عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

حقیقتی کوچک اما شگفت انگیز برای ساخت زندگی

 
اگر:
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر
26-25-24-23-22-21-20-19-18-17-16-15-14-13-12-11-10-9-8-7-6-5-4-3-2-1
باشد ... آن گاه داریم ...
 
کار سخت   HARD WORK
H+A+R+D+W+O+R+K
98%=11+18+15+23+4+18+1+8
 
دانش  KNOWLEDGE
K+N+O+W+L+E+D+G+E
96%=5+7+4+5+12+23+15+14+11
 
دوست داشتن  LOVE
L+O+V+E
54%=5+22+15+12
 
خوشبختی  LUCK
L+U+C+K
47%=11+3+21+12
(بیشتر ما تصور نمی کنیم که این مورد خیلی مهم است؟؟)
پس چه چیز صد در صد را می سازد؟
 
پول؟... نه!!! MONEY
M+O+N+E+Y
72%=25+5+14+15+13
 
راهبری؟.... نه!!!   LEADERSHIP
L+E+A+D+E+R+S+H+I+p
97%=16+9+8+19+18+5+4+1+5+12
 
هر مساله ای راه حلی دارد تنها اگز نگرشمان را تغییر دهیم.
به قسمت بالا برگردید، به 100%واقعا به چه چیزی برای یک قدم پیش تر رفتن احتیاج داریم؟؟
 
نگرش  ATTITUDE
A+T+T+I+T+U+D+E
100%=5+4+21+20+9+20+20+1
 
این نگرش ما نسبت به زندگی و کار است که زندگی را 100%می سازد!!!
نگرشتان را تغییر دهید، تا بتوانید زندگی تان را تغییر دهید!!!
حالا شما جواب سؤال را می دانید چه کاری انجام خواهیم داد؟؟
نگرش، همه چیز است.

9 روش برای شاد زیستن

آیـا واقعاً شاد هستید؟ آیا می دانید معنی واقعی شادی چیست وبرای رسیدن به آن چه راه هایی را باید پیمود؟ این پرسش هـا تـوسـط کـسـانــی پرسـیـده می شونـد کـه بـراستی دنبال شادی و خـوشبـخـتـی بـاشند. مـن خودم همیشه سعی کرده ام طـوری زنــــدگی کنم که با حفظ شادی و خـوشبـخـتـی خـودم، بــاعـث بدبختی و ناراحتی کـسان دیگر نشوم. اگر می خواهید شاد باشید، بـاید باور کنید که می توانید و توانایی رسیدن به
آن را دارید. برخی افراد اشتباه می کنند چون تصور میکنند که شایسته شادی و خوشبختی نیستند و بدبختی و ناراحتی خود را به عنوان سرنوشت خود قلمداد میکنند. حقیقت مطلب این است که خوشبختی نیز مثل سایر چیزها در زندگی باید به دست آورده شود. در اینجا نکاتی آورده ام که به شما برای ایجاد شادی در زندگیتان کمک خواهد کرد.


1- ببینید چه چیز باعث شادی و خوشحالی شما می شود. هرکس برای شاد بودن و شاد زیستن به چیزهایی خاص نیازمند است و آنچه باعث شادی یک نفر می شود ممکن است برای دیگری متفاوت باشد. شخصیت خودتان را کشف کنید. و نگران نباشید که مبادا نیازهای شما برای رسیدن به شادی با اطرافیانتان متفاوت باشد.
 

2- برای رسیدن به اهدافی که تصور میکنید باعث شادی شما می شود، نقشه بکشید. وقتی به دنبال دستیابی به اهدافتان باشید، وضعیت روحیتان نیز بهبود می بخشد، چون آنوقت در مورد خودتان احساس بهتری پیدا میکنید.
 

