عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

عوامل جغرافیایی و تاریخی در سیاست گزینی و روابط خارجی افغانستان

سرزمین کنونی افغانستان بمثابه بخشی از آریانای بزرگ و خراسان تاریخی از لحاظ موقعیت جغرافیایی و جیوپولیتیک خود در یکی از مهمترین چارراههای تبادله فرهنگ، بازرگانی، بستر مهاجرتهای گسترده مردمان آسیای مرکزی، تهاجمات و جهانگشایی ها از اهمیت به سزایی برخودار است. ساختار جیوفزیکی این سرزمین در گرهگاه مسیرهای تجارتی کاروانهای ابریشم با توجه به موقعیت کوههای صعب العبور تیانشان و همالیا در شرق کوتاهترین راه توصل بین آسیای میانه تا نیم قاره هندوستان، سرزمین حوزه مدیترانه و ایران با چین، و کشورهای جنوبشرق آسیا را بوجود آورده است. درک و تحلیل واقعی این موقعیت میتواند به همگرایی و تساند دوستانه کشورهای منطقه کمک به سزایی نماید.

در ادامه مقاله: عوامل جغرافیایی و تاریخی در سیاست گزینی و روابط خارجی

نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش

نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش

 
 
به پسرم درس بدهید
او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویی، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزیدکه از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.
اگر می توانید، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گل های درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشان، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه برخلاف او حرف بزنند.
به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.
ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.
به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.
به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده  نسازید. بگذارید که او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.
توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است

دل به دریا بزن

 
 
زندگی کردن دل و جرات می خواهد . آدمهای ترسو فقط نفس می کشند ، زندگی نمی کنند ، چرا که بیم و دلهره بر زندگی آنها حکمفرماست ، و زندگی ای که ترس در آن جای داشته باشد ، از مرگ بدتر است . چنین آدمهایی در حالت پارانویا بسر می برند و از همه چیز می ترسند ؛ نه فقط از چیزهای واقعی ، بلکه از چیزهای خیالی و غیر واقعی هم واهمه دارند . از جهنم می ترسند ، از ارواح می ترسند ، از خدا می ترسند ؛ آنها از هزار و یک چیز که زاییده ی خیال خودشان یا دیگران است می ترسند . در نهایت ترس طوری در زندگی آنها رخنه و رشد می کند که زندگی برایشان غیرممکن می شود .
زندگی کار آدمهای با شهامت است . اولین اصلی که در زندگی باید فرا گرفت ، جرات و شجاعت است . با وجود همه ی ترسها و دلهره ها ، آدم باید به زندگی بپردازد . حالا چرا شهامت برای زندگی کردن لازم است ؟ برای اینکه زندگی ، فی نفسه نا امن و بی ثبات است . اگر همیشه نگران امنیت و آسایش خاطر باشی ، در حقیقت خود را در زندانی که با دستان خودت برای خویش ساخته ای محبوس می کنی . چنین مکانی شاید امن باشد ، ولی قطعاً زنده نیست ، در آن از ماجراجویی و سرمستی خبری نیست .
زندگی عبارت است از اکتشاف ، سفر به ناشناخته ها ، دست پیش بردن به سوی ستاره ها ! شجاع باش و همه چیز را پیش پای زندگی قربانی کن ؛ چرا که هیچ چیز از زندگی با ارزش تر نیست . زندگی خود را وقف چیزهای پیش پا فاتاده مثل پول ، امنیت و آسایش خاطر نکن ؛ اینها ارزشی ندارند . آدمی بایستی زندگی را بغایت ممکن تجربه کند ، فقط در آن صورت است که شادی واقعی را تجربه می کند ، تنها در آن هنگام است که وفور نعمت و برکت به وقوع می پیوندد .
آنهایی که می خواهند طعم واقعی زندگی را بچشند ، بایستی دل به دریا بزنند ، بایستی قدم به وادی نا شناخته ها بگذارند . بنیادی ترین درسی که بایستی در این راه فرا گرفت ، این است : خانه ای وجود ندارد ، زندگی همچون زیارت است � بدون آغاز ، بدون پایان . البته جاهایی هستند که می توانی استراحت کنی ، ولی آنها به مثابه ی استراحتگاه های شبانه هستند و صبح که سر زد ، باید مجدداً به راه بیفتی . زندگی جنبشی است مستمر که هیچ گاه به پایان نمی رسد ، زندگی جاودان است .
شروع و پایان ، ویژگی مرگ است .
ولی تو مرگ نیستی ؛ تو زندگی هستی .
مرگ توهم است . این مردم هستند که به مرگ موجودیت می بخشند ، برای اینکه در آرزوی امنیت هستند . آرزو برای امنیت و آسایش خاطر ، مرگ می آفریند ، آدم را از زندگی می ترساند ، انسان را در راه قدم نهادن به دنیای نا شناخته ها دچار شک و تردید می کند .
تنها خوراک زندگی ، خطر کردن است . هرچه بیشتر ریسک کنی ، بیشتر زنده هستی . وقتی این موضوع را درک کردی که ریسک کردن بایستی نه از روی یاس و عجز ، بلکه از روی آگاهی و هشیاری درونی صورت پذیرد ، آنگاه از زیبایی محض امکاناتی که ریسک کردن پیش روی تو می گذارد به وجد می آیی .
آدمی که بی خانمانی را از روی یاس و نومیدی قبول کند ، مطلب دستگیرش نشده است . اگزیستانسیالیسم هم در یک چنین جایی به بیراهه رفت . آنها خیلی به حقیقت نزدیک شده بودند ، همانقدر که بودا نزدیک شده بود ، ولی به بیراهه رفتند . بجای آنکه به سعادت و خوشی برسند ، از این که زندگی هیچ معنایی ندارد ، هیچ هدفی ندارد و هیچ امنیتی ندارد بسیار غمگین شدند . این تجربه آنها را بشدت تکان داد و متزلزل کرد .
بودا هم به نتیجه ی مشابهی رسید ، ولی بجای اینکه غمگین شود ، خود را به دنیای ناشناخته ها سپرد . او همه ی موانع را پشت سر گذاشت . او زندگی را آنطور که هست پذیرفت . قبول کرد که طبیعت زندگی چنین است و دلیلی ندارد که انسان احساس یاس و نومیدی کند . او متوجه شد که عدم امنیت ، زندگی را زیبا می سازد ، برای اینکه مسیر کاوش و خلاقیت را به روی انسان می گشاید و از طریق آن انسان می تواند به تجربیاتی نو و شگرف نایل آید . اگر در زندگی همه چیز امن ، مطمئن و تضمین شده بود ، دیگر شور و هیجان و سماعی وجود نداشت .
بودا با مشاهده ی اتفاقات غیر قابل باور و معجزه آسا در اطرافش به وجد می آمد و لذت می برد . عیسی همیشه به پیروانش می گفت : (( شاد باشید ، شاد باشید ، باز هم می گویم که شاد باشید . ))

