عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

چطورغم غربت را کم کنیم؟

روان‌شناسان می‌گویند غم غربت در ابتدای مهاجرت کاملا طبیعی است اما راه‌هایی وجود دارد که از این غم پیشگیری یا دوره آن را کوتاه‌تر کنیم.
سال اول دانشگاه بود. 5 نفر سال اولی با هم توی یک اتاق بودیم و تقریبا همه‌مان از یک استان دور آمده بودیم.
کسی که خانه‌اش از همه به دانشگاه نزدیک‌تر بود، 10 ساعت تا پدرو مادرش فاصله داشت و کسانی که دورتر بودند، فاصله‌شان به 15 ساعت هم می‌رسید. چند تا از بر و بچ که بیشتر به خانه و خانواده وابسته بودند، وقتی دلشان هوای خانه را می‌کرد کار جالبی می‌کردند؛ کاری که هیچ‌وقت یادم نمی‌رود؛ شب که می‌شد چراغ‌ها را خاموش می‌کردند، به یکی که صدایش غمگین‌تر بود می‌گفتند بخوان و هرکس می‌رفت روی تخت خودش، زیر پتوی خودش و می‌زد زیر گریه! �غم غربت� در روزهای اول مهاجرت بیداد می‌کرد اما کم‌کم، هم غم غربت کمتر شد و هم بچه‌ها دیگر توی اتاق گریه‌و‌زاری نکردند!
این آدمیزاد هم معلوم نیست چه‌جور موجودی است؛ اگر بگذاری در همین محیط آشنای خودش روزهایش را بگذراند، کم‌کم از روزمرگی حالش به هم می‌خورد و شروع می‌کند به شعاردادن که �آب هم اگر یک جا بماند می‌گندد�؛ حالا همین آدمیزاد را اگر از همین روزمرگی‌ها که گذشته و خاطره‌هایش را ساخته‌اند جدا کنی و بگذاری‌اش توی یک محیط جدید، چنان نوستالژی گذشته می‌گیردش که می‌دهد با خط خوش و جوهر طلا برایش بنویسند �به یاد یار و دیار آن‌چنان بگریم زار / که از جهان ره و رسم سفر بر اندازم�.
حتی اگر آن‌قدر پوست‌کلفت باشد که مثل آن امیر دوره رودکی چندین و چند سال با غربت حال کند، یکدفعه یک شعر چنان دگرگونش می‌کند که کاروان راه می‌اندازد و هی از رودکی می‌خواهد که بخوان �بوی جوی مولیان آید همی!�. اصلا مانایی یک دوبیتی مشهور نشان می‌دهد که غریبی یکی از غم‌های سه‌گانه همیشگی ما ایرانی‌هاست. نگویید شما تابه‌حال بیت �سه غم اومد به جونم هر سه یک‌بار/ غریبی و اسیری و غم یار...� را زیر لبتان زمزمه نکرده‌اید.
از طرف دیگر اصلا این آمیزاد مشتاق است که حالش گرفته باشد؛ حالا چه به بهانه قرارگرفتن در سن خاص (بحران 30 سالگی که یادتان هست؟) و چه به بهانه قرار‌گرفتن در مکان خاص. خلاصه اینکه این آدمیزاد، همیشه خدا، بین دوتاقطب فرار از محیط آشنا و نوستالژی به محیط آشنا گیر کرده بوده است و نشانه‌اش هم، همین ضرب‌المثل‌ها و بیت‌ها که ذکرش رفت.


هوای خانه چه دلگیر می‌شود گاهی
ظاهرا روان‌شناس‌ها قبلا با تحقیق درمورد غم غربت بیشتر حال می‌کرده‌اند. اواسط قرن هفدهم میلادی یک بابایی آمد واژه �نوستالژی� را ابداع کرد و این را انداخت توی دهان جماعت. بعدها روان‌شناس‌ها یک واژه اختصاصی‌تر برای غم و غصه اول مهاجرت در نظر گرفتند؛ "Home sick" که معنای تحت‌اللفظی‌اش می‌شود �بیماری خانه� و معنایش همان غم غربت است.
جالب است بدانید که فروید حتی اسهال و یبوست روزهای اول مسافرت را هم به اضطرابی که مکان جدید و خود سفر برای آدم به وجود می‌آورد ربط می‌داد. از 30 سال گذشته به این طرف که مهاجرت‌ها خیلی گسترده‌تر و طولانی‌مدت‌تر شده‌اند و مخصوصا جهان‌سومی‌ها ترجیح می‌دهند کشورهایی کاملا دور از وطن و فرهنگ وطن را به عنوان مقصد انتخاب کنند، هم این بحث �غم غربت� دارد جدی‌تر دنبال می‌شود و هم بحث‌های جدی‌تری مثل بحران هویتی که نوجوانان نسل دوم مهاجرت با آن درگیر می‌شوند؛ بحران هویتی که دوبرابر شدیدتر از بحران هویت نوجوانان بومی است.
آنها، هم باید با بحران معمول نوجوانی کنار بیایند و هم باید با ارزش‌های جامعه پدری و ارزش‌های جامعه فعلی درگیر باشند.
از آنجا که همشهری جوان بین‌المللی نیست(!) و بیشتر ما در سطح کشور خودمان مهاجرت می‌کنیم و با همان �غم غربت� معمول باید کنار بیاییم، بی‌خیال بحران هویت در غربت می‌شویم. حالا بگذریم از اینکه توی همین مملکت خودمان هم گاهی آن‌قدر تفاوت فرهنگی بین 2 شهر کوچک و بزرگ، عمیق است که نوجوانان نسل دوم پدر و مادران مهاجر، کمی بیشتر بحران‌زده می‌شوند!


