عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

تشویق زنان اسرائیلی به زادوولد حداقل 8 فرزند!


در حالیکه برخی از مؤسسات مدنی، اهالی کرانه باختری رود اردن و نوار غزه و نیز فلسطینیانی که در سرزمین های اشغالی اقامت دارند را با شعار "فرزند کمتر، زندگی بهتر" به کاهش زاد و ولد دعوت می کنند، صهیونیست ها زنان به اصطلاح مؤمن یهودی را به افزایش تعداد کودکان جهت افزایش جمعیت اسرائیل، تشویق می کنند.
این صهیونیستها با استناد به کتب دینی خود و سوء استفاده از احساسات دینی زنان یهودی به اصطلاح مؤمن، آنان را به افزایش نسل یهودیان جهت بیشتر شدن جمعیت قوم یهود در سرزمین های اشغالی ترغیب می کنند.
نظریه پردازان صهیونیستی نیز همواره در رسانه های مختلف در سخنان خود به نقش مؤثر و سازنده زنان متدین یهودی در تقویت رژیم اشغالگر قدس اشاره می کنند. این طیف معتقدند زنانی برای اسرائیل مفیدترند که صاحب 8 فرزند باشند، زیرا در این صورت است که ما می توانیم از نظر "دموگرافی" بر فلسطینیان برتری داشته باشیم.
"حوجی هوبرمن"، نظریه پرداز و نویسنده راستگرای صهیونیست طی مقاله ای در روزنامه صهیونیستی "هتسوفیه" در مورد اهمیت نقش "رحم" زنان مؤمن یهودی در نبرد میان "اسرائیلی"ها و فلسطینیان می نویسد: غیر قابل انکار است که چپگرایان صهیونیستی در زمینه تبلیغاتی موفقیت قابل توجهی بدست آورده و توانستند با استفاده از در خدمت گرفتن رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی، طوری وانمود کنند که نبرد اصلی میان شهرک نشینان سرزمین های اشغالی با فلسطینیان بر سر زمین و دموگرافی جمعیتی است و در صورت حل این 2 مشکل یعنی برتری صهیونیست در این دو مورد، مشکل پرونده فلسطین حل خواهد شد و صلح و آرامش منطقه خاورمیانه را فرا می گیرد.
گفتنی است آمار و ارقام اعلام شده در پژوهشهای محققان امریکایی که آشکارا به نفع صهیونیستها تهیه شده است، نشان می دهد که صهیونیست ها و فلسطینیان در سالهای آینده از نظر جمعیتی به یکدیگر نزدیک خواهند شد.
این گزارشها حاکیست در سال 2025 میلادی، صهیونیست ها 79 درصد از جمعیت شهر "بیت المقدس" را تشکیل خواهند داد و مدتی بعد هم این آمار به 80 درصد افزایش خواهد یافت.
در این گزارشها آمده است علت افزایش جمعیتی یهودیان، رشد زاد و ولد میان یهودیان متدین است که به یهودیان آرتدوکس معروفند. گفتنی است برخی از این زنان معتقدند حداقل باید صاحب 8 فرزند شوند.
در بخش دیگری از این گزارشها افزوده شده است حتی اگر یهودیان سراسر جهان به سرزمین های اشغالی کوچ نکنند، "رحم" این زنان یهودی به افزایش جمعیت صهیونیست ها کمک خواهد کرد و این نبرد جمعیتی را به نفع ما به پایان خواهد رساند. در سال 2025 حتی نسبت یهودیان متدین نسبت به یهودیان سکولار نیز افزایش خواهد یافت بطوریکه یهودیان متدین که در حال حاضر حدود 16درصد جمعیت را تشکیل می دهند، در آن سال به 29 درصد افزایش می یابند
منابع آگاه صهیونیستی که خواستند نامشان فاش نشود، اعلام کردند: این گزارش تأثیر بسزایی در افزایش جمعیت صهیونیستها در سرزمین های اشغالی داشته است به طوریکه در گذشته به سختی زن یهودی یافت می شد که 8 فرزند داشته باشد اما در حال حاضر تعداد زیادی از زنان صهیونیست هستند که هشت فرزند و یا حتی بیشتر دارند.

