عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

معجزه رنگها

معجزه رنگها

دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگ‌ها خالی از فایده نخواهد بود...
 
برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم میکند

 
اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد  
 
اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی بی‌حالی شما را از بین می‌برد
 
اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید 
 
افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود
 
 
اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب‌آور است

 
اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید، رنگ نیلی کمک می‌کند تا بهتر بیندیشید

کشف یک محقق ایرانی برای نامرئی کردن اجسام

کشف یک محقق ایرانی برای نامرئی کردن اجسام

یک محقق ایرانی در دانشگاه پنسیلوانیا به کمک یکی از همکارانش نشان داده است که می‌توان با استفاده از پرتوهای پلاسمایی اجسام را نامرئی کرد.
ایده نامرئی کردن اجسام تا چندی پیش تنها در سطح داستانهای تخیلی علمی نظیر مرد نامرئی، اچ جی ولز، مطرح بود اما نادر انقطاع و آندرا آلو از دانشگاه پنسیلوانیا شیوه‌ای را پیشنهاد کرده‌اند که با استفاده از آن می‌توان با فناوریهای موجود اجسام را تا حد زیادی غیرقابل رویت ساخت. به اعتقاد فیزیکدانان این روش کاربردهای متعددی در فناوریهای نظامی مربوط به مخفی کردن و استتار اجسام خواهد داشت. در گذشته گروههایی از فیزیکدانان کوشیده بودند با روش موسوم به روش آفتاب پرست به استتار اشیا و ااجسام دست یابند. آفتاب پرست در زمانی که بر روی یک شاخه قرار می‌گیرد، برای پنهان کردن خود از چشم دشمنان بدنش را به رنگ شاخه‌ای که بر آن قرار دارد در می‌آورد. به عنوان مثال ری آلدن از دانشگاه کارولینای شمالی سیستمی از آشکارسازها و تابش کننده‌های نور را پیشنهاد کرد که برای پنهان کردن یک جسم نظیر آپارات سینما صحنه‌ای را در پشت سر جسم تصویر می‌کند و جسم یا شیء مورد نظر را در شلوغی آن صحنه از پیش چشم بیننده محو می‌سازد. محققان دانشگاه توکیو نیز بر روی نوعی پارچه تحقیق می‌کنند که بر همین مبنا عمل استتار را انجام می‌دهد. در داخل این پارچه دانه‌هایی نظیر رشته تسبیح کار گذارده شده که می‌تواند صحنه‌ای را که بر روی آن تابنده می‌شود منعکس سازد و جسمی را که این پارچه بر آن پوشانده شده نظیر بدن آفتاب‌پرست به رنگ محیط درآورده و به این ترتیب آن را نامرئی سازد. اما انقطاع و همکارش از روش موثرتری بهره گرفته‌اند. در شیوه پیشنهادی آنها نوری که از جسم بازتابیده می‌شود به حداقل کاهش می‌یابد و از آنجا که رویت اجسام تنها در هنگامی میسر است که نور بازتابیده از آنها به چشم برسد در غیاب این بازتابش شیء یا جسم عملا نامرئی می‌شود. جنبه اصلی در مدل پیشنهادی این دو محقق استفاده از نوعی صفحه یا پرده از جنس پرتوهای پلاسمایی است که با امواج بازتابیده شده از سطح جسم تداخل می‌کنند و آنها را از بین می‌برند. پرتوهای پلاسمایی از جنس امواج الکترونیکی چگال هستند که زمانی به وجود می‌آیند که الکترونهای روی یک سطح فلزی با ضرباهنگ خاصی به حرکت درآیند. به گفته این دو محقق لایه‌ای از این ماده پلاسمایی می‌تواند نور بازتابیده شده از سطح جسم را از بین ببرد البته به این شرط که تواتر نور بازتابیده شده به تواتر تشدید پرتوهای الکترونیکی نزدیک باشد. به گفته انقطاع برای همه نورهایی که در طول موج مریی قرار دارند خود طبیعت بهترین سپر پلاسمایی را فراهم آورده. این دو سپر عبارتند از پرده‌ها یا سطوحی که از طلا یا نقره ساخته می‌شوند. در مورد دیگر انواع طول موجها نظیر مادون قرمز یا مایکروویو می توان از ساختارهایی که به صورت مصنوعی و با ترکیب ردیفهایی از سیم‌پیچها درست می‌شوند برای ساختن سپر محافظ استفاده کرد. این قبیل سپرها دارای خواص غیرمتعارف الکترومغناطیسی خواهند بود. محقق ایرانی و همکارش با انجام محاسباتی نشان داده‌اند اجسام کروی یا استوانه‌ای که با این قبیل سپرها پوشیده شوند عملا نور بسیار کمی از خود باز می‌تابند. در عمل زمانی که این اجسام در معرض نور مریی قرار داده می‌شوند نوری که از آنها به چشم می‌رسد آنقدر اندک است عملا دیده نمی‌شوند. یک محدودیت این فناوری آن است که هر سپر مخصوص تنها برای یک طول موج خاص کار می‌کند و به عنوان مثال جسمی که در زیر نور قرمز غیرقابل رویت شده اگر تحت پرتوهای به رنگ سبز یا آبی قرار گیرد قابل مشاهده خواهد بود. نکته دیگر آنکه سپر نامرئی کننده زمانی عمل می‌کند که طول موج با تابیده شده نزدیک ابعاد خود جسم باشد. به این ترتیب در مورد نور مرئی از این سپر تنها برای مخفی کردن اجسام میکروسکوپی می‌توان استفاده به عمل آورد. اجسام بزرگتر تنها هنگامی از دید پنهان می‌شوند که پرتوهای با طول موج بلندتر به آنها تابیده شود. بنابراین با این فناوری نمی‌توان افراد یا خودروها را نامرئی کرد. اما انقطاع معتقد است که از این فناوری می‌توان در زمینه‌های دیگر نظیر تولید موادی که از برق زدن و درخشش اجسام جلوگیری می‌کنند استفاده به عمل آورد. این سپرها همچنین می‌توانند مانع از تاثیر نامطلوب نوری شوند که از اجسام ریز پراکنده می‌شود و به این ترتیب می‌توانند بازده میکروسکوپ‌ها را افزایش دهند. یک کاربرد دیگر این روش نامرئی کردن ماهواره‌ها در فضا است.