هواپیمایی که محل زندگی شد !

 
 
 
 
 
 
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
خانه ای از هواپیما :
www.hamtaraneh.com
 
وقتیکه "بروس کمپبل" در صدد انتخاب خانه ای که از هر لحاظ مناسب باشد برآمد-هواپیمایی از رده خارج را انتخاب کرد.دلایل وی تا حدودی بی نقص بود."از نظر من چوب ماده بدردنخوری است."خانه های چوبی مستطیلی در مقابل بادها و زلزله های شدید مقاوم نیستند و هنگام آتش سوزی و انفجار معمولا ساکنین خودشان را نابود می کنند و بآسانی توسط دزدان قابل تخریب و نفوذ می باشند.آنها رطوبت را بخود راه داده و دچارتخریب و فساد میشوند.اما هواپیماهای از رده خارج اساسا خوب طراحی شده اند -دارای فناوری سطح بالایی می باشند-بدنه آنان در برابر فشار بخوبی آب بندی شده بطوریکه می تواند در برابر بادهای با سرعت 575 مایل بر ساعت و فشارهای تا شتاب هفت جی بآسانی مقاومت کنند.میتواند قرنها بهمین حالت مانده(با کنترل موثر پوسیدگی)-بمیزان زیادی در برابر آتش سوزی مقاومت دارد و امنیت بالایی را نیزتامین می کند.کمپبل صدهزاردلاربرای بویینگ-727 خود پرداخت کرد و سپس صد هزار دلار دیگر نیز جهت اجاره محل-برداشتن بال و دم-حمل و نقل و سایر وسایل و تدارکات کار پرداخت نمود.وی نه تنها در حال ساختن خانه از 727 می باشد بلکه همچنین در حال بازیابی آن نیز می باشد."من ارابه فرود-کلیه دربهای مسافران و خروج اظطراری-کلیه سطوح کنترل پرواز-همه چراغهای داخلی و خارجی را می خواستم -بطوریکه بتوانم هواپیمایی را بسازم که پس از پایان کار با نگاهی از بیرون آن کاملا قابل بهره برداری بنظر آید.وبدین ترتیب پروژه ادامه می یابد.چگونه آنرا با یک خانه مقایسه می کنید؟ترکیب فضای کابین مسافران و خلبان 1066 فوت مکعب فضای مهیج و مسرت بخشی را تامین می کند.
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
 