 

ژاپن چگونه ژاپن شد؟

یک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگیزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پیشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : این کار به من این احساس را می دهد که شخص مفیدی هستم ، نه موجودی که جز انجام یک سلسله کارهای عادی روزمره فایده دیگری ندارد.

 

 مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه

 می کردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه ای بود که کارگر به کارش علاقمند می شد ، به نحوی که اگر یک روز سر کارش نمی آمد دلش برای همکاران ، محل کار وحتی دستگاهی که با آن کار می کرد تنگ می شد . مسئول ، وقتی می خواست کاری را به کسی بسپارد ، نخست ساعتی آن کار را با وی انجام می داد وقتی مطمئن می شد وی آن کار را یاد گرفته است می پرسید: بروم ؟ و سپس می رفت . آنها هیچ وقت نمی گغتند بیا این کار را انجام بده ، می گفتند ممکن است به ما کمک کنید ؟ یا می گفتند بیایید این کار را با هم انجام دهیم . مدیران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدیر وقتی می دید قسمتی از کارخانه کثیف است یک حوله سفید به پیشانی می بست و آنجا را جارو می کرد . در آنجا حتی اعضای خانواده صاحب کارخانه هم دوشادوش کارکنان کار می کردند . هیچکس از صاحب کارش نمی ترسید . همه سعی می کردند کار خوب ارائه دهند و از این می ترسیدند که کارشان خراب شود ودیگران فکر کنند که فلانی کارش بد است . اگر کاری خراب می شد مدیر داد و فریاد راه نمی انداخت و کارگر را جلوی دیگران خوار نمی کرد ، بلکه برای او به آرامی شرح می داد که بهتر نیست کار را به این طریق انجام می دادی ؟ اگر در ماه کسی غیبت نمی کرد و کارش را خوب انجام می داد مبلغ قابل توجهی به او پاداش می دادند . این باعث می شد کارگر تشویق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .

زمانی برای صحبت کردن و ارتباط با کارگر در نظر گرفته می شد . سرپرست لحظاتی را در حین کارکردن به بهانه آموزش دادن با کارگر حرف می زد تا روحیاتش را بهتر بشناسد . کارگر وقتی مشکلی داشت با سرپرست خود صحبت می کرد تا مشکلات برای حل به بالاتر انعکاس پیدا کند . وقتی به اضافه کاری نیاز بود مستقیم به کسی نمی گفتند اضافه کار بمانید بلکه صبح در حین صحبت به یک نفر می گفتند امروز کار زیاد است و افراد دیگر به خود اجازه نمی دادند محیط را ترک کنند ، می ماندند تا کار را به اتمام برسانند . صاحب کارخانه هیچوقت لفظ کارگرهایم ، یا کارخانه ام را به کار نمی برد . آنجا از یک کارگر معمولی تا صاحب کارخانه همه لفظ کارخانه مان را به کار می بردند . وقتی سودی وارد کارخانه می شد این سود نسبت به میزان حقوق بین همه توزیع می شد. در آنجا کارگران معتقدند اگر خوب کار کنند سود کارخانه بیشتر می شود اگر سود بیشتر شود شرکتشان گسترش می یابد شرکت که گسترش یابد اعتبارشان در کشور بالا می رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنیای آنها دنیای همدلی و همکاری است . آنها تعطیلاتی دارند به اسم «گلدن ویک» که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند و می روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کار کنند.

 

  

 

با آنکه در شرکت های تولیدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کیفی ) ، که این قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قبلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند . کارگری که قطعه ای را تولید می کند به چشم یک خریدار به آن نگاه می کند . اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحویل می گیرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ایراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط تولید ، هر بخش نسبت به بخش دیگر مثل مشتری است.

 

 

برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر و مشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهارخوری را هم در قسمت فوقانی و دارای چشم انداز بنا می کنند.

 

 

در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود .

 

   

اگر کارگری در حین کار متوجه شود قطعه ای اندازه یک دهم میکرون ایراد دارد ، سریع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدیر شرکت تامین کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدیر حتی اگر با کارخانه فاصله زیادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی و جبران کند .