نگاه مردم بیگانه در دل غربت...
�غم غربت� یک حس طبیعی تنهایی و سردرگمی در موقعیت غربت است. حالا بعضی‌ها می‌گویند که این غربت کاری به مکان ندارد و آدم از کارهای روزمره که خلاص شد، توی ننوی خانه پدری هم که باشد �غم غربت� می‌آید سراغش. بعضی‌ها حتی معناهای ماوراء‌الطبیعی به این قضیه می‌دهند و آن را ربط می‌دهند به دوری بنی بشر از وطن اصلی‌اش که همانا بهشت باشد.
بعضی‌ها هم معنا‌های فلسفی به آن می‌دهند و می‌گویند این حیرت و سردرگمی که بعد از فراغت از روزمرگی پیش می‌آید، اتفاق مبارکی است و اصلا فلسفیدن و پرسش از چیستی و چرایی جهان از همین‌جا شروع می‌شود و خلاصه اینکه اگر این سردرگمی‌ها را جدی بگیرید کم‌کم‌اش می‌شوید �دریدا�.
ادبیاتی‌ها هم دست از سر غم غربت بر نداشته‌اند. میلان کوندرا در کتاب زیبای �جهالت� غم غربت را با یک تحلیل زبان‌شناسانه به بی‌خبری ربط می‌دهد و می‌نویسد: �تو از من دوری و من از تو بی‌خبرم. کشورم از من دور است و نمی‌دانم آنجا چه خبر است�.
اما متاسفانه ما روان‌شناسیم و می‌خواهیم غم غربت را در معمولی‌ترین معنایش در نظر بگیریم. در این معنا از نظر فیلسوفان چیپ و پیش پا افتاده، غم غربت وقتی سراغ آدم می‌آید که فرد از خانواده یا محیط همیشگی‌اش جدا می‌شود؛ حالا هرچه این جدایی همیشگی‌تر و دورتر باشد، احتمال بیشتری دارد که غم غربت شدید‌تر بیاید سراغ آدم.
غم غربت ربطی به سن ندارد ولی خب، قبول کنید که هرچه آدمیزاد بزرگ‌تر بشود، سنگدل‌تر (شما بخوانید دل‌گنده‌تر و دانشجویان روان‌شناسی بخوانند تمایزیافته‌تر!) می‌شود؛ به همین خاطر است که کودکان دور از خانه، بیشتر از جوانان، و جوانان بیشتر از بزرگسالان غم غربت می‌آید سراغشان. جالب است بدانید که کودکان مثل بچه آدم غم غربتشان را با غمگینی نشان نمی‌دهند؛ آنها کارهایی می‌کنند که بیشتر جلب توجه کند.
مسلما مسئولین یک مدرسه شبانه‌روزی بیشتر به معده درد، گلودرد، سردرد و تهوع توجه می‌کنند تا به یک غم پیش پا افتاده. خب، کودکان هم در ناخودآگاه‌ترین شکلش همین نشانه‌ها را نشان می‌دهند و در خودآگاه‌ترین حالتش تمارض می‌کنند و نمی‌روند مدرسه؛ به همین راحتی!
اگر آن نظر اول - که گفتیم غم غربت را به فراغت از روزمرگی ربط می‌دهد - را با نظر دوم - که غم غربت را به جدایی فیزیکی ربط می‌دهد - ترکیب کنیم نتیجه‌اش این می‌شود که ما زمانی بیشتر احساس غربت می‌کنیم که هم در شهر غریبی زندگی کنیم و هم موقع استراحت‌مان باشد و تقریبا کاری برای انجام نداشته باشیم. اول صبحگاه و آخر شامگاه پیش از رفتن به خواب شیرین، بیشتر احتمال دارد که اشک غربت گوله گوله از چشم‌هایمان بریزد.
بعضی آدم‌ها هم هستند که به دلایل پیچیده روانکاوانه بیشتر مستعد غم غربتند. مثلا آدمی‌ که طلاق گرفته‌ یا کسی که در کودکی یک فقدان بزرگ مثل از دست دادن مادر را تجربه کرده‌، ممکن است نگاهش به جهان جور دیگری باشد؛ ممکن است فرض اولیه‌ او این شده باشد که کلا جهان و اهل جهان کمر بسته‌اند که چیزها و کسانی را از او بگیرند.
حالا که غربت دوباره در شکل یک �از دست دادن� ظاهر می‌شود، فرض اولیه او دوباره تایید می‌شود و خب، معلوم است که از آدم‌های دیگر غمگین‌تر می‌شود و ممکن است حتی غمگینی‌‌اش به افسردگی تبدیل شود.
بعضی‌ها هم بر عکس، کمتر غم غربت را تجربه می‌کنند؛ مثلا کسانی که خودشان غربت را انتخاب کرده‌اند و به اجبار دیگران یا شرایط مهاجرت نکرده‌اند یا کسانی که کلا شخصیت‌شان جوری شکل گرفته است که به تجربه‌های تازه اشتیاق بیشتری دارند.
همان‌طور که از اول متن هی داریم تکرار می‌کنیم، غم غربت طبیعی است و معمولا با خوگرفتن به محیط جدید از بین می‌رود یا در مواقع خیلی کمتری به سراغتان می‌آید.
اما ممکن است که همین غربت باعث شود یک افسردگی پایه‌ای‌تر در وجودتان زنده شود یا بدنتان شروع کند به پارازیت انداختن. این‌جور موقع‌ها بهتر است که سری به یک روان‌شناس یا پزشک بزنید.


غریبی و اسیری چاره داره...
همان‌طوری که شاعر شیرین‌سخن، قرن‌ها پیش‌تر از ما تشخیص داده است �غریبی و اسیری چاره دارد� و خدا به �غم یار و غم یار و غم یار� مبتلایتان نکند! ما نمی‌دانیم چاره‌هایی که در ذهن آن شاعر غلیان می‌کرده، چه بوده است اما چاره‌های مدرن غم غریبی اینها هستند:

1 نشانه‌های پیوستگی را با خودتان ببرید
همان‌طور که میلان کوندرا می‌گوید، هر چیزی می‌تواند نوستالژی شما را زنده کند؛ یک مزه، یک منظره، یک صدا و حتی یک بو. در مورد این آخری یعنی ربط بو و خاطره حتی پای عصب‌شناس‌ها هم به قضیه باز شده است و آنها فهمیده‌اند که به این خاطر بوی گذشته بدجوری خاطره‌ها را تحریک می‌کند که مرکز بویایی و مرکز تشکیل حافظه در مغز همسایه‌اند.
اینها را گفتیم که به اینجا برسیم که می‌توانید همین واقعیات را خودتان مدیریت کنید؛ یعنی به جای اینکه یکدفعه با رسیدن بوی گندم در مرکز تحقیقات کشاورزی کرج یاد گندمزارهای ولایت‌تان بیفتید، خودتان از اول نشانه‌هایی همیشگی از خانه را با خودتان داشته باشید.
آوردن یک قاب عکس، یک مجسمه، یک کتاب قدیمی، یک شیشه عطر، یا یک سفره کوچک از خانه پدری به خوابگاه یا خانه مجردی باعث می‌شود با گذشته احساس پیوستگی کنید، احساس نکنید که یکدفعه جدا افتاده‌اید و لااقل اشیایی فیزیکی شما را به گذشته‌تان وصل ‌کنند.