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com

خصوصیت یک مرد واقعی

 

www.hamtaraneh.com
 
 
درس امروز درسی پایه ای و اساسی است، در مورد پایه و اساس مرد بودن است. با کلیه ی اطلاعاتی که در دست دارم، مطمئن هستم که شما بحث درمورد چنین مسائلی را بی فایده می دانید و خواهید گفت چرا وقتی مسائل مهمتری مثل کار و تجارت هست، باید چنین چیزهایی یاد بگیرید.
پاسخ این سوال بسیار ساده است:
برای ساختن یک خانه ی فوق العاده، ابتدا باید یک فونداسیون محکم بسازید تا بتوانید سایر چیزهای زیبا را روی آن قرار دهید. برای ساختن یک مرد بزرگ نیز، نیاز به یک پایه و اساسی استوار و مستحکم است تا بعد بتوانید چیزهای کوچک دیگر را روی آن اضافه کنید.
طی چند سال گذشته به من ثابت شده که اکثر مردها فاقد این فونداسیون و بنیاد هستند تا بتوان به آنها قانون ها و اصول دیگر را آموزش داد. تعاریف بسیاری برای یک مرد وجود دارد و افراد مختلف نظریه های متفاوتی دارند. اما من در اینجا آنچه واقعاً لازم است بدانید را برایتان آورده ام.


ویژگی اول: یک مرد واقعی محکم و قوی است

یک مرد واقعی گریه نمی کند، زاری نمی کند، شکایت از چیزی نمی کند، بیمار نمیشود، و لازم نیست هر بار که عطسه کرد به پزشک مراجعه کند. یک مرد واقعی تصمیم می گیرد و با عواقب و نتایج این تصمیمات روزگار می گذراند. یک مرد واقعی مسئولیت اعمال و حرف های خود را بر عهده می گیرد. یک مرد واقعی، محکم و استوار است. و با سختی های زندگی مقابله می کند. یک مرد واقعی خشن و سرسخت است و از خود احساسات نشان نمی دهد. یک مرد واقعی ستون فقرات خانواده است و نمی تواند از خود ضعف نشان دهد. اگر از عنکبوت می ترسید، مسلماً یک مرد واقعی نیستید.


ویژگی دوم: یک مرد واقعی متمرکز است
یک مرد واقعی تفاوت بین مهم بودن چیزی و مهم نبودن آن را می فهمد. یک مرد واقعی وقت خود را صرف کارهای بیهوده ای که هیچ عایدی برای او ندارند، نمی کند. مطمئناً کارهای زیادی برای تفریح و سرگرمی وجود دارد، اما او باید برای انجام این کارها هم دلیل داشته باشد. یک مرد واقعی خود را روی قدرت، پول و خانواده اش متمرکز میکند. هیچگاه خود را روی سکس متمرکز نمی کند. سکس در نتیجه ی داشتن قدرت، پول و خانواده، خود به خود به سراغش می آید.


ویژگی سوم: یک مرد واقعی، اهمیت خانواده را درک می کند
یک مرد واقعی خانواده اش را قدرتمند نگاه می دارد و به تاریخچه ی خانوادگی خود اهمیت زیادی می دهد. یک مرد واقعی می داند که فرزندانش هدیه ای از جانب خداوند هستند و باید با آنها به خوبی رفتار کند، هرچند هر از گاهی باید برای آنها قوانین و مقرراتی تعیین کند.


