عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

تجلی صبح در زندگی من

*******************************
صبح که از خواب بیدار می شوید به اولین چیزی که فکر میکنید چیست؟
اگر روزتان را با نگرانی ،کج خلقی ،افسردگی شروع کنید آهنگ ان روز را ناموزون خواهید نواخت.
تا انتهای آن روز گوئیا از دنده چپ بلند شده اید و همه آن روز را خراب کرده اید
یک آن تصور ،همه روزتان را خراب خواهد کرد
اما اگر به آرامش و خوشحالی از رختخواب جدا شوید ،اهنگ ان روز را مورزون
 و ان روز را نیز تا به انتها با موفقیت سپری خواهید کرد
وقتی ازخواب بیدار می شوید با خوشحالی بگویئد
سلام
سلام خدا ،صبح قشنگت بخیر خدا،ممنونم که یه روز زیبای دیگه رو به من هدیه کردی
 ازت متشکرم خدا
راستی خدا تو خوبی؟
من؟
عالی ام ،عالی، خوب           شاد سرحال           سرشار از انرژی
اخه خوب چون تو خدای منی چطور میتونم بی روح باشم و سرد؟
اسمون؟
وای چقدر زیباست  .ابیه با کمی ابر
خوب طبیعیه
سلام گنجشکها
سلای اقای همسایه
سلام دختر کوچلویی که سبد دسته
وای
سلام مورچه کوچلو صبحت بخیر
همه اینهایک مثال بود برای اینکه تو صبحت را اینگونه اغاز کنی
اری از همان اول و ابتدای روز اینگونه اغاز کن
خواهی دید که تا اخر شب سرشار از انرژی خواهی بود
وقتی بیدار شدی بعد شستشن صورت ابتدا یک لیوان را با اشتها نوش جان کن و فرض کن از همان اول صبح اب حیات و شادابی را نوشیده ای
و هر کسی حالت را جویا شد بگو خیلی خوبم عالی ام
حتی اگر بیمار باشی باز هم بگو
هنگامی که بر زبان جاری می کنی  گوش می شنود و به مغز پیام ارسال میکند که حالش عالی است و خودبخود سیستم عصبی بدنت این خبر را دریافت میکنن و خو دبخود حالت عالی خواهد شد
امتحان کن
و نکته جالبتر اینکه وقتی میگوئی عالی هستم خیلی خوبم  انرژی بسیار زیادی را به دوستت می بخشی و او را شاداب میکنی
او از شادابی تو شاداب شده و این با فضیلت ترین اعمال است
بخشیدن شادابی به دوستان
کسب فضیلت فقط به نماز و روزه و مستجبات و واجبات نیست
نشاندن لبخندی بر روی لبان دوست،از بزرگترین فضائل است
از فردا که هر صبح بیدار می شوم به همه صبح بخیر خواهم گفت
به اسمان و زمین و هر انچه که در ان است
به همه موجودات، جمادات ،انسان و حیوان همه و همه..........
و هر کسی حالم را جویا شد خواهم گفت که بسیار عالی هستم و اسمان دلم نیز ابی و روشن به رنگ خدا
کسی که دلش تاریک است چگونه میتواند راهنمای دیگران باشد و به دیگران درس دهد؟
کسی که اسمان دلش ابریست چگونه مدعی زندگی و دادن ارامش به دیگران است
بیاید دلهایما ن را صاف کنیم اگر معتقدیم که جایگاه خداوند در دلهای ماست
و او از رگ گردن به ما نزدیکتر است
خجالت بکشیم که خدا را در سرایی تاریک جای دهیم
چرا که همیشه بهترین جاها و روشنترین منزلها را برای مهمانان اماده میکنیم
او که خداست؟
چگونه در دلی افسرده و تاریک و ابری جایش دهیم؟
چگونه؟
اگر اینگونه بیندیشم که در دلم مهمانی حضور دارد، حتی اگر کوهی از غم هم داشته باشی
یک ان دلت روشن وابی و زلال میشود
در مقابل تابش افتاب سایه هم می گریزد سایه را یارای مقاومت نیست او آفتاب است
او نور است وقتی بیاید تاریکی می رود
یا لاف نرنیم که خدا در دلمان است
 یا اگر معتقدیم باید دلی شاد ،ابی ،زلال،داشته باشیم
حتی اگر تظاهر هم کنیم کم کم دل،  صافی خود را بدست میاورد
همت کنیم
بنام خداوند.........
دریا دل باشیم و اسمانی
لطفا یک روز امتحان کنید و نتیجه را برایم بنویسید