2 با یک نفر از غم غربت حرف بزنید
چه روان شناس‌ها بگویند و چه نگویند، همه عالم و آدم می‌دانند که حرف‌زدن درباره غصه‌ها، آدم را سبک کرده و هیجان‌ها را خالی می‌کند. اما مهم این است که با چه کسی از غم غربت حرف بزنیم. بدترین انتخاب کسانی هستند که هنوز در وطن حضور دارند.
تصور کنید شما در روزهای اول دانشگاه‌تان زنگ بزنید به مامان جانتان و با او از غربت بدجور دم غروب حرف بزنید؛ با این کارتان هم یک نفر دیگر را غصه‌دار می‌کنید و هم با صدای مادر که خواهش می‌کند پیشش برگردید، غم و غصه خودتان شدیدتر می‌شود.
بهتر است به جای این �بچه ننه� بازی‌ها، زنگ بزنید به یکی از نزدیکان‌تان که از شما باتجربه‌تر است و قبلا غم غربت را پشت‌سر گذاشته؛ مثلا خواهر و برادر بزرگ‌تری که قبلا دانشگاه را در یک شهر دور گذرانده‌اند یا اینکه دارند سال‌های آخر را می‌گذرانند.
اگر هم هیچ‌کس را پیدا نکردید، در مرکز مشاوره دانشگاه و مراکز مشاوره سطح شهر همیشه به روی شما باز است؛ رو‌به‌روی یک متخصص می‌نشینید که هم شما را از طبیعی‌بودن غم غربت مطمئن می‌کند، هم خودتان خالی می‌شوید و هم دست خالی بر نمی‌گردید؛ یعنی دیگر دلتان پر نیست اما دست‌تان پر است!


3 به غربت یک‌جور دیگر نگاه کنید
تصور کنید که شما تا آخر عمرتان در همان شهر خودتان می‌ماندید. از بالا به این کره خاکی نگاه کنید و خودتان را تصور کنید که فوق فوقش دارید در دورترین خیابان‌های شهر خودتان ورجه ورجه می‌کنید. حالا یک خط بکشید از شهر خودتان به یک شهر دیگر. آن آدم کوچولو را از این خط عبور دهید و وارد شهر جدید کنید؛ یک عالمه آدم جدید، جای جدید، هنجارها و نابهنجاری‌های جدید، رسم و سنت‌های جدید و خلاصه یک دنیای جدید.
حالا فکر کنید آن آدمی که تا آخر عمرش توی شهر خودش می‌ماند داناتر، بالغ‌تر و برای ادامه زندگی آماده‌تر است یا شمایی که از این خط فرضی گذشته‌اید و دنیای دیگری را تجربه کرده‌اید؟ زود درمورد مکان جدید قضاوت نکنید و با تمام بدی‌ها و خوبی‌هایش آشنا شوید. شاید بدی‌های فراوان روزهای اول به ناآشنایی شما برگردد وگرنه �چیزهایی هم هست� به قول سهراب.


4 صبور باشید
البته غم غربت اگر هیچ کاری انجام ندهید، به خودی خود حل نمی‌شود. اگر شما تا ابد توی اتاق خودتان بمانید، تا ابد غم غربت رهایتان نمی‌کند. یکدفعه وسط امتحان‌های میان‌ترم یا وقتی تازه دارد کارتان می‌گیرد، �بوی جوی مولیان� نزند زیر دماغ مبارک‌تان و بروید خانه؛ ببینید کی سرتان خلوت‌تر است که به خانه بروید.
وقتی هم زنگ می‌زنید به اعضای محترم خانواده، از حال و احوال خودشان بپرسید و از حال و احوال خودتان � البته غیر از غم غربت- بگویید. این‌طوری حس می‌کنید در جریان کارهای ولایت قرار دارید و یک جورهایی انگار در آنجا حضور دارید. خلاصه آن �بی‌خبری� میلان کوندرایی باعث غم غربت‌تان نمی‌شود.


5 دوستان جدیدی پیدا کنید
این یکی به همین سادگی‌ها هم نیست. برای اینکه دوستان محترم توزرد در نیایند، بهتر است آنها را به واسطه یک جای دیگر بشناسید؛ یعنی یکدفعه در اتوبوس طرح دوستی با یک نفر نریزید. شرکت در کلاس‌هایی که به آنها علاقه دارید، هم سرگرم‌تان می‌کند و هم شما را با یک عالمه آدم آشنا می‌کند که هم با شما علایق مشترک دارند و هم ممکن است همدم و همراه شما باشند در غم غربت.
 

نکاتی پیرامون حسادت ورزی در روابط


شک و تردید منطقی در مقایسه با بد گمانی و سوء ظن
گاهی اوقات حسادت، تجلی ترسـها و تزلزل های بـاطنی ماست و در برخی موارد دیگر شاید واقعـاً مــسئله ای در جریان است و شک و تردید ما بی پایه و اساس نیست. خـیـانت در زنـدگی عـاطـفی شـامـل نـمـونه های متفاوتی است:علاقه نابهنگام ظاهری بـه شخصدیـگر، جــذب انرژی پر اندازه فرد دیگری شـدن (که در تـمام حـالات زنـدگـی وجـود نـدارد و مقطـعی و گــذراست)، تماس های تلفنی مشکوک و غیبت های مکرر. چه شما با یک چنین شرایطی مواجه شوید یا نه قبل از اینکه دست به هر نوع اقدام مقتضی بزنید باید از حقیقت کلیه امور اطمینان خاطر حاصل کنید.
برای شروع بحث و گفتگو پیرامون مسائل اینچنینی باید وقت مناسبی را پیدا کنید. هیچ یک از شما دو نفر نباید احساس اضطراب و تشویش داشته باشد؛ با مهیا شدن زمان مناسب، می توانید به راحتی در مورد دیده ها و شنیده های خود با او صحبت کنید. از او بخواهید که صادقانه نظر خود را با شما در میان بگذارد و به شما بگوید که احساس می کند رابطه در چه مسیری قرار گرفته و به کجا خواهد رفت. اگر او به راستی در حال خیانت کردن به شما باشد این امکان وجود دارد که از همان ابتدا حالت تدافعی به خود بگیرد و بگوید که احساسات شما چیزی جز فکر و خیال بی پایه و اساس نیست. سعی کنید تا جایی که می توانید اجازه ندهید بحث از مسیر اصلی خود منحرف شود و به سوی مجادله و مشاجره های بی ارزش و بی اعتبار کشیده شود. تمام حواس خود را بر روی رابطه و اینکه چگونه با کمک یکدیگر می توانید کاری برای بهبود آن انجام دهید، متمرکز کنید.
شاید برای موفقیت در این راه نیاز به کمک های خارجی نیز پیدا کنید که در اینصورت به راحتی می توانید از مشاور و دفاتر روان درمانی بهره بگیرید. با راهکارهایی که در این مراکز به شما آموزش داده می شود به درستی روش های یک گفتگوی مسالمت آمیز را یاد می گیرید و می توانید بحث را طوری دنبال کنید که به بیراهه کشیده نشود. در تمام مراحل واقع بین باشید و چشم های خود را بر روی حقیقت نبندید؛ ممکن است برای احیای یک رابطه سالم نیاز باشد که هر دوی شما تغییراتی اساسی در روند اخلاق و رفتار خود بدهید.


