوم. مرحوم حاجحیدر که کهنسالترین مرد قبیله بود درباره وجه تسمیه این کوه گفت: پس از فرو نشستن توفان نوح، کشتی نوح بر بالای این کوه به گل نشست و از حرکت باز ایستاد."
اهل حق که گروهی از درویشان قدیمی غرب ایران هستند برای گنبد "بابای بزرگ" (همان قبر نوح) احترام خاصی قائل هستند و قرنها است که به صورت کاروان از استانهای کردستان، کرمانشاه و لرستان به زیارت آن میروند.
هنری راولینسون دانشمند آشورشناس در سال 1838 نوشته است: در 25ماه مه به کوه زیبای "چهل نابالغان" رسیدیم که از طرف غرب به یک سلسله کوه مرتفع به نام سرکشتی میرسد. لر, ها معتقدند کشتی نوح پس از توفان در آن جا به گل نشسته است."
ادعای اینکه قبر نوح در ایران است از لحاظ اقتصادی چه چیزی در بر دارد؟
شما توجه کنید پس از مطرح شدن این فرضیه چند گروه باستانشناس معتبر پای به کشورمان گذاشتهاند. جای تعجب است چنین موضوع مهمی برای برخی از مسوولان اصلا جالب نبوده ! اما کشورهای دیگر که خدمتتان گفتم: با وجود اینکه اسناد و مدارک ضعیفتری دارند با استفاده از تبلیغات فراوان و حمایت دولتهایشان، توانستهاند توریستهای زیادی را جمع کنند.
آرام شدن توفان نوح در ایران را از چه جنبههایی بررسی کردید؟
از سه جنبه علمی و تاریخی، اسطورهای و داستانی و دینی و مذهبی این توفان را بررسی کردهام. از هر سه جنبه میتوان ثابت کرد هزاران سال پیش توفانی رخ داده است.
همه فرهنگها به نوعی داستان نوح را شنیدهاند و آن را باور دارند. سال 1891 پژوهشگری به نام "اندری" ماجرای توفان نوح را با روایتهای مختلف گردآوری کرده است. 68 روایت محلی، 13 روایت در آسیا، 4 روایت در اروپا، 5 روایت در آفریقا.
ویلکاکس یکی از باستانشناسانی است که در منطقه بینالنهرین پژوهشی انجام داده و فرضیهای را عنوان میکند که براساس آن طغیان رود فرات منشا توفان نوح بوده است. آب بالا آمده و کوهستان زاگرس را فراگرفته و زاگرس همچون سدی جلوی این آب ایستاده است.
توفان نوح چند سال پیش رخ داده است؟
نمیتوان در مورد وقوع این توفان عدد داد اما اگر بخواهیم حدودی سال وقوع توفان نوح را بگوییم میتوان گفت حدود 4هزار سال پیش این توفان رخ داده است.
چگونگی وقوع این توفان مشخص نیست؟
تورات معتقد است توفان 350سال طول کشید. قرآن در چهار سوره هود، نوح، مومنون و اعراف در خصوص توفان نوح سخن به میان آورده اما هیچ اشارهای به سال نمیکند.
گفتید که دو قبر را در بالای کوه سرکشتی پیدا کردهاید. یکی از آنها قبر نوح است و قبر دوم مربوط به کیست؟
حدس میزنم یکی از نزدیکان نوح باشد ضمن اینکه بعید هم نیست قبر حضرت آدم در آن جا باشد.
به اطلاع خوانندگان محترم میرسانیم اصل مقاله جناب آقای دکتر افراسیابپور در دفتر روزنامه دنیای اقتصاد جهت ارائه به هموطنان موجود است.
این شعر که برنده شعر کودکان هم هست توسط آننا سولدی یازده ساله از ایتالیا نوشته شده است!!!!!!!!!!.