ویژگی چهارم: یک مرد واقعی غیبت نمی کند
یک مرد واقعی دهانش را می بندد و اطلاعاتش را درمورد دیگران پیش خود نگاه میدارد. یک مرد واقعی در بحث های هیچ و پوچ شرکت نمی کند و درمورد چیزهایی که از آن اطلاع ندارد و مطمئن نیست حرف نمی زند.


ویژگی پنجم: یک مرد واقعی همیشه سر حرفش هست
هر وقت قولی بدهد، آن را عمل می کند. و اگر بداند که از عهده ی انجام قولی بر نمی آید، هیچوقت حرفش را نمی زند. یک مرد واقعی مردن را به شکستن عهدش ترجیح می دهد. او می داند که حرفش نیز باید به قدرت عملش باشد.


ویژگی ششم: یک مرد واقعی تلاش می کند تا الگو باشد
یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکه مورد بی احترامی قرار گیرد. او الگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوص فرزندانش است. من هیچوقت کارهایم را به خانه نمی آورم، به همین دلیل فرزندانم من را فقط به عنوان یک پدر میشناسند. شما نیز باید همین کار را بکنید. یک مرد واقعی هیچگاه اجازه نمی دهد که فرزندانش پی به ضعف های او ببرند.


ویژگی هفتم: یک مرد واقعی پول مورد نیازش را خود به دست می آورد
یک مرد واقعی در انتظار صدقات و نیکوکاری های دیگران نمی نشیند. و پول پدرش نیز برای او کفایت نمی کند. او خود در جستجوی روزی خود بر می آید و اگر از پدرانش به او ارثیه ای برسد، به جای هدر دادن آن، ده برابرش می کند.


ویژگی هشتم: یک مرد واقعی زن نما نیست
یک مرد واقعی در گوشهایش گوشواره نمی اندازد و موهایش را بلند نمی کند. روی سینه و شکمش را نمی تراشد. او می داند که به استثنای آرایشگرش، سایر ملزومات و نیازهای بهداشتی او باید توسط یک زن انجام گیرد. یک مرد واقعی باید حداقل سه دست کت و شلوار در کمد داشته باشد و حداقل سه بار در هفته باید کت و شلوار بپوشد. یک مرد واقعی می داند که چطور باید شیک باشد.


درس تمام شد
خوب امروز چه یاد گرفتید؟ یاد گرفتید که قبل از اینکه بخواهید خود را یک مرد بنامید، تکالیف زیادی دارید که باید انجام دهید.
نکته ی دیگری که باید به خصوصیات یک مرد واقعی اضافه کنم این است که: یک مرد واقعی همه چیز را ساده می گیرد. اگر لغات و اصطلاحات قلمبه سلمبه بلد باشد، به ندرت از آنها استفاده می کند و سعی می کند درمقابل افرادی فقط از آنها استفاده کند که تصور می کنند از او بالاتر و برتر هستند.
درس همین جا به اتمام رسید

در انتخاب شریک رابطه خود بیشتر دقت کنید.

آیا تاکنون با خود عهد بسته اید که من بعد در انتخاب شریک رابطه خود بیشتر دقت کنید؟ اما آیا قادر خواهید بود بدون یک فرمول منطقی به خواسته خود دست یابید؟

فرمول دوستیابی شما را یاری میدهد تا الگوی  روابط ناموفق پیشین خود را شناسایی کرده و آنها را تغییر دهید. همچنین نیازها و شرایط مقتضی روابط آینده را برای شما ترسیم میسازد.

خانم و یا آقای دلخواه =F + P + CS = R + N

 F= فاکتور شکست = دلایل شکست روابط پیشین.

 P= دلایل شما برای عدم انتخاب مجدد شریک پیشین خود.

 CS= تغییر در خود = تغییراتی که شما در خود ایجاد خواهید کرد چنانچه به گذشته بازگشته و مجددا انتخاب کنید. 

 R= احتیاجات = خواسته هاییکه در رابطه شما باید برآورده گردند. این شرایط و خواسته ها می باید مشخص و ثابت باشند. احتیاجات مواردی است که همواره در رابطه شما باید برآورده گردند وگر نه موجب ناخشنودی و شکست  در رابطه شما میگردند.

 N= نیازها = نیازها خوسته هایی است که شما تمایل دارید در رابطه برآورده گردند اما در صورت عدم برآورده شدن در 100% موارد، موجب شکست و مشکل خاص در رابطه شما نمیگردند.