نقل از فردای دیگر

 فیزیک، از آغاز تا امروز در یک کتاب

کتابی برای همه ی نسلها و همه ی کتابخانه ها

 

نظر خوانندگان در مورد کتاب فیزیک از آغاز تا امروز

بشنو

 

زیاد از حد خودت را تحت فشار نگذار زیرا بهترین چیز ها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری

عیب کار اینجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه باید باشم '' اشتباه می کنم ،خیال میکنم آنچه باید باشم هستم،در حالیکه آنچه هستم نباید باشم

 آغاز کسی باش که پایان تو باشد!

شستشوی مغزی


طـی جـنگ هـای کـره، اسیرکننده های کره ای و چینی، بـه شستـشوی مـغـزی اســرای جـــنگی آمریـکـایـی که در اردوگـاه هــــا زنــــــدانی بـــودند مـی پرداختند. زندانیان بسیاری سرانجام اعتراف کردند که برای جنگ میکروبی اجیر شده بودند— درحـالــیکه که این طور نبوده است—و در پــایـان اسـارتشان، با آنها بیعت وفاداری بستـند. حداقل 21 سـربـاز پـس از آزادی از بـازگشـــــت به ایالات مــتحده سر باز زدند. جالب به نظر می رسد، اما افـراد دیرباور اشاره بر این دارند که 21 نفر از بیش
از 20،000 زندانی در کشورهای کمونیستی بوده اند. آیا شستشوی مغزی واقعاً عمل می کند؟
در روانشناسی، از مبحث شستشوی مغزی به نام بهسازی و اصلاح عقاید یاد میشود که مربوط به حوزه ی "تاثیرات اجتماعی" است. تاثیرات اجتماعی در هر لحظه و هرروزه انجام می گیرد. مجموعه ی راه هایی است که از طریق آن افراد می توانند گرایشات، عقاید، و رفتارهای سایرین را تغییر دهند. برای مثال، هدف متد "تسلیم"، ایجاد تغییر در رفتار فرد است و با گرایشات و عقاید او کاری ندارد. به عبارت دیگر به فرد تلقین می کند که "فقط انجامش بده!" از طرف دیگر متد "ترغیب" به دنبال ایجاد تغییر در گرایشات فرد است و به فرد میگوید "انجامش بده چرا که باعث می شود احساس خوبی داشته باشی!" متد "تعلیم" (که زمانیکه به آنچه آموزش داده می شود اعتقادی نداشته باشید، متد تبلیغ نیز نامیده می شود) در تلاش برای تغییر اعتقادات فرد است و به او خاطرنشان می سازد که "انجامش بده چون می دانی که کار درست این است." شستشوی مغزی یکی از انواع مهم تاثیرات اجتماعی است که مجموعه ای از تمام این رویکردها در کنار یکدیگر است و در پی ایجاد تغییراتی در فرد می باشد درحالیکه او خود راضی و موافق با آن تغییر نیست.
از آنجا که شستشوی مغزی نوع تهاجمی از تاثیرات است، نیازمند استقلال و انزوای کامل فرد است، و به همین دلیل است که اکثراً در زندان ها و مکتب های توتالیسم انجام می گیرد. فرد عامل (آنکه شستشوی مغزی می دهد) باید کنترل کامل بر روی هدف (کسی که مورد شستشوی مغزی قرار میگیرد) داشته باشد، تا حدی که حتی غذاخوردن، خوابیدن، حمام رفتن، و سایر نیازهای اولیه فرد نیز تحت خواست و اراده ی عامل است. در عملیات شستشوی مغزی، عامل هویت فرد را از روی یک اسلوب معین به طور کلی از بین می برد به طوری که دیگر عمل نکند. بعد عامل آن هویت از بین رفته را با مجموعه ای از رفتارها، گرایشات، و عقایدی جایگزین می کند که مورد قبول محیط جدید هدف باشد.
با اینکه اکثر روانشناسان بر این عقیده اند که شستشوی مغزی تحت شرایط صحیح امکان پذیر است، اما برخی آن را برخلاف آنچه رسانه های گروهی نشان می دهند، جزء انواعی از تاثیرت می بینند که غیرمحتمل و انجام نشدنی است. برخی از تعاریف شستشوی مغزی نیازمند تهدیدات فیزیکی است و تحت این تعاریف اکثر مکاتب افراطی نمی توانند طریقه ی صحیح شستشوی مغزی را به کار بندند، چون از سوء استفاده و آسیب رسانی فیزیکی افراد سرباز می زنند. سایر تعاریف "کنترل و تهدید غیر فیزیکی" را سرلوحه ی خود قرار داده اند. قطع نظر از اینکه چه تعریفی را انتخاب می کنید، کارشناسان بسیاری عقیده دارند که حتی تحت شرایط ایده آل برای شستشوی مغزی، تاثیرات این عمل تقریباً کوتاه مدت هستند و هویت قدیمی افراد با شستشوی مغزی به طور کامل نابود نمی شوند. بلکه در خفا می مانند و زمانیکه این هویت جدید متوقف شود، باورها، عقاید و گرایشات قبلی فرد دوباره روی کار می آیند.