 

   

 

هیئتی برای یک دوره آموزشی به کارخانه تویوتا ژاپن رفته بودند . آنها تعریف می کنند که : ما با مشاهده خطوط تولید ، نظم و انضباط حاکم ، روش کار، نحوه تولید ، و ... چنان به شعف آمده بودیم که به فیلمبرداری مشغول شدیم . اما مدرس ما به ما گفت : فیلمبرداری و سپس دیدن آن به شما چیزی نخواهد آموخت و فقط جنبه نمایشی دارد . شما باید چیزی ورای آنچه می بینید، را ببینید! آنچه که قابل رویت نیست، و آن روح حاکم بر محیط کار است !

 

 ژاپنی ها گرایش دارند که خود را با کارشان هماهنگ کنند . هنگامی که از آنان پرسیده شود شما کی هستید ؟ در پاسخ به ترتیب نام خود و نام شرکت یا سازمانی که در آن کار می کنند را خواهند گفت . حتی یک استاد دانشگاه که اقتصاددان است ،خواهد گفت : من استاد دانشگاه توکیو هستم . ژاپنی ها چون خود را عضو جامعه سازمانی می پندارند از کار اضافه برای شرکتشان سرباز نخواهند زد و هرگاه لازم باشد کارهای شخصی خود را فدا خواهند کرد . هنگامی که در آمد شرکت ناچیز باشد ، آنان به افزایش دستمزد اندک تن خواهند داد ، زیرا آنان خوب می دانند که اگر شرکتشان نتواند به دلیل دستمزدهای بالا به رشد ثابتی دست یابد ، در آمد آنان در دراز مدت کاهش خواهد یافت .

 

 

 ادوین لند، مخترع دوربین عکاسی پولاروید، حدودا پانزده سال اول حیات شرکت پولاروید ، اداره آن را به عهده داشت . وقتی شرکت به طور فزاینده ای رشد کرد ، ادو ین لند ، اقدام به تشکیل تیم مدیریت ارشد شرکت نمود .

نکته جالب توجه اینجاست که وی به این نتیجه رسید که خودش فرد مناسبی برای عضویت در این تیم نیست ، بلکه حمایت و مشارکت در نوآوری عملی ، نقشی بود که برای خود در نظر گرفت . و در این شرکت آزمایشگاهی برای خود ساخت و خود را مدیر مشاور شرکت در تحقیقات پایه معرفی کرد

تکنیک های تند خوانی

 
 
با بکار بستن نکات زیر مهارت تند خوانی را در خود تقویت کنید:

۱) مکثــها و توقفهای چشمان خود را حین مطالعه سطورکــاهش دهید. این همان تمرکزهای لحظه ای بروی حروف و واژه ها اسـت. مـا هنگام خواندن هر یک از سطرهای یک مـتـن چشمان خود را بصورت جهشی بسمت جلو حرکت می دهیم اکنون هر میزان که ما این مکثـها و جهشــها را کـاهش دهیـم سـرعـت خـوانــدنمان نیز افزایش می یابد.تـــعداد این توقفها معمولا در افراد کند خوان به ۷ بار در هرسـطر میرسد اما شما میتوانید این تعداد مکث را به ۳ باردر هر سطر کاهش دهید.
▪ نکته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حرکت دهید و نه سر خود را.
▪ نکته: برای کاهش مکث ها و توقفها میبایست حوزه دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید سعی کنید تا تصاویر واقع در گوشه چشمان خود را بدون اینکه بطور مستقیم به آنها نگاه کنید،ببینید.
▪ نکته:اجازه ندهید حین مطالعه دیدتان دچار سرگردانی گردد.

۲) واژه ها را گروه بندی کنید. ما دیگر آموخته ایم که چگونه حروف را با یکدیگر ترکیب کرده و کلمات را خوانده و درک کنیم. اکنون باید بیاموزیم که دسته ای از کلمات را با یکدیگر ترکیب کرده و یک جمله را در آن واحد بخوانیم. و در قدم بعدی باید بیاموزیم که چگونه جملات را دسته بندی کرده و مفهوم کلی یک پاراگراف را استخراج کنیم.
▪ نکته: ثابت شده که دسته بندی واژه ها قوه ادراک و فهم را افزایش میدهد. بطور کلی مفهوم را آسانتر میتوان از یک دسته واژه استخراج کرد تا از کلمات منفرد و حتی حروف تک.

