انگلیسی:
زن فقط یک چیز را پنهان نگاه میدارد آنهم چیزی است که نمیداند.
هلندی:
وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و دیوار می ریزد.
استونی:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقیر زن بگیر.
فرانسوی:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.
انتخاب زن و تربوز مشکل است.
بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشیده بود.
آلمانی:
کاری را که شیطان از عهده بر نیاید زن انجام میدهد.
وقتی زنی میمیرد یک فقته از دنیا کم میشود.
کسی که زن ثروتمند بگیرد آزادی خود را فروخته است.
آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.
گریه زن، دزدانه خندیدن است.
یونانی:
شرهای سهگانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.
برای مردم مهم نیست که زن بگیرد یا نگیرد، زیرا در هر دو صورت پشیمان خواهد شد.
گرجیها:
اسلحه زن اشک اوست.
ایتالیایی:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نیست.
زناشویی را ستایش کن اما زن نگیر.
زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.
انسان صد سال هم زنگی نمی کند ولی غصه هزار سال را می خورد. ((چینی))
اگر نمی خواهی سرت کلاه برود قیمت جنس را از سه مغازه بپرس. ((چینی))
اگر نمی توانی پولدار شوی ، همسایه مرد پولدار شو. ارمنی
![]() | |
| جزییات بیشتری از این ماهواره ارائه نشده است |
مقاماتی که حاضر به افشای نام خود نشدند گفته اند این ماهواره قدرت و نیروی محرکه خود را از دست داده و ممکن است حاوی مواد مضری باشد.
یک سخنگو گفته است ظرف سالیان گذشته "تعداد زیادی" ماهواره از مدار خارج شده اند و با زمین برخورد کرده اند بدون اینکه آسیبی در بر داشته باشند."
گوردون جاندرو، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا گفت:" ما در حال بررسی گزینه های پیش رو هستیم تا آسیب های احتمالی ناشی از برخورد این ماهواره را کاهش دهیم."
خبرگزاری آسوشیتد پرس به نقل از مقامی که حاضر به افشای نام خود نشده نوشته دولت آمریکا درحال حاضر قانون گذاران و کشورهای دیگر را در جریان وضعیت قرار داده است.
این مقام حاضر نشده به این پرسش خبرگزاری پاسخ دهد که آیا دولت آمریکا ممکن است احتمالا با استفاده از موشک این ماهواره را نابود کند یا نه.
به گزارش این خبرگزاری بزرگترین ماهواره ای که با خارج شدن از مدار به زمین برخورد کرده ماهواره "اسکای لب"، یک ایستگاه فضایی 78 تنی بوده که سال 1979 از مدار خارج شد.
قطعات این ماهواره بدون آسیب رسانی، در اقیانوس هند در ناحیه ای دورافتاده در غرب استرالیا فرریخت.
مقامات معتقدند در سال 2002 قطعات یک ماهواره تحقیقاتی 7 هزار پوندی به جو زمین برخورد کرد و بر فراز خلیج فارس، در چند هزار مایلی مکانی که برای ریزش این قطعات پیش بینی شده بود فرو ریخت.
بی بی سی فارسی
فرازی از وصیت نامه دکتر علی شریعتی
فرزندم! تو میتوانی هر گونه «بودن» را که بخواهی باشی، انتخاب کنی.
اما آزادی انتخاب تو در چارچوب حدود انسان بودن محصور است.
با هر انتخابی باید انسان بودن نیز همراه باشد
و گرنه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است،
که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچکس، هیچ چیز.
انسان یعنی چه؟ انسان موجودی است که آگاهی دارد
و همیشه جویای مطلق است؛ جویای مطلق. این خیلی معنی دارد.
رفاه، خوشبختی، موفقیتهای روزمره زندگی و خیلی چیزهای دیگر به آن صدمه میزند.
تو هر چه میخواهی باشی باش اما ... آدم باش.
اگر پیاده هم شدهاست سفر کن. در ماندن، میپوسی.
هجرت کلمه بزرگی در تاریخ «شدن» انسانها و تمدنها است.
اروپا را ببین. اما وقتی ایران را دیده باشی، وگرنه کور رفتهای، کر باز گشتهای.
افریقا مصراع دوم بیتی است که مصراع اولش اروپا است.
در اروپا مثل غالب شرقیها بین رستوران و خانه و کتابخانه محبوس ممان.
این مثلث بدی است. این زندان سه گوش همه فرنگ رفتههای ماست.
از آن اکثریتی که وقتی از این زندان روزنهای به بیرون میگشایند و پا به درون اروپا میگذارند،
سر از فاضلاب شهر بیرون میآورند حرفی نمیزنم که حیف از حرف زدن است.
اینها غالبا پیرزنان و پیر مردان خارجی دوش و دختران خارجی گز فرنگی را
با متن راستین اروپا عوضی گرفتهاند.
چقدر آدمهایی را دیدهام که بیست سال در فرانسه زندگی کردهاند و با یک فرانسوی آشنا نشدهاند.
فلان آمریکایی که به تهران میآید و از طرف مموشهای شمال شهر و خانوادههای قرتی ِ لوس ِاشرافی ِکثیفِ عنتر ِفرنگی احاطه میشود، تا چه حد جو خانواده ایرانی و روح جاده [ساده؟] شرقی و هزاران پیوند نامرئی و ظریف انسانی خاص قوم را لمس کردهاست؟
اگر به اروپا رفتی
اولین کارت این باشد که در خانوادهای اتاق بگیری که به خارجیها اتاق اجاره نمیدهند.