قدرت متقاعد ساختن شخصی
مانند تمام چیزهای دیگر، اگر در متقاعد ساختن خود نیز اصل اعتدال و میانه روی را رعایت کنید به نتایج مفیدی دست پیدا خواهید کرد. به احتمال زیاد با چشمهای خود افراد بسیار زیادی را دیده اید که دیوانه وار "عاشق" کسانی هستند که چهره های بسیار معمولی دارند. جالب اینجاست که اینگونه افراد معشوقه های خود را به چشم جذاب ترین و زیباترین فرد روی کره زمین هم می بینند. اگر شما هم اینگونه بتوانید خودتان را متقاعد سازید، مطمئن باشید که تا پایان عمر زندگی شاد و سعادتمندی را در پیش رو خواهید داشت.
زمانیکه شما و یا شریک زندگی تان در حال سپری کردن دوران پر استرسی هستید و یا زمانیکه مضطرب و ناامید بوده و احساس نا امنی می کنید، خیلی خوب است که خودتان را با چیزهای دیگر متقاعد کنید و سعی کنید تا جایی که می توانید از مسائل و مشکلاتی که واقعا در حال اتفاق افتادن هستند کناره گیری کنید.
البته افراط و تفریط در این فرایند عواقب خاص خود را به همراه دارد؛ برخی افراد به طور کامل چشم هایشان را بر روی تمام حقایق می بندند و حتی از آشکارترین مشکلات زندگی نیز چشم پوشی می کنند و بالطبع همیشه جزء آخرین افرادی هستند که از ماجراهای اطراف با خبر می شوند. گروه دیگری نیز وجود دارند که بیش از اندازه گوش به زنگ هستند و زمانیکه حتی کوچکترین دلیلی برای شک و تردید وجود ندارد، نسبت به شریگ زندگی خود بد گمان شده و به او سوء ظن پیدا می کنند.
در هر دو حالت کسی که خودش را گول می زند لطمه خواهد دید؛ چه کسی که نسبت به کارهای شریک زندگی اش بی اهمیت است و چه کسی که شریک صادق و وفادار خود را با حسادت های بی موردش کلافه می سازد.


روش های کنترل حسادت
حسادت های غیر منطقی ریشه در احساست و عواطف درونی شخص دارند. البته ممکن است مربوط به قضایای خاصی که بین شما و شریک زندگیتان اتفاق افتاده نیز بشوند. اما شما تنها در صورتی قادر به فائق آمدن بر آنها هستید که با تزلزل ها و تشویش های درونی تان روبرو شوید و با آنها مقابله کنید.
گاهی اوقات استرس های خارجی ( موقعیت شغلی دشوار، جابجایی، مرگ نزدیکان) می تواند باعث به وجود آمدن اضطراب هایی در شما بشود که در نهایت خود را به صورت حس حسادت در شما بروز دهند. اما اگر احساس کردید که حس حسادت شما به یکباره بیش از اندازه معمول بالا رفته و هیچ دلیل مشخصی هم برای اثبات آن وجود ندارد بد نیست تعادل مواد شیمیایی بدن خود را آزمایش کنید. نمونه رایج در این باب خانم ها هستند که در زمان پیش قاعدگی و حین دوران حاملگی به دلیل تغییر هورمونی استرس و تشویش فراوانی را متحمل می شوند. درمان با دارو و یا روان درمانی می تواند به شما کمک کند تا به حس حسادت خود فائق آمده و از منبع تغذیه آن آگاه شوید.


کارگاه شخصی روابط
در یک ارتباط سالم احساساتی نظیر شک، حسادت، فریب و نیرنگ وجود ندارد. دو طرف به یکدیگر اعتماد کامل دارند و مطابق با اطمینان دو جانبه با یکدیگر برخورد میکنند. هر یک از آنها قوانین خاص خود را برای بقای رابطه وضع می کند و با کمال میل از آنها پیروی نموده و بر این باور است که ارتباط ارزش دارد تا برای حفظ آن تلاش کند.
البته ناگفته نماند که یک ارتباط سالم همواره با حس کنجکاوی و پرسش همراه است. هنگامیکه دو نفر به هم علاقمند هستند و عاشقانه یکدیگر را دوست می داند همیشه از اینکه بتوانند چیزهای جدیدی در مورد طرف مقابل خود کشف کنند خوشحال میشوند، حتی اگر مدت زمان بسیار زیادی باشد که در حال زندگی کردن با هم باشند. یاد گرفتن چیزهای جدید در مورد یکدیگر -"کارگاه شخصی روابطه" بودن- جزئی از فرایند رو به جلو برای قبول و احترام گذاشتن به یکدیگر است.


ریشه های حسادت
حسادت یک احساس ناخوشایند است که ریشه آن در احساس ناامنی و تزلزل نهفته است. چه دلیلی برای بروز حسادت وجود داشته باشد چه نداشته باشد به هر حال فرد حسود با استرس و تشویش روبروست و حتی به مسائل بسیار جزئی که اصلا هیچ گونه ارتباطی با زندگیشان ندارد، غبطه می خورند! برای بسیاری از افراد حسادت به دلیل ترس از رها شدن و تنها ماندن به وجود می آید. این امر زمانی معنا پیدا می کند که از نظر اقتصادی، اجتماعی، جنسی، و احساسی و ... همسانی در یک رابطه وجود نداشته باشد. شخصی که قدرت کمتری دارد بی اختیار و ناآگاهانه از شک و تردید و یا حسادت استفاده می کند و تصور می کند که با این کار می تواند بر کمبودهای خود غلبه نموده و همطراز شریک زندگی خود شود.
مانند خشونت، حسادت نیز نمی تواند کاری از پیش برد و فقط رابطه بین دو نفر را تیره و تار می کند و باعث از بین رفتن صمیمیت هاست. اگر بتوانید منبع اصلی بروز حسادت را پیدا کرده و با آن مقابله کنید می توانید به ادامه رابطه خود امیدوار باشید.


حریم شخصی در روابط
همانطور که قبلا هم اشاره کردیم، فریب و نیرنگ در یک ارتباط سالم جایی ندارد؛ اما با این وجود باز هم نیاز نیست که شما همسرتان را در جریان جزء به جزء تمام کارهایتان قرار دهید و به طور کلی زندگی شخصی خود را فراموش کرده و با خلوت و تنهایی خود برای همیشه خداحافظی کنید.
به عنوان مثال اگر با شریک زندگی خود ارتباط جنسی برقرار می کنید، مسلما او باید بداند که آیا از قرص های ضد بارداری استفاده می کنید و یا اینکه مبتلا به بیماری های آمیزشی هستید یا خیر. اما لازم نیست حتما بداند که تا کنون شما با چند نفر همبستر شده اید. این کاملا منطقی است که دور این مسائل یک خط قرمز بکشید و حد و مرز خودتان را حفظ کنید. می توانید به راحتی در پاسخ به چنین پرسش هایی بگویید: "من راحت نیستم در مورد این مسائل صحبت کنم، هر چه بوده مربوط به گذشته است و دیگر تمام شده؛ حالا من با تو هستم و ترجیح می دهم که در مورد خودمان صحبت کنیم." اگر شما فکر ازدواج و یا باردار شدن از شریک زندگی فعلیتان را در سر می پرورانید باید بگوییم که حتما در پی کسب اطلاعاتی در مورد گذشته و خانواده او باشید. این امکان وجود دارد که شخص مورد نظر شما ازدواج قبلی داشته باشد، سابقه محکومیت کیفری در پرونده اش ثبت شده باشد، و یا اینکه اصلا در مورد هویت خود به شما دروغ گفته باشد.
هر چقدر که مدت زمان بیشتری از شروع یک رابطه می گذرد حد و مرزهای افراد مشخص تر شده و هر یک حدود شخصی خود را به روشنی درک می کند؛ مثلا خانم و آقا با هم توافق می کنند که e-mail یکدیگر را نخوانند و یا به یکدیگر اعتماد کنند که حرف های هم را قبول کنند در مورد چیزهایی که دانستن آنها هنوز برایشان زود است، پافشاری نکنند. نکته بسیار مهمی که در تمام این مراحل باید به آن توجه داشت این است که تمامی تصمیم ها باید با رضایت کامل هر دو طرف اتخاذ شود.