چگونه یک پاردایم شکل می‌گیرد؟

بادرودی بیکران بر مبین و درودی به پهنه گیتی به خوانندگان ارزشمند روزانه. چندروز پیش یکی از دوستان مطلبی را برای من فرستاد که با این دنیای گسترده امروزی، بی گمان بسیاری از شما پیش از این آنرا دریافت نموده اید. اما بهرحال آن را در اینجا میآورم. برای دیدن نسخه POWERPOINT آن میتوانید اینجا را کلیک کنید.
در 9 بخش زیر یک پارادایم شکل میگیرد.
1) گروهی از دانشمندان 5 میمون را در قفسی قرار دادند. دروسط قفس یک نردبان و بالای نردبان یک موز گذاشتند.
2) هرزمانی که میمونی بالای نردبان میرفت دانشمندان برروی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند.
3) پس از مدتی، هروقت که میمونی بالای نردبان میرفت سایرین اورا کتک میزدند.
4) پس از مدتی دیگر هیچ میمونی علیرغم وسوسه ای که داشت جرات بالارفتن از نردبان را به خود نمیداد.
5) دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمونهارا جایگزین کنند. اولین کاری که این میمون جدید انجام داد این بود که بالای نردبان برود که بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب و شتم قرار گرفت. پس از چندبار کتک خوردن، میمون جدید بااینکه نمیدانست چرا، اما یاد گرفت که بالای نردبان نرود.
6) میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تکرار شد. سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق(کتک خوردن) تکرار گردید. بهمین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.
7) آن چیزی که باقی مانده بود گروهی متشکل از 5 میمون بود که با اینکه هیچگاه آب سردی برروی آنها پاشیده نشده بود، میمونی را که بالای نردبان میرفت را کتک میزدند.

اگر امکان داشت که از میمونها بپرسند که چرا میمونی که بالای نردبان میرود را کتک میزنند، شرط خواهیم بست که جواب آنها این خواهد بود:
"من نمیدانم ... این اتفاقی است که اطرافمان میافتد!"... این جواب به نظر آشنا نمی آید؟....
فرصت ارسال این رابرای اطرافیانتان از دست ندهید، چون ممکن است از خودشان بپرسند که چرا ما همیشه به کاری که انجام میدهیم ادامه داده ... علیرغم اینکه راه دیگری نیز وجود دارد.
تنها برای دو چیز حد و پایانی نمیتوان تصور نمود؛ جهان و حماقت بشر. البته در خصوص مورد اول زیاد مطمئن نیستم. آلبرت اینشتین

 

عمر انسان

قبل از خواندن این مطلب باید یادآور شوم که غرض بنده توهین به انسانیت یا خصوصتاْ به کسی نیست.... چون این مطلب را در یکی از ای میل های ارسالی گروه انترنتی روزانه خواندم... برای فرح طبع دوستان در اینجا هم گذاشتمش....

 

خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد...

******************************************
خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...

******************************************
خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

******************************************
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!!
و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد…!!!
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!
و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست !!!

زندگانی چیست

زندگانی چیست گفتا بی خیال
گفتم اصلا گفت می گیریم فال
زندگی شعر است آمد کندر آن
تو یکی برگ سپیدی من زغال

 

ارسالی عزیز:» شبنمکده

زندگى

 

"زندگى رسم خوش‏آیندى است."