3- اطراف خود را با آدم های شاد و سر زنده پر کنید. وقتی اطرافیانتان افرادی بدبین و ناراحت باشند، شما نیز خواه ناخواه به این وضعیت مبتلا خواهید شد. برعکس اگر اطرافتان پر از آدم های سر زنده و خوشحال باشد، روحیه ی شاد آنها در شما نیز تاثیر خواهد کرد.
 

4- وقتی اتفاق بدی برایتان می افتد، به جای متاسف شدن، به دنبال راه چاره ای برای آن باشید. افرادی که واقعاً شاد هستند، اجازه نمی دهند تا اتفاقات بد در روحیه ی آنها تاثیر کند، چون می دانند که با کمی فکر و تلاش خواهند توانست موقعیت را دوباره موافق حالشان شود.
 

5- چند دقیقه در روز درمورد چیزهایی که باعث خوشحالیتان می شود فکر کنید. این چند دقیقه به شما فرصت می دهد تا به چیزهای مثبت در زندگیتان متمرکز شوید و باعث شادیتان خواهد شد.
 

6- هر روز سعی کنید کار خوبی برای خود انجام دهید. چه خودتان را به ناهار دعوت کنید، حمامی طولانی و آرامش دهنده بکنید و یا چند دقیقه بیشتر روی آرایش ظاهرتان کار کنید، همه مفید و موثر خواهند بود.
 

7- در همه ی موقعیت ها در پی شوخی و خنده باشید. درست است که در مواقعی خاص باید جدیت خود را حفظ کنید، اما در موقعیت هایی که فکر میکنید ممکن است باعث ناراحتیتان شود، شوخ طبعی چاره ی کار است.
 

8- حفظ سلامتیتان یکی دیگر از راه های رسیدن به شادی است. داشتن اضافه وزن یا نخوردن غذاهای مغذی تاثیری منفی بر روحیه ی شما خواهد داشت. همچنین ورزش باعث آزاد شدن اندورفین می شود که میگویند باعث شادی می شود.
 

9- در آخر، باید بفمید که شما شایسته ی شادی هستید. آندسته از افرادی که تصور می کنند لیاقت رسیدن به خوشبختی و خوشحالی را ندارند، ناخودآگاه تلاش برای رسیدن به شادی و خوشبختی خود را خراب می کنند. هر روز به خودتان بگویید که شما شایسته ی خوشبختی هستید و با خود قدم هایی را که باید برای رسیدن به خوشبختی بردارید را یادآور شوید.


تعریف خوشبختی دشوار است، اما افراد معمولاً می توانند بفهمند که شاد و خوشبخت هستند یا خیر. افراد زیادی تصور می کنند که خوشبختی نوعی شانس است و سرنوشت این بوده که بعضی مردم خوشبخت شوند و بعضی دیگر بدبخت. من خودم سعی میکنم نکاتی که در این مقاله برای شما عنوان کردم را در زندگی خود به کار ببندم، و موفق شده ام تا حد زیادی به خوشبختی دست یابم. این نکات ممکن است که کوچک به نظر برسند، اما برای رسیدن به موفقیت، قدم هایی اساسی هستند.

خوشبختی


در روزگار قدیم، پادشاهی زندگی می کرد که در سرزمین خود همه چیز داشت: جاه و مقام، مال و ثروت، تاج و تخت و همسر و فرزندان. تنها چیزی که نداشت خوشبختی بود و با این که پادشاه کشور بزرگی بود به هیچ وجه احساس خوشبختی نمی کرد.
پادشاه یکی از روزها تصمیم گرفت مأموران خود را به گوشه و کنار پایتخت بفرستد تا آدم خوشبختی را بیابند و با پرداخت پول، پیراهنش را برای پادشاه بیاورند تا پادشاه آن را بپوشد و احساس خوشبختی کند.
فرستادگان پادشاه همه جا را جستجو کردند و به هرکسی که رسیدند، از او پرسیدند:? آیا تو احساس خوشبختی می کنی؟?
جواب آنها ? نه? بود، چون هیچ کس احساس خوشبختی نمی کرد.
نزدیک غروب وقتی مأموران به کاخ بر می گشتند، پیرمرد هیزم شکنی را دیدند که داشت غروب آفتاب را تماشا می کرد