خیانت به چه امری اطلاق می شود؟
غیر ممکن است که بتوانید ارتباط شریک زندگی خود را با محیط خارج قطع نموده و تا پایان عمر او را در خانه حبس کنید. همانطور که می دانید انسان یک موجود اجتماعی است؛ هم شما و هم شریک زندگیتان در طول روز با افراد بسیار زیادی در ارتباط هستید و این نوع روابط روزمره اجتناب ناپذیر هستند. بنابراین باید علاج واقعه را قبل از وقوع شناسایی کنید. یکی از روش هایی که می توانید اضطراب و تشویش را از میان بردارید، وضع قوانین بنیادین برای شرایط متفاوت به شرح زیر است:
شاید احساس کنید که نیاز دارید برخی سوالات را از یکدیگر بپرسید،
-- از نظر فیزیکی بر روی چه نوع ارتباطی نام خیانت می گذارید؟ آیا بوسیدن دیگری خیانت محسوب می شود؟ در آغوش گرفتن و دست دادن چطور؟
-- چه مدت وقت برای هر یک از شما لازم است تا با دوستان و به دور از شریک خود باشد؟
-- در چه زمانی و چه مکانی می توانید با یک نفر جنس مخالف تنها باشید؟
-- زمانیکه یکی از شما دو نفر در سفر تجاری است به چه طریق با یکدیگر ارتباط برقرار می کنید؟
-- چه نوع فعالیت های اینترنی از نظر شما اشکال ندارد و شریکتان می تواند آنها را انجام دهد؟ چت روم؟ سایت های همسر یابی؟
قوانین هر کس فرق می کند و نمی توان گفت که فقط یک راه "صحیح" وجود دارد که همه ملزم به پیروی از آن هستند. برای مثال زیبا و آرش معتقدند که برقراری رابطه دوستی با افراد دیگر اشکال ندارد به شرط اینکه ارتباط صمیمانه خودشان به همان صورت حفظ گردد. بیشتر زوج ها با یک چنین چیزی موافق نیستند اما این مسئله ای است که زوجین خودشان باید در مورد آن تصمیم نهایی را اتخاذ نمایند. اگر یکی از آنها بعدها ناراضی شد می توانند دوباره در مورد قانونگذاری های گذشته تجدید نظر کرده و به توافق مجدد دست پیدا کنند.


بازجویی و پرسش
گاهی اوقات اضطراب و حسادت خود را در غالب بازجویی آشکار می سازد. شخص مضطرب مانند یک بازپرس عمل کرده و شریک زندگی خود را تحت فشار شدید قرار داده و او را محاکمه می کند.
پیش از اینکه سوزن ها را داغ کنید، نور های روشن بر سر متهم خود بیندازید، و آماده برقراری جلسه بعدی محاکمه شوید به تاثیراتی که پرسش های شما می تواند برروی شریک زندگیتان داشته باشد فکر کنید. آیا مطرح کردن این سوالات کمکی به بهبود رابطه می کند؟ یا باعث می شود در مورد خودتان احساس بهتری پیدا کنید؟ پرسش و پاسخ بخش طبیعی هر گونه ارتباطی است، اما زمانیکه پرسش های شما تبدیل میشود به اتهام زدن و با مطرح کردن سوال قصد دارید تا مچ شریک خود را بگیرید، طبیعی است که طرف مقابل در برابر شما حالت تدافعی به خود می گیرد. در بسیاری از موارد دیده شده که طرفی که به هیچ وجه کار اشتباهی مرتکب نشده تحت تاثیر بیش از اندازه قرار می گیرد، نسبت به رابطه بی میل شده، احساس خود را به طرف دیگر از دست می دهد و موجبات خیانت کردن به راحتی فراهم می گردد. هر چه سوال ها بدتر و توهین آمیز تر باشند ترس و وحشت شدیدتری را به همراه خواهند داشت.
به همین دلیل همیشه اول سعی کنید که نگاهی به خودتان بیندازید. زمانیکه سوال می پرسید آیا هدف اصلی شما رسیدن به پاسخ مناسب است؟ آیا به دقت به پاسخ های او گوش می دهید؟ برای احساسات شریکتان ارزش قائل می شوید و به پیام های ناگفته ای که می توان از کلمات استنباط کرد توجه می کنید؟
یک تاکتیک بهتر این است که به جای اینکه بیایید و در مورد حقایق با هم بحث کنید از احساسات و عواطفتان سخن بگویید. مکالـمـه را بـا جـمله ای شبیه به این آغاز کنید: "احساست در مورد.........چگونه است؟" یا " من احساس می کنم که............ " بدون اینکه بخواهید از فرصت استفاده کرده و سوال بعدی را در ذهنتان آماده کنید به پاسخ های طرف مقابل توجه کنید. سعی کنید از کوچکترین فرصت ها برای بدست آوردن شناخت بیشتر در مورد شریکتان استفاده کنید .
 