فرمول میزان شکست در ازدواج (طنز آمیز):

میزان شکست = (صداقت، علاقه و عشق - نفرت، حسادت و خیانت)  + (میزان سهم خانم از ثروت شوهر - میزان ثروت شوهر) + (میزان و کیفیت روابط جنسی  - میزان مشاجرات) 

آیا می دانستید که؟

 

1-    رشد کودکان در بهار بیشتر است
2-    که اشعه ایکس از بلور الماس عبور نمی کند
3-    اثر لب و زبان هر کس مانند اثر انگشت او منحصر بفرد می باشد
4-    مقاوم ترین ماهیچه در بدن زبان است
5-    شیشه در ظاهر جامد به نظر می رسد ولی در واقع مایعی است که کند حرکت می کند
6-    یک لیتر سرکه در زمستان سنگینتر از تابستان است
7-    بیشترین سر دردهای معمولی از کم نوشیدن آب می باشد
8-    تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است
9-    شن خیس از شن خشک سبکتر است

10-     نعناع شفا بخش سکسکه و تنگی نفس است

11-     شما نمی توانید با حبس نفستان خودکشی کنید
12-     خوردن یک عدد سیب در صبح به اندازه یک فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می شود.
13-     اکثر افراد در کمتر از 7 دقیقه خوابشان می برد
14-     تنها غذایی که فاسد نمی شود عسل است
15-     تا زمانیکه غذا با بزاق دهان مخلوط نشده باشد مزه اش احساس نمی گردد

دانـــشـــــجـــــــــو

دانـــشـــــجـــــــــو

کلمات تشکیل دهنده :

درس بخون
آ
ویزون مباش

نق
نزن
شوخی نکن

جو گیر نشو

ورزیده باش

تولید عروسکهای زنده

شرکتهای GENPETS اقدام به تولید عروسکهای زنده کرده است . این شرکت به کمک مهندسی زیستی و اصلاح ودستکاری DNA ، اقدام به تولید پستانداران زنده کرده است . این موجود زنده در 7 شخصیت مختلف تولید گردیده است .
این حیوانات با القای خواب زمستانی درآنها در بسته بندیهای ویژه ای عرضه میگردند .بسته بندیها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان ، چراغ های
LED که درجه تازگی حیوان را نشان میدهد ، دارای سیستم( IV
) که حیوان توسط یک لوله باریک تغذیه میگردد، میباشد عمر این حیوانات یک تا سه سال است ، وپس از خارج شدن از بسته بندی خواب زمستانی سروصدای کمی داشته وبا کودکان وانسان سریع انس میگیرند .

این عروسک یک پستاندار عقیمشده است که به کمک علم مهندسی ژنتیک ساخته شده. ترکیبی از ژنهای خرگوش ، شامپانزه و خوک. با استفاده از القای خواب زمستانی ، در جعبه نگهداری میشه و این جعبه ضربان قلب و میزان تازگی اون رو نشون میده. در دو مُدل یکی با طولعمر یکسال و یکی با طولعمر سهسال ساخته شده.  در هفت مدل  پهلوان( قرمز) ، ماجراجو(نارنجی) ، شاد(زرد) ، آروم(سبز) ، متین(آبی ) ، روحانی(بنفش) ساخته شدهان. قیمت هنوز مشخص نیست و تنها به صورت آزمایشی در اختیار اعضای شرکت قرار گرفتهان .

این موجود زنده طوری ساخته شده که حرکات محدودی مانند یک نوزاد داشته باشه. مدفوع بسیار مختصری داره و به غذای کمی احتیاج داره. قد حدود بیست و قطر هفت سانت. جثه اون از این بزرگتر نمیشه. کاملاً درد رو حس میکنه ولی نمیتونه اصوات بلند تولید کنه. داری خون عضله و استخوانه. بعد از خروج از جعبه ظرف بیست دقیقه بیدار میشه و چشمهاش رو باز میکنه

www.hamtaraneh.com

www.hamtaraneh.com

www.hamtaraneh.com

گشودن اسرار فنی آلمان نازی

 