۳) هیچگاه به عقب باز نگردید. اغلب افراد عادت کرده اند هنگام مطالعه به عقب بازگشته و واژه ها و یا قسمتهایی از متن را که بدرستی متوجه نشده اند را بازخوانی کنند. این کار فقط از سرعت خواندن شما میکاهد. شما میتوانید با مطالعه تکمیلی قسمتهایی که بدرستی متوجه نشده اید را درک کنید. شاید با خودتان بگویید که این باز خوانی مجدد هم زمانبر است. اما باز گشت مکرر به عقب برای بازخوانی قسمتهای درک نشده به مراتب وقت گیر تر از مطالعه مجدد یک مطلب به روش تند خوانی ست.

۴) هدفمند مطالعه کنید. هدف خود را از مطالعه هر مطلبی از پیش تعیین کنید. که چه نوع اطلاعاتی را میخواهید کسب کنید. این کار سبب میگردد تا شما اطلاعات غیر ضروری و حاشیه ای را در فرایند مطالعه حذف کنید.

۵) فقط کلمات و مفاهیم کلیدی را مطالعه کنید. ما برای نگاشتن مطالب ناگزیریم پاره ای دستورات نوشتاری و ساختار صحیح جملات را رعایت کنیم. اما هنگام خواندن نه.۴۰ تا ۶۰ درصد کل یک متن از واژه ها و حروف بی اهمیت و غیر ضروری (البته برای درک آن) تشکیل یافته است. مانند حروف ربط مانندو و یا. بیاموزید تنها اسمها و افعال را بخوانید. نکات و مفاهیم اصلی یک پاراگراف را یافته و آن را در ذهن بسپارید و جزئیات خارج از موضوع اصلی را حذف کنید.

۶) با صدای بلند مطالعه نکنید. سرعت ادا کردن و صحبت کردن بسیار کمتر از ظرفیت یادگیری و مطالعه شماست. در فرایند مطالعه میبایست فقط چشمها و مغز درگیر باشند. سرعت قوه بینایی شما بسیار بیشتر از سرعت تکلم شماست. بنابراین از تلفظ حروف و واژه ها حین مطالعه خودداری کنید. اما مسئله اصوات به همین جا ختم نیمشود. ما حین خواندن در ذهن خود نیز اصوات مرتبط با حروف و واژه ها را بیان میکنیم. این همان ندای درون شماست زمانی که به اصطلاح در دلتان مطلبی را میخوانید. یعنی ما پس از دیدن یک کلمه صبر میکنیم تا صدای مرتبط با آن کلمه (تلفظ) در ذهنمان کامل شود سپس به سراغ کلمه بعدی میرویم. این عادت نیز سرعت مطالعه شما را کاهش میدهد. به یاد داشته باشید که حذف کامل این صداها در مغز و ذهن غیر ممکن است اما میتوان آنها را به حداقل رساند.

۷) در محیط مطالعه خود هر عاملی که موجب پرت شدن حواس شما میگردد را حذف کنید.

۸) هر میزان که شما با واژگان و اصطلاحات یک زبان آشنا تر ومانوس تر باشید درک بهتری نیز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهید داشت. بنابراین تا میتوانید واژه و اصطلاح جدید بیاموزید.

۹) تمرین کنید، تمرین کنید. تا میتوانید تند خوانی را تمرین کنید. تند خوانی نیز همچون سایر مهارتها نیاز به ممارست دارد.

۱۰) تمرکز خود را حین مطالعه حفظ کنید. بدین مفهوم که در حین خواندن مطلبی در آن واحد به چیز دیگری فکر نکنید

حالت زار مسلمین

حالت زار مسلمین

ای مسلمان در کجایی؟

ای صلاح الدین در کجایی؟

ای عمر!!!!

ای ابو دجانه!!!!

ای مرد مومن......