11 پیشگویی 2008 به روایت پیشگوی کانادایی

روزنامه آمریکایی دیلی نیوز با انتشار پیشگویی های یک زن معروف اهل تورنتو کانادا، �2008� را سال حمله آمریکا به ایران توصیف کرده است.
خانم نیکی (Nikki) در مصاحبه با روزنامه دیلی نیوز اظهار داشت: 2008، سالی سرشار از بلا و مصیبت خواهد بود.
فهرست پیشگویی های وی برای سال جاری میلادی به شرح زیر است:

1 � آمریکا به ایران حمله می کند.
2 - دو هواپیما در فرودگاه "کندی" به هم برخورد می کنند و یک فاجعه فضایی دیگر نیز رخ می دهد.
3 � عملیاتی تروریستی در جریان بازی های المپیک پکن به وقوع می پیوندد.
4 - توفانی میامی آمریکا را در می نوردد.
5 - "جان ادواردز" در پی استعفای "هیلاری کلینتون" از نامزدی ریاست جمهوری آمریکا به دلیل مشکلات جسمانی، به کاخ سفید راه می یابد.
6 - پرنس ویلیام یا پرنس هری از خاندان سلطنتی انگلیس ربوده می شوند.
7 - "جورج کلونی" هنرپیشه هالیوود در این سال ازدواج کرده و بچه دار می شود.
8 - "پنه لوپه کروز" بازیگر مشهور اسپانیایی تبار به فعالیت های سیاسی در اسپانیا روی می آورد.
9 - "شون پن" بازیگر مشهور سینما در جریان سفر به خاورمیانه زخمی می شود.
10 - درمانی نو برای ناشنوایی کشف می شود.
11 - جنین انسان شبیه سازی می شود.
این پیشگو ادامه داد: گرچه امسال مملو از بلایا و فجایع خواهد بود، اما سال 2009 به سوی آرامش بیشتری سوق می یابد.

به نوشته روزنامه دیلی نیوز، پیشگویی های این زن به نظر عجیب می رسد اما باید این نکته را در نظر گرفت که وی در آوریل سال 2001 نیز برخورد دو هواپیما به مرکز تجارت جهانی (واقعه 11 سپتامبر) و مرگ استیو ایروین شکارچی تمساح و یکی از چهره های سرشناس استرالیایی را درست پیش بینی کرده بود.
این در حالی است که برخی پیش گویی های وی برای سال 2007 درست از آب در نیامد که از آن جمله می توان به مرگ فیدل کاسترو رهبر کوبا، حمله آمریکا به کوبا و وقوع انفجار در مرکز راکفلر نیویورک اشاره کرد.

منبع: دیلی نیوز

چطوراسکناس‌ در ماشین لباسشویی سالم می‌ماند؟


 

شاید مثل هزاران نفر دیگر، برای‌تان پیش آمده که در حالیکه پیراهن‌تان در ماشین لباسشویی در حال چرخ خوردن است، ناگهان متوجه شده‌اید مقداری اسکناس در جیب‌تان داشتید و آن را کاملا فراموش کرده بودید.
خوشبختانه پس از دقایقی وقتی کار ماشین تمام می‌شود و پیراهن را بیرون می‌آورید، می‌بینید که اسکناس‌تان صحیح و سالم مانده و شما زیاد متضرر نشده‌اید! حال چطور ممکن است که یک ورق کاغذ از میان آن همه آب سالم بیرون بیاید؟

کاغذ‌های معمولی، کاغذهای اسکناس
کاغذهای معمولی همچون کاغذ دفترچه های یادداشت و روزنامه‌ها از سلولز ساخته شده‌اند که از درختان به‌دست می‌آید.
درختان طی مراحلی به فیبرهای چوبی تبدیل می‌شوند و فیبرهای سلولزی انتخاب شده و پس از نازک‌سازی به شکل ورقه‌های کاغذ در می‌آیند.
کاغذ پول اما از نوعی مواد ریش‌ریش‌شده به‌دست می‌آید. پنبه یا بافت کتان کوبیده می‌شود تا از آنها فیبرهای پنبه یا کتان به‌دست آید.
حتماً تا به‌حال نوعی از این مواد را در کاغذهای مخصوص " کتان نرم" که نوشتن روی آنها بسیار راحت‌تر است، دیده‌اید. این کاغذها نیز دقیقاً به همان صورت تهیه می‌شوند.
اثبات شده که این نوع کاغذهای ریش‌ریش‌شده، در زمان خیس شدن در مقایسه با کاغذهای معمولی خیلی بهتر مقاومت نشان می‌دهند.
کاغذهای معمولی آب را جذب می‌کنند و خیلی زود از هم گسیخته می‌شوند و به‌همین دلیل هرگز از ماشین لباسشویی سالم بیرون نمی‌آیند، در حالی‌که کاغذهای پول بهتر عمل می‌کنند.
شما نیز با وجود این کاغذهای مقاوم دیگر نگران اسکناس‌های خود داخل ماشین لباسشویی نباشید.

مشکلاتی که با افزایش سن ایجاد میشوند


چـه بـخواهید و نخواهید سالهای عمرتان می گذرند، اما اینکه پیر بمانید یا جوان دیگر دست خودتان است. در این مقاله می خـواهیـم بـه شما کمک کنیم تا بدون پول خرج کردن، حتی در پیری نیز جوان و شاداب بمانید.
اکـثـر خـانم هـا مـعمولاً نسبت به کوچکترین چین و چروکی که روی پـوسـت صـورتـشان مـی افـتـد بـسیار حسـاس و مــراقب هستند، اما سایر نقاط بدنشان را فراموش می کنند. خانم ها باید بدانند که بالا رفتن سن روی همه چیز آنها تاثیر میـگـذارد،
از سفیدی دندانهایشان گرفته تا ضخامت موهایشان. به همین خاطر باید نه فقط از پوست صورتتان، بلکه از همه ی اعضاء بدن، از نوک سر تا نوک پایتان مراقبت کنید. به یاد داشته باشید که مهمترین علائم و نشانه های پیری تغییر در رنگ و بافت است. درخشندگی زیبای موهایتان از بین می رود، پوستتان که بسیار نرم و لطیف بود، کم کم زبر و خشک می شود و هزاران تغییر ناخوشایند دیگر که در سرتاسر بدنتان اتفاق می افتد. راه های درمان آن هم در پیشگیری و مقابله کردن با این تغییرات است. پس سلاحتان را آماده کنید، و منتظر حمله بمانید.


دندانها
لازم نیست چیزی درمورد سنتان بگویید، از سفیدی دندانهایتان به راحتی می توان سنتان را حدس زد.
ارمغان پیری: سالها خوردن و نوشیدن باعث زرد یا سیاه شدن دندانها می شود، و اگر سیگار هم بکشید که دیگر وضع بسیار وخیم تر خواهد بود. اما اندازه و شکل آنها نیز مهم است. دندانهای جوان نما معمولاً پرطراوت هستند و لبه هایی تمیز، شفاف و گرد دارند. دندانهای پیر ظاهری کاملاً برعکس دارند. همچنین ممکن است با مرور زمان لثه هایتان نیز عقب روند و طوری به نظر برسد که انگار بین دندانهایتان فاصله است.
مقابله و پیشگیری: سفیدکننده های پروکسیدی دندانهایتان را سفید و براق نگاه میدارند. خمیردندان سفید کننده ی جدید کرِست بهترین نقطه ی شروع است. اگر دندانهایتان دچار پوسیدگی شده است، از دندانپزشکتان بخواهید ماده ای برای مقابله با این سایش و پوسیدگی به شما پیشنهاد کند. برای از بین بردن فاصله ی بین دندانها، می توانید برای آنها از روکش استفاده کنید.