روانشناسانی وجود دارند که می گویند تغییر اسیران جنگی امریکایی در طی جنگ های کره نتیجه ی شکنجه بوده است نه شستشوی مغزی. و در واقع اکثر اسیران جنگی در جنگ های کره به هیچ وجه به کمونیسم نپیوستند. در اینجا مسئله ی اعتماد پیش می آید. آیا شستشوی مغزی سیستمی است که نتایج مشابه ای در فرهنگ ها و گونه های شخصیتی ایجاد می کند، یا اینکه منوط به آمادگی و مستعد بودن هدف برای تغییر است؟ در قسمت بعدی توصیفات و تعاریف یکی از کارشناسان در رابطه با شستشوی مغزی را مطرح می کنیم .

گفتگو با خدا

خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟
پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.
خدا لبخندی زد و پاسخ داد:
زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟
من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می‌کند؟
خدا جواب داد....
اینکه از دوران کودکی خود خسته می‌شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.
اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می‌دهند و سپس پول خود را خرج می‌کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.
اینکه با نگرانی به آینده فکر می‌کنند و حال خود را فراموش می‌کنند به گونه‌ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می‌کنند.
اینکه به گونه‌ای زندگی می‌کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه‌ای می میرند که گویی هرگز نزیسته‌اند.
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت....
سپس من سؤال کردم:
به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟
خدا پاسخ داد:
اینکه یاد بگیرند نمی‌توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می‌توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.
اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.
اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می‌برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.
یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین‌ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.
اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی‌دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.
اینکه یاد بگیرند دو نفر می‌توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.
باافتادگی خطاب به خدا گفتم:
از وقتی که به من دادید سپاسگذارم
و افزودم: چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت...
فقط اینکه بدانند من اینجا هستم
همیشه

2نوشته شده در Thursday, November 29, 2007 ساعت 16:52 توسط صهیب عبیدی ابتهاج   

مرد درختی اندونزیایی درمان خواهد شد

آقای ?دِد? Dede یک ماهیگیر 35 ساله اهل اندونزی است که بعد از اینکه در نوجوانی زانویش در حادثه‌ای جراحت برداشت ، دچار بیماری عجیب و غریبی شد، به این ترتیب که از دست و پایش، زائده‌هایی به شکل ریشه گیاهان بیرون زد به طوری که وی از انجام کار روزانه عاجز شد.

 w3a.jpg

پزشکان محلی درمانی برای بیماری این شخص پیدا نکردند. او از کار کندن بازماند و همسرش هم ترکش کرد. دِد مجبور شد در نهایت فقر دو فرزندش را بزرگ کند. فرزندان او، حالا در سن نوجوانی هستند.
گرچه خانوده‌اش او را حمایت می‌کردند ولی او همواره مورد ریشخند و استهزاء ماهیگیران محلی قرار می‌گرفت.