ببین این کافر عصمت تو را چی میکند.....؟؟؟؟؟؟

آیا غیرت همه مسلمین خوابیده؟؟؟؟؟

خط زمانی

قبل از میلاد
3000 ق م . : اولین 2چرخه یا 4 چرخه ها توسط سومریان در تمدن بین النهرین استفاده میشد. ( این 2 یا 4 چرخه ها توسط اسب یا گاو نر کشیده میشد و در جنگها از آن استفاده میکردند )
2000 ق.م .: پره چرخ اختراع شد. به این ترتیب چرخهای بجای اینکه توپر باشند توخالی ساخته میشدند و نسبت به حالت قبل بسیار سبکتر بودند.
750 ق.م . اولین ایده مکتوب خودرو واقعی : ایلیاد اثر هومر
بعد از میلاد
قرن 15 میلادی طرحهای اولیه خودرو توسط فرانسیسکو د جورجیو مارتینی ( Francesco di Giorgio Martini) به نام اتومبیل و و داوینچی
1680: طرح خودرو با حرکت در اثر رانش نیروی بخار ( شبیه جت ) توسط سرایزاک نیوتن (Isaac Newton )
1698 :طرح اولین موتور بخار توسط توماس ساوری (Thomas Savery )
1711:تکمیل موتور بخارتوماس ساوری توسط توماس نیو کومن
1769 : ثبت اولین موتور بخار عملی و کارامد توسط جیمز وات (James Watt )
نیکلاس ژوزف کوگنات (Nicolas-Joseph Cugnot )اولین خودروی جهان را که موتورش از نوع موتور بخار بود
1784 : طرح اولیه موتورجدید !!؟ .... ویلیام مورداک (William Murdock )
1800 : اختراع اولین باتری
1803: تکمیل London Carriage توسط ریچارد ترویتیک
1804 :ساخت لوکوموتیو بخار توسط ریچارد ترویتیک (Richard Trevithick )
1807 : تئوری موتور احتراق داخلی با سوخت هیدروژن و اکسیژن توسط فرانسیس ایزاک د ریواز (Francois Isaac de Rivaz )
1827 :استفاده از دیفرانسیل اولیه برای تغییر جهت گردش توسط او پکیوررو
1831:کشف اصول و قوانین سیم پیچ ها میشل فارادی (Michael Faraday )
1832  : جعبه دنده اولیه: دبلیو اچ جیمز (W. H. James )
1836 : اختراع و تکمیل لاستیک توپرتوسط چارلز گودیر
1839 : ساخت اولین اتومبیل برقی ( الکتریکی ) توسط روبرت اندرسون
1845 :اولین لاستیک بادی توسط اسکاتلندی به نام تامسون (Thomson )
1859 :بنزین ساخته شد
باتری قابل شارژ توسط گستون پلنت (Gaston Plante )
1860 : اولین موتور احتراق داخلی کامل 2 زمانه ( گاز سوز) توسط اتینه لنویر
1862 : الفونس بیر د روچاس (Alphonse Bear de Rochas ). طرح اولین ایده موتور 4 زمانه ( شک )
1863 : سه چرخه اتینه لنویر با موتور احتراقی داخلی خودش
1864 : اتومبیلی باموتور بنزینی و کاربراتور ( ناقص ) توسط زیگفرید مارکوس
1872 : امتیاز موتور بنزینی (؟) جرج برایتون
1875 : دومین اتومبیل زیگفرید مارکوس استرالیایی
1876: اولین نمونه موتور چهار زمانه قابل استفاده توسط نیکلاس اتو
1877 : سر جان تورنیکرافت (Sir John Thornycroft ) اولین ضربه گیر بادی
1880: باتری سربی اسیدی ساخته شد
1883 : موتور تکمیل شده 4 زمانه توسط دایملر(Gottlich Wilhelm Daimler)
1884 : دوچرخه ( با طرح امروزی ) اختراع شد
1885 :سه چرخه با موتور 4 زمانه توسط کارل بنز (Carl Freidrich Benz ) (سال بعد ، دریافت حق امتیاز 1886)
اولین موتورسیکلت امروزی توسط گوتلیش دایملر
1887 :  4 چرخه با موتور 4 زمانه توسط گوتلیش دایملر