گردن و سینه
بهتر است نگاهی پایین صورتتان هم بیندازید. این قسمت ها هم مثل صورتتان ممکن است صدمات و آسیب های زیادی از جانب خورشید، باد و آلودگی هوا ببینند.
ارمغان پیری: اگر مراقب پوست صورتتان هستید (از مرطوب کننده ها، کرم های ضد چروک و... استفاده میکنید)، بهتر است کمی هم متوجه آنچه بر گردن و سینه تان میگذرد باشید. این قسمت های هم مثل پوست صورت دچار چین و چروک، خال، و زبری می شوند.
مقابله و پیشگیری: ساده به نظر می رسد، اما باید با پوست گردن و سینه تان نیز مثل پوست صورتتان برخورد کنید. هر روز از کرم های حاوی آنتی اکسیدان مثل ویتامین A و C برای این نواحی استفاده کنید. برای از بین بردن خال ها و لکه های ناشی از پیری نیز می توانید لیزر درمانی یا عمل پیلینگ انجام دهید. برای جلوگیری از آسیب رسانی نور خورشید به پوست نیز بهتر است که از کرم های ضد آفتاب استفاده کنید.


موها
در مورد این قسمت از بدن، با سه عامل پیر کننده سرو کار دارید: گذشت زمان، مواد شیمیایی (ناشی از رنگ کردن و های لایت کردن مو) و محیط زیست. این عوامل تاثیر مستقیم بر چگونگی موهای شما در هر سنی که باشید، دارند.
ارمغان پیری: هریک از این عوامل به گونه ای متفاوت در موهای شما بروز میکند. خشکی�از بین رفتن براقیت و صافی موهایتان�دشمن درجه اول است. اگر در دوران جوانی موهایی زیبا و پرپشت داشته اید، اما حال در سنین پیری موهایتان کم پشت و مات شده است، بدانید که مقصر اصلی گذشت زمان است.
مقابله و پیشگیری: مو زنده نیست، مرده است�اما دقیقاً مثل یک ژاکت کشمیری می ماند که با توجه و مراقبت بهتر و سالم تر می ماند. موی پیر تشنه است، از اینرو قبل از هر چیز باید به آن رطوبت بدهید�البته منظور دوش گرفتن خالی نیست. بهتر است بعد از هر بار استفاده از شامپو، از یک حالت دهنده ی حاوی آنتی اکسیدان یا پروتئین استفاده کنید تا درخشندگی و قوت موهایتان حفظ شود.
اگر موهایتان را رنگ می کنید، بهتر است هر بار به جای رنگ کردن کامل، فقط ریشه ی مو که در آمده است را دوباره رنگ کنید. همچنین بهتر است با بالا رفتن سن از رنگ های ملایم تری برای موهایتان استفاده کنید. چون رنگی که رد جوانی برایتان خوب به نظر می رسیده، ممکن است در دوران پیری به نظر ناملایم و زننده بیاید. کوتاه نگاه داشتن موها نیز برای تقویت ریشه ی آن بسیار عالی است.


دست ها
عوامل زیادی در خراب کردن دست ها دخیل هستند: از صابون های بد و خشن گرفته تا کاغذ توالت های زبر در اداره�که هر دو باعث از بین رفتن رطوبت دست ها می شوند. و حتی دستگاه خشک کننده ی UV که در آرایشگاه برای ناخن استفاده می شود هم ممکن است عامل به وجود آمدن لکه های قهوه ای روی پوست شود.
ارمغان پیری: هر چه پیرتر می شوید، دستهایتان استخوانی تر شده و رگ های آن نمایان تر می شوند. هر دو این موارد به خاطر کمبود کلاژن است. لکه های ناشی از آفتاب نیز در سنین پیری آشکارتر می شوند.
مقابله و پیشگیری: لازم نیست دستکش دستتان کنید، اما باید به طریقی دست هایتان را هم از نور خورشید محافظت کنید، مثلاً با مالیدن کرم. برای بالا بردن جریان خون در دست ها و همچنین ایجاد بافتهای تازه، هر از چند گاهی دست هایتان را نیز پوست برداری کنید. اگر پوستتان بیش از اندازه نازک شد به طوریکه به کلی رگ های دستتان پیدا بود، از پزشکتان درمورد لیزر درمانی پرس و جو کنید تا بتوانید ظاهر زیباتری به دست هایتان بدهید .

تا آخر عمر از تخت خارج نشوید

تا آخر عمر از تخت خارج نشوید


این تخت که Starry Night نام دارد در نمایشگاه امسال یکی از مواردی است که توجه هر کسی را به خود جلب میکند. خوب اولین نکته در مورد این تخت خواب این است که بسیار راحت است. اما شاید این تنها نکته ی مشترک این تخت خواب با تخت های راحت معمولی باشد. این تخت از دو قسمت مجزا تشکیل شده که قابل تنظیم هستند. و میتوانید زاویه های تخت را هر طور که راحت هستید تنظیم کنید. تخت به سیستمی مجهز است که دمای آن را تنظیم میکند و اجازه نمیدهد تا در تخت احساس سرما کنید. از طرف دیگر تخت نمیگذارد که در تخت از گرما عرق کنید.
اگر هنگام خوابیدن روی این تخت خروپوف کنید حسگر های تخت متوجه میشوند و به صورت خود کار به آرامی سر شما را حدود 7 درجه بالاتر میبرند تا راه هوایی باز شده و خروپوف شما متوقف شود. وقتی که خروپوف تمام شد تخت سر شما را پایین می آورد تا احساس ناراحتی نکنید!
یک سیستم تشخیصی در این تخت وضعیت خواب شما، حرکات بدن و ریتم تنفس را برای 30 روز مانیتور میکند و سپس راهکارهایی را برای خواب بهتر به شما پیشنهاد میکند.
اما داستان این تخت به همین جا ختم نمیشود. این تخت دارای یک کنترل از راه دور است. اگر یکی از دکمه های آن را فشار دهید از چهار طرف تخت چهار اسپیکر سیلندر شکل بالا می آیند و میتوانید موسیقی دلخواه خود را با کیفیت سوراند گوش کنید.
سیستم صوتی تخت مجهز به چهار ساب ووفر 8 اینچی هم هست.
با زدن دکمه ی دیگری روی کنترل از راه دور تخت ویدیو پروژکتور مخصوص تخت روشن میشود که میتوانید فیلم های مورد علاقه ی خود را روی دیوار اتاق خوابتان ملاحظه کنید!
این تخت عزیز دارای یک کامپیوتر مرکزی با سیستم ویندوز Media Center است که 1.5 ترابایت هارد و 4 گیگا بایت حافظه ی RAM دارد. بنابراین میتوانید هر چقدر که بخواهید فیلم و موسیقی در آن ذخیره کنید.
با این همه امکانات خیره کننده فکر میکنم که بشود تمام عمر روی این تخت دراز کشید و از زندگی لذت برد. البته اگر بتوان قیمت 50000 دلاری آن را پرداخت کرد.
نظر شما چیست ؟

سایت سازنده

فهرست کتاب‌هایی که اگر نخوانیم شان، نصف عمرمان برفناست!