در محلهای که خارجیها سکونت ندارند.
از این حاشیه مصنوعی ِبیمغز ِآلوده دور باش.
با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو. در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.
« کن مع الناس و لا تکن مع الناس» واقعا سخن پیغمبرانهاست.
واقعیت، خوبی، و زیبایی؛ در این دنیا جز این سه، هیچ چیز دیگر به جستجو نمیارزد.
نخستین، با اندیشیدن، علم. دومین، با اخلاق، مذهب. و سومین، با هنر، عشق.
(عشق) میتواند تو را از این هر سه محروم کند.
به این هر سه، دنیای بزرگ پنجرهای بگشاید و شاید هم دری ...
و من نخستینش را تجربه کردهام و این است که آن را"دوست داشتن" نام کردهام.
که هم، همچون علم و بهتر از علم آگاهی میبخشد
و هم همچون اخلاق، روح را به خوب بودن میکشاند و خوب شدن.
و هم زیبایی و زیباییها (که کشف میکند،که میآفریند)
چقدر در این دنیا بهشتها و بهشتیها نهفتهاست. اما نگاهها و دلها همه دوزخی است.
همه برزخی است که نمیبیند و نمیشناسد. کورند و کرند.
چه آوازهای ملکوتی که در سکوت عظیم این زمین هست و نمیشنوند.
همه جیغ و داد و غرغر و نق نق و قیل و قال و وراجی و چرت و پرت و بافندگی و محاوره.
وای، که چقدر این دنیای خالی و نفرت بار برای فهمیدن و حس کردن سرمایه دار است! لبریز است!
چقدر مایههای خدایی که در این سرزمین ابلیس نهفتهاست!
زندگی کردن وقتی معنی مییابد که فن استخراج این معادن ناپیدا را بیاموزی ...
تنها نعمتی که برای تو در مسیر این راهی که عمر نام دارد آرزو میکنم،
تصادف با یکی دو روح فوقالعادهاست،
با یکی دو دل بزرگ،
با یکی دو فهم عظیم و خوب و زیبا است.
چرا نمیگویم بیشتر؟
بیشتر نیست. «یکی» بیشترین عدد ممکن است.
در پایان این حرفها بر خلاف همیشه احساس لذت و رضایت میکنم که عمرم به خوبی گذشت. هیچوقت ستم نکردم. هیچوقت خیانت نکردم
و اگر هم به خاطر این بود که امکانش نبود، باز خود سعادتی است.
... و عزیزترین و گرانترین ثروتی که میتوان به دست آورد، محبوب بودن و محبتی زاده ایمان،
و من تنها اندوختهام این و نسبت به کارم و شایستگیم، ثروتمند، و جز این، هیچ ندارم.
... و حماسهام این که کارم گفتن و نوشتن بود و یک کلمه را در پای خوکان نریختم.
یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم و قلمم همیشه میان من و مردم در کار بود
و جز دلم یا دماغم کسی را و چیزی را نمیشناخت
و فخرم این که در برابر هر مقتدر تر از خودم متکبرترین بودم و در برابر هر ضعیف تر از خودم متواضعترین.
و دیگر این سخن یک لا ادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بودهاست که
« شرافت مرد همچون بکارت یک زن است.» اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمیتواند.
و دیگر این که نخستین رسالت ما کشف بزرگترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم
و آن «متن مردم» است
و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گنگیم.
ما از آغاز پیدایشمان زبان آنها را از یاد بردهایم
و این بیگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث کننده همه تلاشهای ماست.
و آخرین سخنم به آنها که به نام روشنفکری، گرایش مذهبی
مرا ناشناخته و قالبی میکوبیدند، این که:
دین چو منی گزاف و آسان نبود / روشن تر از ایمان من ایمان نبود /
در دهر چو من یکی و آن هم کافر! / پس در همه دهر یک مسلمان نبود

اگر عیوب خود را به خاطر داشته باشید . عیوب دیگران را از یاد می بریم . (( عبری ))
اگر درخت قرص و محکم باشد . از توفان چه باک ؟ (( ارمنی ))
انچه با های می آید . با هوی می رود . (( آذربایجانی ))
اگر می خواهی در دنیا پیشرفت کنی . نخست به دیگران کمک کن پیشرفت کنند . (( ژاپنی ))
اگر در خانه همسایه ات را نزنی . او هم در خانه تو را نخواهد زد . (( کردی ))
از فرط غرور ( نه ) و از فرط ضعف ( آری ) مگو . (( سوئدی ))
اگر دروغها به اندازه سنگها سنگین بودند . بسیاری از افراد راستی را ترجیح می دادند . (( سوئدی ))
(اگر داشتم ) و ( اگر می بودم ) دوش به دوش هم راه میروند . (( اسپانیایی ))
شیطان بالش می گذارد تا مرد مست روی آن بخوابد . ( کانادایی )
فقط نصف آنچه را می بینی باور کن و از آنچه می شنوی . هیچ باور مکن . ( کوبای )
کالاهای که زیاد در معرض تماشایند . زود رنگ خود را از دست می دهند . ( برزیلی )
ازدواج غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و واقیتبدیل می کند . ( آلمانی )
خالی ترین ظرف ها . بلند ترین صداها را می دند . ( انگلیسی )
بهترین نوع آشنای . آشنای قلوب با یکدیگر است . ( چینی )
گوسفند به کارد می اندیشد و قصابی به گوشت . ( کردی
اندیشه ی حقیر ، انسان را حقیر نگاه میدارد .