1888 : جان بوید دانلوپ (John Boyd Dunlop ) تکمیل طرح تایر بادی و استفاده آن برای دوچرخه ها
1889 : شرکت پژو اولین اتومبیل بخار خود را عرضه کرد
1890 : بخاری اتومبیل : توماس اهارن (Thomas Ahearn )
کانادایی

چطور تست IQ کار می‌کند؟

چطور
تست IQ
کار می‌کند؟

 
همه ما در طول زندگیمان در مورد تست های هوش حرف های زیادی شنیده‌ایم و افراد باهوشی را دیده‌ایم که به قولی IQ بسیار بالایی دارند.
حال بد نیست بدانیم این IQ یا همان هوش انسان که توسط تست‌های پیچیده آزمایش می‌شود چیست و چه خصوصیاتی دارد.

تست IQ :
کلمه IQ مخفف Intelligence Quotient یا همان بهره هوشی است. این بهره هوش سال هاست که به صورت تست مورد آزمایش قرار می‌گیرد و نشان می دهد توانایی و هوش هر فرد در مقابل جمعیت جهان چقدر است.
تست فوق نمره استانداری دارد که میانگین آن 100 است. در اکثر این تست‌ها نمره‌ای بین 90 تا 110 هوش متوسط فرد را نشان می‌دهد. نمره بالای 130 هوش بالا را نشان می‌دهد و نمره زیر 70 نشانگر مشکلات مغزی فرد است.
این تست مانند هر تست دیگری در مورد کودکان متفاوت است زیرا تفاوت سنی می‌تواند تغییراتی را در نتیجه این تست اعمال کند.

ارزیابی هوش با تست
در این تست چه چیزی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد سئوالی است که در این قسمت به آن پاسخ می‌دهیم.
پاسخ به این سئوال طبق آنچه داشنمندان اعلام کرده‌اند آن است که این تست می‌تواند توانایی فرد را در مقابل حل مشکلات و همچنین نگهداری و استفاده از اطلاعات دریافتی اعلام کند. این توضیح دقیقا به این معناست که فرد تا چه حد می‌تواند تحلیلگر باشد، مسائل را حل کند، توانایی برقراری ارتباط بین مفاهیم را داشه باشد و اطلاعات را به سرعت دریافت و در ذهن ذخیره کند.
تست هوش در چند حوزه می‌تواند انجام پذیرد:
- توانایی شناخت حجم ها: توانایی اینکه فرد بتواند اشکال را با مهارت دست‌کاری کند و حجم آنها را درک کند.
-توانایی حل مسائل ریاضیات: توانایی حل مسائل و استفاده از منطق.
-توانایی بیان: توانایی تکمیل جملات و به یاد داشتن کلمات، زمانی که لغات حذف شده‌اند.
-توانایی بالای حافظه: توانایی به یاد سپردن اشکال و اجسامی که قبلا دیده و یا شنیده شده است.
سئوالات در هر کدام از این حوزه‌ها می‌تواند توانایی فرد را در یک رشته مشخص کند اما برخی از روانشناسان معتقدند که این حوزه‌ها می‌تواند توانایی کلی هوش و حافظه راتعیین کند.
برخی از افراد در بعضی از این حوزه‌ها بهتر پاسخگو هستند و در بعضی دیگر کمتر فعالند. اما محققان معتقدند که افرادی که در یکی از این روشهای نمره بالایی کسب کنند در دیگر حوزه‌ها نیز بسیار خوب هستند و اگر در دیگر حوزه‌ها ضعیف عمل کنند در دیگر پاسخها هم ضعیف خواهند بود.
بر اساس این تئوری محققان معتقدند که تست‌های هوش یا همان تستهای آی کیو می‌تواند توانایی هوش هر فردی را تعیین کند.