 و لبخند می زد.
مأموران جلو رفتند و گفتند:? پیرمرد، تو که لبخند می زنی، آیا آدم خوشبختی هستی؟?
پیرمرد با هیجان و شعف گفت: ? البته که من آدم خوشبختی هستم.?
فرستادگان پادشاه به او گفتند: ? پس با ما بیا تا تو را به کاخ پادشاه ببریم.?
پیرمرد بلند شد و همراه آنها به راه افتاد. وقتی به کاخ رسیدند، پیرمرد بیرون در منتظر ماند تا پادشاه به او اجازه ورود بدهد.
فرستادگان پادشاه داخل کاخ رفتند و ماجرا را برایش بازگو کردند.
پادشاه از این که بالاخره آدم خوشبختی پیدا شده تا او بتواند پیراهنش را بپوشد، بسیار خوشحال شد. پس رو به مأموران کرد و گفت:? چرا معطل هستید؟ زود بروید و پیراهن آن پیرمرد را بیاورید تا برتن کنم.?
مأموران قدری سکوت کردند و بعد گفتند: ? قربان، آخر این پیرمرد هیزم شکن آن قدر فقیر است که پیراهنی برتن ندارد!! ?

صداقت


روزی پادشاهی سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمن از دست داده بود، تصمیم گرفت برای خود جانشینی انتخاب کند.
پادشاه تمام جوانان شهر را جمع کرد و به هر کدام دانه ی گیاهی داد و از آنها خواست، دانه را در یک گلدان بکارند و گیاه رشد کرده را در روز معینی نزد او بیاورند.
پینک یکی از آن جوان ها بود و تصمیم داشت تمام تلاش خود را برای پادشاه شدن بکار گیرد، بنابراین با تمام جدیت تلاش کرد تا دانه را پرورش دهد ولی موفق نشد. به این فکر افتاد که دانه را در آب و هوای دیگری پرورش دهد، به همین دلیل به کوهستان رفت و خاک آنجا را هم آزمایش کرد ولی موفق نشد.
پینک حتی با کشاورزان دهکده های اطراف شهر مشورت کرد ولی همه این کارها بیفایده بود و نتوانست گیاه را پرورش دهد.
بالاخره روز موعود فرا رسید. همه جوان ها در قصر پادشاه جمع شده و گیاه کوچک خودشان را در گلدان برای پادشاه آورده بودند.
پادشاه به همه گلدان ها نگاه کرد. وقتی نوبت به پینک رسید، پادشاه از او پرسید: ? پس گیاه تو کو؟? پینک ماجرا را برای پادشاه تعریف کرد.
در این هنگام پادشاه دست پینک را بالا برد و او را جانشین خود اعلام کرد. همه جوانان اعتراض کردند.
پادشاه روی تخت نشست و گفت:? این جوان درستکارترین جوان شهر است. من قبلاً همه دانه ها را در آب جوشانده بودم، بنابراین هیچ یک از دانه ها نمی بایست رشد می کردند.?
پادشاه ادامه داد: ? مردم به پادشاهی نیاز دارند که با آنها صادق باشد، نه پادشاهی که برای رسیدن به قدرت و حفظ آن به هر کار خلافی دست بزند.?

اضطراب، ترس و کودکان

همه انسانها، از کودکان گرفته تا سالخوردگان، در برخی از مـراحـل زندگی خود احسـاساتی مـثل تـرس و اضـطـراب را تجربه میـکنــند. احساس اضطراب در موقعیتی ناخوشایند، احسـاس جـالـبـی نـخـواهـد بـود. هرچند برای کودکان، این احسـاسـات نـه تـنـها نرمال و طبیعی است، بلکه لازم هم هسـت. تـجـربـه کـردن چنـیـن احسـاسی در کودکان باعث میـشود بـتـوانند در آینده با تجربیات و موقعیت های آشفته و نابسامان زندگی راحت تر کنار بیایند.