شصت سال قبل، آمریکا دانشمندان نازی را برای هدایت پروژه های پیشرو این کشور مانند رقابت برای تسخیر فضا به خدمت گرفت. این مردان تکنولوژی های مرزشکنی را در اختیار آمریکا گذاشتند که حتی امروز نیز در خط مقدم علم و تکنولوژی قرار دارد، اما این دستاورد بی هزینه نبوده است.
پایان جنگ جهانی دوم شاهد تکاپوی فشرده برای دست یافتن به اسرار انبوه فنی آلمان نازی بود. متفقین برای به چنگ آوردن حداکثر تجهیزات و تخصص ممکن از ویرانه های رایش تقلا می کردند و همزمان سعی داشتند مانع دسترسی سایرین به این اسرار شوند.
وسعت و عمق دستاوردهای فنی بسیار پیشرفته ی آلمان، کارشناسان متفقین که نیروهای مهاجم را در سال 1945 همراهی می کردند به حیرت افکند.

 

موشک وی-2 از اولین موشکهای زمین به زمین (ساخت آلمان نازی)

 

 

راکت های مافوق صوت، گاز عصبی، هواپیمای مجهز به موتور جت، موشک های هدایت شونده، فناوری تجسسی و آلات پیشرفته زرهی تنها برخی از فناوری های بدیعی بود که در آزمایشگاه ها، کارگاه ها و کارخانه های نازی، حتی در زمانی که در آستانه شکست بودند، توسعه می یافت.
آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در نخستین روزهای جنگ سرد درگیر مسابقه ای علیه زمان برای شکستن اسرار علمی هیتلر شدند.
در ماه مه 1945، قشون تحت فرمان استالین آزمایشگاه های اتمی در موسسه معتبر کایزر ویلهلم در حومه برلین را تحت کنترل درآوردند و بذر آنچه را بعدا به زرادخانه وسیع اتمی شوروی بدل شد تقدیم پیشوای خود کردند.
آمریکایی ها درست پیش از آنکه نیروهای شوروی مجتمع وسیع نوردهازن را که در دل رشته کوه های هارتز در صفحات مرکزی آلمان ساخته شده بود تصرف کنند، موشک های وی-2 را از آن خارج کردند.
به علاوه تیمی به سرپرستی ورنر وان بران که وی-2 را ساخته بود نیز به دست آمریکایی ها افتاد.

 

وان بران: چهره متشخص ناسا و افسر سابق اس اس

جنایات
هیو نِر، معاون فرمانده نیروی هوایی آمریکا در اروپا، کوتاه زمانی پس از به چنگ آوردن این غنائم نوشت: "اشغال تشکیلات علمی و صنعتی آلمان این موضوع را که ما در بسیاری از زمینه های پژوهشی به گونه تکان دهنده ای عقب مانده ایم آشکار کرد."
"اگر از این فرصت برای به چنگ آوردن تشکیلات و مغزهایی که آن را توسعه داده اند استفاده نکنیم و آن دو را فورا به کار نگیریم، باید برای کشف عرصه ای که قبلا کاوش شده تلاش کنیم که ما را چندین سال عقب خواهد انداخت."
به این ترتیب پروژه موسوم به "گیره کاغذ" آغاز شد که طی آن وان بران و بیش از 700 نفر دیگر از دانشمندان آلمانی را به طور مخفیانه بدون آگاهی متحدان آمریکا به آن کشور منتقل شدند. این پروژه هدف پیچیده ای نداشت: "بهره برداری از دانشمندان آلمانی برای پروژه های پژوهشی آمریکا و جلوگیری از دسترسی اتحاد جماهیر شوروی به این معدن غنی فکری."
 پس از آن تحولات سریعی روی داد: پرزیدنت ترومن پروژه "گیره کاغذ" را در ماه اوت 1945 تصویب کرد و سه ماه بعد در روز 19 نوامبر نخستین گروه از دانشمندان آلمانی وارد خاک آمریکا شدند.
با این حال یک مشکل عمده وجود داشت. ترومن به وضوح دستور داده بود که هرکسی که "عضویت او در حزب نازی ثابت می شود و در فعالیت های آن شرکت داشته یا از حامیان فعال حکومت نظامی نازی ها بوده است" از این پروژه حذف شود.
براساس این معیار، حتی شخص وان بران، برای خدمت در آمریکا واجد شرایط نبود. او علاوه بر عضویت در سازمان های مختلف نازی از اعضای بلندپایه "اس اس" (از سازمان های موازی گشتاپو) بود. در پرونده امنیتی او درج شده بود که وی یک "خطر امنیتی" به حساب می آید.
افراد ذیل از جمله همکاران وان بران بودند:
* آرتور رودلف، مدیر کل عملیاتی نوردهازن، جایی که 20 هزار برده که به کار اجباری واداشته شده بودند در جریان تولید موشکهای وی-2 جان باختند. او تیم سازنده راکت "Saturn V" را که "صد در صد نازی، از نوع خطرناک" وصف می شد سرپرستی می کرد.