میزان IQ ثابت است
از آنجایی که تست‌های هوش بر اساس فهم شما از مسائل است و به معلوماتتان ارتباطی ندارد یادگیری مسائل نمی‌تواند کمکی به بالا رفتن اندازه آی کیو شما بکند. یادگیری می‌تواند به تمرینات مغزی شما کمک کند که در نهایت به فعالیت بیشتر مغز شما می‌رسد اما دانشمندان به ازتباط پیشرفت کاری مغز و بالا رفتن هوش اعتقادی ندارند.
تحقیقات نشان می‌دهد که بالا بودن هوش به نظر می‌رسد که بیشتر به عوامل ژنتیکی بستگی داشته باشد تا به عوامل محیطی. اما آنچه تمامی محققان معتقدند آن است که یادگیری در طول زمان می‌تواند در بهبود کار مغز تاثیرات مهمی داشته باشد.
اما آیا شما می‌توانید هوش یا همان آی کیو خود را بالا ببرید؟
بعضی از شواهد نشان می‌دهد که کودکانی در دوران بسیار کوچکی که از نظر تغذیه به شکل خاصی رسیدگی شده‌اند توانایی‌های مغزی و هوشی بالایی دارند و در دوران ابتدایی مدرسه می‌توانند تفاوتهای بسیاری را از سایرین نشان دهند اما این تفاوتها در سالهای بعد به شکلی در می‌آید که انها نیز با کودکان عادی یکسان می‌شوند.
هوش افراد بزرگسال هم با گذشت زمان بالا نمی‌رود. شواهدی نیز وجود دارد که نشان می دهد که یادگیری روشهای جدید و یا حل کردن انواع پازل‌ها می‌تواند توانایی‌های مغز را بالا ببرد اما هیچیک از این راهها همیشگی نبوده و هرگز تنوانسته‌اند نمرات تست هوش فرد را بالا ببرند.
در نهایت نتیجه آن است که نمره تست هوش شما شما تغییرناپذیر است و فرقی نمی‌کند که شما چقدر درس بخوانید و معلوماتتان را بالا ببرید.اما این به معنا هم نیست که نتوانید هوش خود را بالا ببرید. تست آی کیو در واقع تنها راهی بسیار مفید برای اندازه‌گیری جنبه‌هایی از هوش است.
بسیاری از منتقدان معتقدند که این تست نمی‌تواند قدرت خلاقیت, توانایی های اجتماعی , دانش و معرفت را اندازه گیری کند. ارزش این تست تنها به آن است که می‌تواند توانایی‌های کلی را که به اندازه هوش ربط پیدا می‌کند را ارزشیابی کند.
گرچه مثال های بسیار زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد افرادی که دارای نمره بالای تست آی کیو هستند توانسته‌اند در داشنگاه و محیط کار خود موفق باشند اما نمونه‌های بسیاری هم وجود دارند که عکس این موضوع را ثابت می‌کنند.

گیاهان از طریق تلفن نیازهایشان را به صاحبان خود اعلام می‌کنند!

 

دستگاه تماس تلفنی گیاهان با صاحبانشان توسط تعدادی از فارغ التحصیلان دانشگاه نیویورک طراحی و ساخته شد.

به گزارش سایت مرکز تحقیقات کشاورزی ورامین، در طراحی این دستگاه به هر گیاهی صدای خاصی اختصاص داده شده است که آن را از گیاهان دیگر متمایز می‌کند.

با استفاده از این دستگاه، گیاهان نیازهای خود را از طریق تماس تلفنی به اطلاع صاحبان خود می‌رسانند.

تعدادی از دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاه نیویورک به این فناوری دست یافته‌اند که نیاز گیاهان به آب و دیگر مواد ضروری را بر اساس میزان خشکی خاک تشخیص می‌دهد و از طریق تماس تلفنی این نیاز را به صاحبان آنها ابلاغ می‌کند.

این دانشجویان دستگاهی را طراحی کرده و ساخته‌اند که بر اساس میزان خشکی خاک، نیاز گیاه به آب را تشخیص می‌دهد و از طریق شماره‌ای که در آن ذخیره شده است با صاحب گیاه تماس می‌گیرد و نیاز گیاه را بیان می‌کند.

حس گرهای تعبیه شده در این دستگاه میزان رطوبت را با توجه به میزان نیاز گیاهان مختلف به آب تشخیص می‌دهند و اعلام می‌کنند.