این دختر خانم که میبینین شاتیلا سلامی ۲۳ ساله هست که اولین زن محجبه و مسلمان سوئد هست که مشغول به گذراندن دوره خدمت سربازیش هست در ارتش سوئد! شتیلا در مساحبه ای که باهاش شده میگوید که: در اوائل خیلی ان موضوع برام سخت بود، چون بعضیها میگفتند اگر من در گروهشان باشم از گروه خارج میشوند. هنگام شروع انجام وظیفه به شتیلا پیشنهاد داده بودند که اتاقک جدا داشته باشه ولی او قبول نکرد و با کشیدن پرده ای دور تختش او همراه با سایر مردان و زنان دیگر سرباز در یک سالن میخوابد. شتیلا میگوید که خودش تمام روسریهایش را دوخته که حتی قابل استفاده در زیر کلاهخود هم میباشند. وی ادامه میدهد که یک دختر محجبه در ارتش باید اعتماد به نفس زیادی داشته باشد. آرزوی وی این است که روزی پلیس شود. قدم بعدی که او را به آرزویش نزدیکتر میکند گذراندن مدتی از انجام وظیفه در کشور کوسوو میباشد.
عکسی که بینندگان را تکان داد: حقیقت فاجعه آتش سوزی در آلمان چه بوده است

واقعه آتش سوزی در یک ساختمان متعلق به ترک ها در شهر لودویگ شافن آلمان (یا لودویگز هافن در فارسی) در مطبوعات کشورهای آلمان و ترکیه انعکاس وسیعی یافت. در زمان آتش سوزی صحنه های غمناک انسانهایی که می کوشیدند خود را نجات دهند لحظاتی سخت را برای آنها رقم زد. 52 ساکن و مهمان این ساختمان در حالی می کوشیدند خود را از آتش نجات دهند که نردبان چوبی طبقات تخریب شده بود. ساکنان به ناچار برای نجات جان فرزندان خود اقدام کردند.
آنچه که بیشترین ابراز همدردی مردم را با این فاجعه در پی داشت عکسی بود که از صحنه تأثربرانگیز تلاش یک خانواده برای زنده نگهداشتن فرزند 8 ماهه شان از آتش سوزی گرفته شده بود.
با توجه به سوختن نردبانهای چوبی ساختمان، این خانواده برای زنده نگداشتن فرزندشان، او را از طبقه چهارم ساختمان به بیرون پرتاب کردند. یک مأمور پلیس با هر زحمتی که بود انور چاغلار 8 ماهه را در بغل گرفت و نجات داد. گفته می شود این مأمور پلیس نیز ترک تبار (به نام حقی پاکر)بوده است!
در این حادثه 9 شهروند ترک ساکن کشور آلمان زنده زنده در آتش سوختند و جان سپردند که پنج تن از قربانیان این حادثه کودک بودند. مطبوعات ترکیه از این حادثه به عنوان حمله نژادپرستانه یاد می کنند.
خانواده کاپلان 18 سال قبل از شهر غازی آنتپ ترکیه به آلمان آمده بودند و طبقه اول یک ساختمان چهارطبقه چوبی با رونمای آجری را خریداری کرده بودند. اکثریت ساکنان این مجتمع چهارطبقه نیز ترک تبار بوده اند.
در اثر آتش سوزی در این ساختمان، مدینه کاپلان 48 ساله، دخترش بِلما اؤزکاپلی 22 ساله، نوه اش الیاس چاغلار 4 ساله، عروس حامله اش هولیا کاپلان 31 ساله و دختران وی کارانفیل 4 ساله و دلارا 11 ساله، عروس کوچکش دؤنه کاپلان 21 ساله، به همراه فرزندانش کامل 3 و کنعان کاپلان دو ساله جان خود را از دست دادند.
مسئولان آلمانی در حالی از غیرعمدی بودن این آتش سوزی صحبت می کنند که به نوشته روزنامه پوستا چاپ ترکیه دو تن از بازماندگان این حادثه، بدریه و آیلین کاپلی اعتقاد دارند مسئولان آلمانی دروغ می گویند و این آتش سوزی عمدی بوده است.
آیلین 9 ساله گفته شاهد مردی بوده است که با فندک، کاغذ و مواد مشتعله به ساختمان نزدیک شده و آتش را روشن کرده و در کالسکه موجود در منزل انداخته است. وی گفته است به این مرد که به آلمانی صحبت می کرده مشکوک شده اند و خواسته اند در ساختمان را ببندند که وی به زور وارد ساختمان شده و ساختمان را به آتش کشیده است.