*لرد بایرون*

*امیدوارم در تمام طول زندگی آنچنان همدیگر را دوست داشته باشیم که انگار هرگز ازدواج نکرده ایم !*

رئیس !! ؟؟

*در خانه رئیس من هستم، فقط تصمیمگیریها به عهده همسرم است .
وودیآل*

ماشین یا همسر

*وقتی مردی در ماشین را برای همسرش باز میکند، یا ماشین نو است، یا همسرش !
پرنس فیلیپ*

سقراط

نصیحت من به شما این است: ازدواج کنید، اگر زنتان خوب باشد خوشبخت میشوید و اگر بد باشد، فیلسوف .
سقراط

روشهای زنده نگه داشتن اشتیاق و علاقه در روابط


www.hamtaraneh.com
تـمام روابـط بـلند مدت فراز و نشیب های مخصوص به خود را تـجربه می کنند. معاشقه و عشوه گری نیز دوره و زمـان خـود را دارد و روزی می رسد که پایان آن نزدیک می شود. اگر رابطه شما جدیـتر شــود، آنگاه ثبات بیشتری پیدا کرده و شما به عنوان یک زوج موفق، خاطرات بیشتری را با هم به وجود خواهید آورد.
همه ما می دانیم که زنده نگه داشتن اشتیاق، علاقه، و جاذبه جنسی از ضروریات هر رابطه بلند مدتی به شمار می رود و همچنین واقف به این مسئله هم هستیم که توانایی انجام چنین کاری آنقدرها هم که فکرش را می توان کرد، آسان نیست. هر رابطه ای خوبی ها و بدی های مخصوص به خود را دارد، اما تکنیک هایی وجود دارد که با تکیه بر آنها به راحتی می توانید شعله های عشق و علاقه را همواره در میان خود زنده نگه دارید. در این قسمت ما شما را با 10 نمونه از این تکنیک ها آشنا می کنیم.

1- وفادار و مهربان باشید
الان که این مطالب را می نویسم در یک پارک تفریحی هستم. بعضی از افراد واقعاً نظر انسان را به خود جلب می کنند. به عنوان مثال کسانی را مشاهده می کنی که دست در دست همسران خود در حال قدم زدن هستند، اما ناگهان روی خود را بر میگردانند و به یک غریبه لبخند می زنند. ما باید با دوستان و خانواده خود مهربان باشیم و هیچ گاه کاری انجام ندهیم که موجبات پریشانی و ناراحتی آنها را فراهم آوریم. یک لبخند، و یا یک چشمک به یک شخص غریبه می تواند به راحتی عشق و علاقه موجود را از میان بردارد.

2- به او توجه کنید
اهمیت دادن به جزئیات زندگی از ارزش بسیار بالایی برخوردار می باشد. به عنوان مثال: اگر چیزی میل می کنید، سعی کنید که حتماً خودتان زباله آنرا درون سطل بیندازید. با یکدیگر در کارهای روزمره خانه کمک و همیاری داشته باشید. چنین مواردی اعتبار عشق شما را افزایش می دهند.

3- خیرخواه و بخشنده باشید
سورپرایز های کوچک می توانند تفاوت های بزرگی در زندگی ایجاد کنند. تاثیر آنها واقعاً شگفت انگیز است. به عنوان مثال می توانید لباس های خود را قبل از صرف شام عوض کنید، از ظروف چینی لوکس استفاده کنید، و یا گل هایی را از باغچه چیده و درون گلدان قرار دهید. تمام موارد ذکر شده به زندگی شما طعم و روح تازه ای هدیه می کنند.

4- صبور باشید
همه ما به هر حال روزهای بدی را در زندگی خود تجربه می کنیم. زمانی که احساس می کنید همسرتان در یک چنین شرایطی قرار گرفته است باید از هوش و ذکاوت خود بهره بگیرید! برای کمک کردن به او می توانید بچه ها را به مدت یک ساعت به پارک ببرید و برایش غذای مورد علاقه اش را سفارش دهید. کاری کنید تا خود به خود فضایی برای استراحت و آرامش او فراهم گردد؛ این جزء حقیقت زندگی است. با رضایت خاطر تمام و کمال به انجام چنین اموری اقدام کنید.

5- صادق باشید
با صداقت کامل به بیان احساسات خود بپردازید و این کار را با رعایت کامل احترام انجام دهید. ناامیدی ها و شکست هایتان را با او در میان بگذارید؛ البته توجه داشته باشید که در عین حال باید امیدها و آرزوهایتان را نیز با یکدیگر تقسیم کنید. اگر بخواهید چیزهایی را از یکدیگر پنهان کرده و به رازداری بپردازید، مطمئن باشید که دیری نخواهد گذشت که عشق و علاقه میان شما دو نفر از بین می رود.