 

آرتور رودلف: یک فرد 100 درصد نازی در استخدام ناسا

* کرت دیبوس، متخصص پرتاب موشک و از افسران اس اس. در پرونده او آمده بود: "او باید به عنوان تهدیدی برای امنیت نیروهای متفقین تحت نظر و کنترل باشد." 
* هوبرتوس استراگهولد، که بعدا "پدر پزشکی فضایی" لقب گرفت سیستم های "زیست یاری" تعبیه شده در فضاپیماهای ناسا را طراحی کرد. برخی از زیردستان او در اردوگاه های داکائو و آشویتس، آزمایش های انسانی انجام می دادند، جایی که اسرای (کشورهای شرق اروپا) منجمد شده و در اتاقکهای کم فشار قرار داده می شدند که معمولن به مرگ آنها منجر می شد.
تمامی این افراد از صافی اخلاقی گذرانده شدند تا به آمریکا خدمت کنند: ارتش آمریکا که پیروزی در جنگ سرد، نه برقراری عدالت را، نخستین اولویت خود می دانست، بر جنایاتی که ادعا می شود این افراد مرتکب آن شده بودند سرپوش گذاشت و لکه های سیاه را از پیشینه آنها زدود.
و گیره ای که اطلاعات تازه آنها را در پرونده های شخصی محکم می کرد وجه تسمیه کل این عملیات شد. با گذشت شصت سال، ذره ای از اهمیت میراث آن پروژه کاسته نشده است.
می توان استدلال کرد که هواپیمای موسوم به "هورتن هو 229" با روکشی از تخته سه لای باردار کربنی با بال های رو به عقب که از چشم رادار مخفی می مانند و در سال 1944 ساخته شد نخستین هواپیمای تجسسی جهان بود.
ارتش آمریکا یکی از این مدل ها را در اختیار شرکت هواپیماسازی "نورثروپ" گذاشت. این شرکت بعدن بمب افکن های تجسسی بی-2 را که از کلیه جهات کاربردی نمونه مدرن هورتون بود ساخت.

Horten GO 229 که بمب افکن آمریکایی B-2 با الهام از این طرح سال 1944 هواپیمای آلمانی ساخته شده
 

 

 

موشک های کروز هنوز بر طرح موشک وی-1 استوار است و موتور جتی که نیروی محرکه هواپیمای "هایپرسونیک" پیشرفته ناسا موسوم به ایکس-43 (با سرعتی پنج برابر صوت) را فراهم می کند تا حدود زیادی مدیون پیشگامان صنعت جت آلمان است.
همچنین آلمان، تاسیسات بسیار عظیمی را در تلمارک واقع در نروژ برای تولید آب سنیگن و غنی سازی اورانیوم ایجاد کرده بود که اگر بمب افکن های انگلیسی آنجا را بمباران نمی کردند در همان سال 1944 اولین سلاح هسته ای آلمان، آمادهء استفاده شده بود.
علاوه بر اینها، شمار بزرگ اسناد پروژه گیره کاغذ که هنوز محرمانه است باعث شده بسیاری از کارشناسان، از جمله نیک کوک، مشاور هوافضای "هفته نامه دفاعی جینز" مظنون باشند که آمریکا ممکن است به توسعه فناوری های حتی پیشرفته تر نازی پرداخته باشد که از جمله آنها دستگاه های ضدجاذبه است که منبع بالقوه ای برای مقادیر وسیعی انرژی خواهد بود.
کوک می گوید که این فناوری "می تواند چنان ویرانگر باشد که صلح جهان را به خطر خواهد انداخت و آمریکا تصمیم گرفته است آن را برای مدت های مدید مخفی نگاه دارد."
اما خیلی ها ضمن کف زدن برای موفقیت غیرقابل انکار پروژه گیره کاغذ، ترجیح می دهند هزاران نفری را که جان باختند تا نوع بشر به فضا برود به یاد بیاورند.