آتش سوزی در طبقه اول ساختمان روی داده بود و بعلت چوبی بودن بنا، نردبانهای طبقات به طور کامل سوخته بود و امکان فرار وجود نداشت. شهردار شهر گفته است بعد از جنگ جهانی دوم این بزرگترین فاجعه شهر بوده است. گفته می شود ساکنان قبلی این بنا نئونازی بوده اند.
بعد از آتش سوزی، تنها در فاصله چند متری بنا و در یک زیرگذر عابر پیاده یک شعار نژادپرستانه با این عنوان نوشته شده است:
?Dreckst?ausrotten? به معنای: ریشه ترک های کثیف را بخشکانید.
که این شعار نژادپرستانه بودن این آتش سوزی را قوت می بخشد.
این اولین باری نیست که نژادپرستان آلمانی خانه ترک تبارها را در آلمان آتش می زنند. در سال 1992 راستی های افراطی ـ نئونازیها ـ در شهر مولن آلمان خانه یک ترک تبار را آتش زده بودند که در اثر آن 3 ترک تبار جان باختند. در سال 93 نیز در شهر سولینگن آلمان 4 آلمانی دست راستی افراطی خانه یک ترک تبار را به آتش کشیده بودند که در اثر آن آتش سوزی هم 5 شهروند ترک جان باخته بودند.
وزیر خارجه ترکیه اعلام کرده است برای بررسی موضوع یک هیأت بررسی و تحقیق شامل حداقل یک وزیر کابینه و عده ای متخصص به آلمان اعزام خواهند کرد. نخست وزیر ترکیه هم در دیدارش با وزیر کشور آلمان در آنکارا گفته است موضوع عمدی و نژادپرستانه بودن این آتش سوزی باید بررسی شود و چنانچه این حادثه عمدی بوده باشد مجرمان باید دستگیر و محاکمه شوند.
منبع: روزنامه های ترکیه بویژه روزنامه پوستا
مرد آهنین ایران، پسربچه یی را که هنگام سرسره بازی از پشت بام خانه شان پرت شده بود در حال سقوط از مرگ حتمی نجات داد. به گزارش خبرنگار ما صبح روز دوشنبه هفته گذشته هنگامی که حسین فاطمی قهرمان پاورلیفتینگ و مرد آهنین ایران صدای فریادهای زن جوانی را که در پشت بام ساختمانی پنج طبقه ایستاده بود شنید، متوجه شد فرزند این زن در حال سقوط از پشت بام است. او بلافاصله به طرف ساختمان دوید و در همین هنگام پسر 11 ساله تعادلش را از دست داد و به پایین پرت شد. چند ثانیه بعد مادر این کودک وحشت زده و شتابان از پله ها پایین دوید و خودش را به خیابان رساند. او که ابتدا جرات نداشت دستانش را از مقابل چشمانش بردارد و از دیدن جسم غرق در خون کودکش هراس داشت، وقتی صدای ناله محمد 11 ساله را شنید تصور کرد شاید معجزه یی کودکش را از مرگ نجات داده است. زن جوان که همچنان از دیدن پسرش هراس داشت این بار وقتی صدای قهرمان پاورلیفتینگ را شنید که از وی خواست چشمانش را باز و پسرش را نگاه کند، دریافت که واقعاً معجزه یی اتفاق افتاده و محمد زنده است چرا که در لحظه سقوط محمد، حسین فاطمی مرد آهنین ایران همانند فرشته نجات محمد را در نزدیکی زمین در آغوش گرفته و نجات داده بود.هر چند محمد بیهوش به بیمارستان برده شد و پزشکان اعلام کردند او از چند ناحیه دچار شکستگی شده اما این کودک از مرگ حتمی نجات یافت و دقایقی بعد از انتقال به بیمارستان محمد که دچار پارگی طحال نیز شده بود مورد عمل جراحی موفقیت آمیز قرار گرفت.حسین فاطمی روز گذشته در خصوص این اتفاق به خبرنگار ما گفت؛ من در خیابان آیت الله کاشانی سر ساختمان بودم که ناگهان صدای فریادهای زنی را شنیدم، سرم را که بلند کردم دیدم پسری از پشت بام آویزان است. خطاب به او فریاد کشیدم تحمل کن تا من برسم. شاید 10 ثانیه هم طول نکشید، به یکباره دیدم که دستان پسرک رها شد و سقوط کرد، به سرعت دویدم و خودم را به ساختمان رساندم و در همین لحظه پسرک که با شدت و سرعت پایین می آمد به من برخورد کرد و از شدت ضربه هر دو به زمین افتادیم.