 w2a.jpg

اما یک پزشک آمریکایی به نام دکتر ?آنتونی گاسپاری? بعد از اینکه در شبکه تلویزیونی دیسکاوری یک برنامه مستند درباره این بیماری عجیب ساخته شد و به نوعی درگیر ساخت این فیلم مستند شد، تصمیم گرفت به آقای ?دد? کمک کند. این متخصص پوست به دهکده دِد در جنوب جاکارتا رفته است و ادعا می‌کند که بیماری وی را تشخیص داده و می‌تواند درمانش کند.
بعد از آزمایش نمونه‌های ضایعات و خون آقای دِد، دکتر گاسپاری تشخیص داد که ضایعات پوستی این بیمار، ناشی از ویروسی به نام ویروس پاپیلومای انسانی یا HPV است. عفونت با این ویروس بسیار شایع است، ویروسی که در مبتلایان زگیل ایجاد می‌کند.
اما چرا ضایعات پوستی آقای دِد به جای زگیل‌های معمولی به این ترتیب تظاهر پیدا کردند؟ معلوم شد که این بیمار نوعی مشکل ژنتیکی داشته که باعث اختلال در سیستم ایمنی‌اش می‌شده و در نتیجه سیستم ایمنی وی قادر به مقابله و محدود کردن HPV نبوده است.
تعداد گویچه‌های سفید خون دِد، آنقدر پایین بود که در ابتدا دکتر گاسپاری تصور کرد که وی مبتلا به ایدز است اما آزمایشات چنین چیزی را تأیید نکردند. اختلال ژنتیکی این بیمار بسیار نادر است و احتمال داشتن آن کمتر از یک در میلیون است، طوری که او به جز رنج ناشی از تحمل بیماری پوستی‌اش، زندگی توأم با سلامتی داشته. والدین و برادر و خواهرهای او بیماری مشابه نداشته‌اند.
دکتر گاسپاری عقیده دارد این بیماری با مصرف دوزهای روزانه ویتامین A صناعی،تا حد زیادی قابل درمان است. دکتر گاسپاری می‌گوید گرچه این بیمار کاملا از لحاظ ظاهری بهبود نخواهد یافت ولی بعد از درمان زگیل‌ها آنقدر کوچک خواهند شد که به او امکان استفاده از دست‌ها و کار بدهند. او انتظار دارد که بعد از 3 تا 6 ماه درمان ضایعات تا حد قابل ملاحظه‌ای کوچک شوند. بعد از این مرحله درمانی ضایعات باقیمانده با انجماد و جراحی،برداشته می‌شوند.

 w1a.jpg

دکتر کاسپاری دوست داشت این بیمار را برای درمان و بررسی نقص ژنتیکی‌اش به آمریکا ببرد ولی مشکلات مالی و همچنین کاغذبازی‌های اداری مانع این کار شد. بنابراین، درمان این بیمار در اندونزی با کمک پزشکان این کشور ادامه خواهد یافت.
هم در سایت تلگراف-منبع این خبر- و هم در سایت شبکه دیسکاوری فیلم‌های مربوط به این بیماری را می‌توانید تماشا کنید.

اطلاعات کامل درباره ویروس HPV را می‌توانید در سایت ویکی‌پدیا بخوانید. اما به طور خلاصه باید بگویم HPV ، یک ویروس دارای DNA است که می‌تواند هم ضایعات پوستی و هم ضایعات تناسلی ایجاد کند. ضایعات پوستی HPV اشکال مختلفی دارند، مثل زگیل معمولی، زگیل‌های کف دست و پا، زگیل‌های مسطح و زگیل‌های زیر ناخن. بعضی از انواع HPV می‌توانند باعث بدخیمی‌هایی مثل سرطان دهانه رحم شوند.

که کسی هست که مرا دوست دارد

I Am Thankful ...

I have been loved.
There are those for whom no one has ever cared.

 خدا را شکر

  که کسی هست که مرا  دوست دارد

کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست .

 

به من این شانس را دادی که بتوانم به دیگران کمک کنم

I Am Thankful ...


For the opportunity to help others.
There are those who have not been so abundantly blessed as I.

 خدا را شکر

به من این شانس را دادی که بتوانم به دیگران کمک کنم

کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به

من داده ای بی بهره اند . 

من میتوانم کار کنم

I Am Thankful ...

I can work.
There are those who have to depend on others for even their most basic needs

.

 خدا را شکر

من میتوانم کار کنم .کسانی هستند که برای  رفع کوچکترین

نیازهای روزمره شان هم به دیگران محتاج اند