 


    
    
صمد بهرنگی، یکی از نویسندگان ایرانی می‌گوید: آنقدر کتاب خوب در دنیا وجود دارد که لازم نیست ما وقت خود را صرف خواندن کتاب‌های بد کنیم.
    در زیر تعدادی از کتاب‌های خواندنی و جذاب آمده که مطالعه آن را به همه افراد با هر نوع سلیقه توصیه می‌کنیم:

 


    
    
نام کتاب-------------------------- نویسنده

 


    ارباب حلقه‌ها-------------------- تولکین
    غرور و تعصب-------------------- جین آستین
    جین ایر--------------------------- شارلوت برونته
    بلندی‌های بادگیر--------------- امیلی برونته
    ربه‌کا------------------------------ دافنه دوموریس
    آرزوهای بزرگ------------------- چارلز دیکنز
    جنگ و صلح--------------------- لئو تولستوی
    بربادرفته------------------------- مارگارت میچل
    تس------------------------------- توماس هاردی
    خوشه‌های خشم--------------- جان اشتاین‌بک
    آلیس در سرزمین عجایب------ لوئیس کارول
    جان‌شیفته ---------------------- رومن رولان
    دفترچه ممنوع ------------------ آلبا دسس‌پدس
    شوهر آهوخانم ----------------- علی‌محمد افغانی
    سال‌های ابری ----------------- علی‌اشرف درویشیان
    جزیره سرگردانی--------------- سیمین دانشور
    سووشون ----------------------- سیمین دانشور
    سمفونی مردگان--------------- عباس معروفی
    کلیدر------------------------------ محمود دولت‌آبادی
    استخوان‌ خوک و دست‌های جذامی------------ مصطفی مستور
    
    و البته خیلی کتاب‌هاب دیگر که نبودن آنها را در این لیست بگذارید به حساب عدم حضور ذهن، بی‌سوادی و کم‌اطلاعی بنده نه معدود بودن کتاب‌های خوب.

مامان بذار خودم بخوابم


    
    شاید شما هم با کودکانی که شب‌ها درست نمی‌خوابند برخورد کرده باشید. این اختلالات که به ظاهر بسیار ساده هستند می‌توانند مشکلات فراوانی را برای کودکان به دنبال داشته باشند به همین خاطر والدین همواره در تلاشند تا با یافتن راه‌های جدید از بروز این اختلالات در فرزندان خود جلوگیری کنند. متخصصان بر این باورند که شناختن گونه‌های مختلف اختلالات خواب می‌تواند والدین را در بهبود این روند کمک کند.


    
    خواب منظم، مدت زمان بیداری تا خواب را با به وجود آوردن احساس امنیت و راحتی بیشتر برای کودکان دلپذیر می‌سازد.
    هرگونه عملی از جمله تکان دادن کودک جهت به خواب بردن او عملی اشتباه بوده و والدین باید به کودک این اجازه را بدهند که خودش به خواب رود. جهت جلوگیری از بروز اختلالات خواب کودکان، والدین باید به اصول خواباندن کودکان خود واقف باشند و با برقراری ارتباط بین خواب و رختخواب کودک به‌خصوص از شش ماهه اول زندگی او، به کودک اجازه دهند تا در هنگامی که دچار علایم خواب شد مفهوم رختخواب را درک کرده و به خودی خود و بدون دخالت والدین به خواب رود.
    از سوی دیگر والدین نباید به کودکان بالای شش ماه عادت بدهند که در هنگام خواب شبانه به دنبال بیدار شدن از وعده غذایی یا شیر و مایعات استفاده کنند چرا که تغذیه در شب ضمن شرطی کردن کودک برای خواب باعث خواهد شد تا به دلیل جذب مایعات زیاد، دفع ادرار بیشتری داشته باشند.
    
    براساس بررسی‌هایی که تاکنون صورت گرفته، حدود یک چهارم کل کودکان دنیا از اختلالات شدید خواب رنج می‌برند برخی از آنها از زمان کودکی و برخی دیگر در زمانی مشخص به این بیماری مبتلا می‌شوند و این در حالی است که به‌طور مثال نوجوانان پس از ابتلا به بیماری‌های مختلف در معرض ابتلا به این بیماری قرار می‌گیرند.
    
    نحوه خواباندن کودک و شکل‌دهی عادت خواب در فرهنگ‌ها، قبایل و حتی خانواده ها متفاوت است. بعضی‌ها بچه را وقت خواب قنداق می‌کنند، بعضی لباس نازک به او می‌پوشانند و یا حتی بعضی او را لخت می‌خوابانند، ممکن است کودک در یک اتاق مجزا به تنهایی یا با چند خواهر و برادرش بخوابد یا به اتفاق همه اعضای خانواده در یک‌جا در یک رختخواب بخواند. کودک ممکن است به پشت، پهلو و یا روی شکم، در یک اتاق تاریک، نیمه تاریک کاملا روشن یا در یک محیط بی‌سر و صدا یا با صدای رادیو و تلویزیون و با وجود صداهای ناگهانی مثل هواپیما بخوابد. ممکن است وقت شیرخوردن در بغل مادر با لالایی در گهواره به خواب رود یا اینکه نیاز به شنیدن یک قصه و یک دعا و بازی کردن داشته باشد و یا کلا زمان مشخصی برای خواب نداشته باشد یا برعکس باید هر شب طبق نظم خاصی بخوابد.
    
    بعضی از روش‌های خواب بهتر از برخی دیگر هستند اما در واقع کارهای زیادی وجود دارد که به رفتار خواب مربوط می‌شوند اگر برنامه دائمی انجام می‌شود و کودک‌تان با این برنامه شب‌ها به راحتی می‌خوابد و در طول شب هم به کرات بیدار نمی‌شود و در طول روز هم رفتار او رضایت‌بخش است باید گفت این برنامه کاملا مناسب است.
    
    برخی عادت‌ها و شیوه‌ها به کودک شما کمک بیشتری می‌کند تا یک الگوی درست در او شکل بگیرد و از مشکلاتی که در سال‌های بعد احتمال پیدایش آن می‌رود جلوگیری شود. به عنوان مثال اگر عادت دارید هر شب کودکتان را بیست، سی دقیقه روی پا لالایی دهید تا خوابش ببرد و حتی نیمه شب هم که او یکی دو بار از خواب بیدار می‌شود مجبور هستید با همین روش دوباره او را بخوابانید باید گفت که شما عملا در عادت خواب او مداخله کرده‌اید و یادگیری شروع خوابش را تعویق انداخته‌اید

قوانین زندگی

قوانین زندگی 

را در ادامه بخوانید.


ادامه مطلب

پیرمرد 81 ساله پیش از آن که دفن شود، چشمانش را باز کرد و گفت....