قهرمان پاورلیفتینگ ایران ادامه داد؛ محمد کاملاً بیهوش بود و مادرش باور نمی کرد پسرش زنده باشد، اما وقتی دید او هنوز زنده است از خوشحالی شوکه شد و بلافاصله محمد را به بیمارستان رساند.مرد آهنین ایران در پاسخ به این سوال که چطور توانست در آن لحظات دشوار و دلهره آور تمرکز خود را حفظ کند و چنین کاری را انجام دهد، گفت؛ در آن لحظه نجات محمد برایم مهم ترین مساله بود و تمام قدرتم را جمع کردم و خودم را به ساختمان رساندم، به هر حال خدا به من کمک کرد تا بتوانم چنین کاری بکنم و خوشحالم از اینکه محمد را از مرگ نجات دادم.وی همچنین در خصوص اینکه خود در این حادثه آسیب دیده یا خیر، گفت؛ وقتی محمد سقوط کرد، من فقط توانستم او را طوری بگیرم که بالاتنه و خصوصاً سرش به جایی برخورد نکند، در واقع دستانم را دور بدنش حلقه کردم و به همین دلیل قسمت سینه و بازوهایم دچار کوفتگی و کبودی شد اما مساله مهمی نبود و اکنون تنها نگرانی ام حال محمد است و امیدوارم هرچه زودتر به خانه برگردد.حسین فاطمی در مورد عیادت از محمد گفت؛ چند روز قبل به ملاقات این کودک رفتم و با هم صحبت کردیم، حال او خوب بود. هرچند به خاطر عمل طحال هنوز در قسمت مراقبت های ویژه بستری است اما پزشکان عمل را رضایت بخش اعلام کرده اند البته دو دست و لگن محمد هم شکسته است. محمد در این ملاقات به من گفت هنگام حادثه احساس کرده دو بار به زمین کوبیده شده که یکی از آنها ناشی از ضربات برخورد با من بوده و دیگری برخورد هر دو ما با زمین. پدر محمد هم ضمن تشکر از حسین فاطمی به خبرنگار ما گفت؛ محمد هنوز در بخش مراقبت های ویژه است و تا زمان رسیدن به شرایط عادی باید در این بخش بستری باشد.پدر محمد ادامه داد؛ محمد روز یکشنبه در پشت بام در حال سرسره بازی بود که تعادلش را از دست داد و به سمت پایین پرت شد. او در حال حاضر روحیه خوبی دارد و امیدواریم هرچه زودتر به بخش عمومی منتقل شود. پدر محمد که برای زیارت امام رضا(ع) و دعا برای بهبودی فرزندش به مشهد سفر کرده است، گفت؛ من جان پسرم را به مرد آهنین ایران مدیون هستم.
اینجا هم گالری جامع چیزهای واقعا دوستداشتنی!...
ببینید و نظر بدهید.
سینه برنادت دختری از روستاهای فرانسه و از خانواده ای فقیر بود که مدعی شد مریم مادر مسیح را می بیند و با او گفتگو می کند.
عده ای به او ایمان آورده و عده ای دیگر او را دروغگو خواندند ولی حرف های برنادت که از طرف مریم مقدس بیان می کرد و به همه مردم روی زمین پیامهای خوب زیستن را ابلاغ می نمود حتی اسقف کلیسای آن جا را نیز بر آن داشت تا به برنادت ایمان آورد.
برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در سال ۱۸۷۹ درگذشت.
پس از گذشت ۱۲۷ سال، مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود، بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه اش نپوسیده است و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است.