6- شوخ طبع و سرگرم کننده باشید
زندگی در عصر تکنولوژی، بدون وجود استرس و تنش، امکان پذیر نیست؛ اما به هر حال باید سعی کنید هر طور که شده روح شوخ طبعی و بذله گویی را در زندگی خود زنده نگه دارید. برای هم جوک های بامزه تعریف کنید، یکدیگر را غلغلک بدهید و یا هرزگاهی به تماشای فیلم های کمدی بنشینید. زن و مردی که بتوانند با هم به یک موضوع خاص بخندند، معمولاً توانایی انجام کارهای سرگرم کننده دیگر را نیز پیدا می کنند.

7- انعطاف پذیر باشید
همه افراد در طول زندگی مشترک خود، دستخوش تغییرات فراوانی قرار می گیرند. خوشبختانه رابطه آنها نیز با این تغییرات دگرگون شده و به رشد و تعالی نزدیک تر میشود. به عنوان مثال این امکان وجود دارد که یکی از شما شغل خود را تغییر دهد و دیگری هم مذهب خودش را؛ یکی دچار بیماری می شود و دیگری مرتکب خطایی بزرگ؛ رابطه شما باید انعطاف بالایی داشته باشد در غیر اینصورت از شدت تندبادهای گاه و بیگاه خم شده و در برخی موارد در معرض خرد شدن و منقطع گشتن، قرار میگیرد.

8- سخاوتمند باشید
من یکی از بهترین موارد را برای قسمت پایانی نگه داشتم. پس از تحقیقاتی که بر روی هزاران زوج مختلف به وجود آمد، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که تکنیک "هدیه دادن" غوغا به پا می کند. با تهیه گل، شکلات، کارت تبریک و سایر هدایای دیگر میتوانید همسر خود را بیش از پیش خوشحال کنید. سعی کنید این کار را به طور مکرر انجام دهید و برای انجام آن دنبال دلیل خاصی نباشید. هدف شما از این کار این است که می خواهید عشق و علاقه خود را با هدیه ای هر چند کوچک و ناقابل به طرف مقابل اثبات کنید.

9- در دسترس باشید
برای یکدیگر وقت بگذارید. وقتی را برای قدم زدن و صحبت کردن با یکدیگر کنار بگذارید. می توانید با هم، دوری در اطراف شهر بزنید، شام را در بیرون از منزل میل کنید، و یا به سینما بروید. در بررسی های اخیر، زوج های موفق، گذراندن وقت در کنار یکدیگر را به عنوان یکی از فاکتورهای مهم موفقیت رابطه خود عنوان کردند.

10- برخورد فیزیکی فراموش نشود
منظور ما بیش از تماس جنسی، تماس حسی است. بوی عطر، شمع، گل و راه رفتن در ساحل دریا هر کسی را به وجد می آورد. یکدیگر را نوازش کنید، دست در دست هم بدهید و رویاهای رمانتیک زندگی خود را به واقعیت نزدیک کنید.

لباس هایتان را بپوشید و همین حالا با همسر خود قرار ملاقات بگذارید و عشق و علاقه خود را نسبت به او ابراز کنید. مطمئناً همه شما توانایی انجام چنین کاری را دارید.
یادم می آید یکی از دوستانم می گفت: "زندگی یعنی زمانیکه شما در حال برنامه ریزی برای انجام کاری هستید، اتفاق دیگری می افتد و شما دقیقاً کاری را انجام میدهید که اصلا انتظارش را نداشتید!" عشق در زندگی حقیقی معنا پیدا می کند و چیزی نیست که مربوط به خواب و خیال و رویا باشد. عشق شما ماهیت حقیقی دارد و لزوماً نباید سوار بر اسب سفید از ابرها پایین بیاید! عشق و علاقه با صرف وقت و انرژی
به وجود می آید. به موارد بالا بیشتر دقت کنید؛ روز خوبی داشته باشید