ترس و اضطراب طبیعی است
اضـطـراب به صورت "هراس و تشویش بدون هیچگونه دلیل آشـکار" تعریف می شود. معمولاً زمانی اتفاق می افتد که هیچ گـونه تـهدیـد فـوری بـرای امنـیـت یا سلامت فرد وجود ندارد، اما این تهدید برای فرد احساسی واقعی است و باعث می شود فرد مضطرب قصد فرار از آن موقعیت را نماید. قلب او به شدت می تپد، بدن او عرق می کند و کلیه سیستم بدنش دچار اختلال می شود. اما، کمی اضطراب باعث می شود افراد هوشیار و مراقب باشند.
داشتن ترس و اضطراب در مورد چیزی برای کودکان نیز لازم است چون باعث می شود به طریقی مطمئن و بی خطر رفتار کنند. مثلاً کودکی که ترس از آتش دارد، از بازی کردن با آن خودداری می کند.
طبیعت این اضطرابها و ترسها با بزرگ شدن بچه ها تغییر می کند:
به خاطر اضطراب از برخورد با غریبه ها، کودکان با دیدن افرادی که نمیشناسند، نزد والدین خود می مانند.
کودکان تازه راه افتاده بین 10 تا 18 ماهه اضطراب ناشی از جدایی را تجربه میکنند که با ترک یکی از والدین ایجاد می شود.
کودکان 4 تا 6 ساله ترس هایی خیالی دارند که فراتر از واقعیت است، مثل ترس از دیو و روح.
کودکان 7 تا 12 ساله نیز ترسهایی را تجربه می کنند که ناشی از اتفاقات واقعی محیط پیرامون آنهاست، مثل زخم و جراحت های فیزیکی یا بلایای طبیعی.
با بزرگ شدن کودکان، یک ترس از میان رفته و ترسی دیگر جایگزین آن می شود. مثلاً کودکی که تا سن 5 سالگی نمی توانست در اتاقی تاریک بخوابد، چند سال بعد ممکن است از خواندن داستانهای مربوط به ارواح لذت ببرد. برخی ترسها نیز به خاطر انگیزه های بخصوصی است، مثلاً کودکی که حتی نمی تواند به سگ همسایه نزدیک شود، ممکن است در خیالات خود دوست داشته باشد که شیر باغ وحش را حیوان خانگی خود کند.


شناخت علائم اضطراب
ترسهای معمول کودکی با بالا رفتن سن تغییر می کند. این ترسها شامل ترس از غریبه ها، ترس از بلندی، تاریکی، ترس از حیوانات و حشرات، ترس از خون یا تنها ماندن در خانه می باشد. کودکان معمولاً پس از گذراندن یک تجربه ی ناخوشایند با یک شیء خاص، ترس از آن را در ذهن خود پرورش می دهند، مثل گاز گرفتگی از سگ یا تصادف.
اضطراب از جدایی نیز معمولاً موقع آغاز مدرسه رفتن کودکان شروع می شود، و ترس نوجوانان نیز معمولاً درمورد مورد پذیرش اجتماع قرار گرفتن یا موفقیت های درسی است.
اگر این احساسات بیمناک و اضطراب آور پایدار باشند، ممکن است باعث صدمه زدن به سلامتی کودک شود. اضطراب های ناشی از اجتناب ها و کناره گیری های اجتماعی، تاثیرات طولانی مدتی در بر خواهد داشت. مثلاً کودکی که می ترسد از سوی اطرافیات طرد شود، ممکن است در آینده نیز نتواند مهارت های اجتماعی و ارتباطی را یاد بگیرد و اجتماع گریز شود. بسیاری از نوجوانان به خاطر ترس هایی که ریشه در تجربیات کودکی بوده دچار رنج و عذاب هستند. ترس یک نوجوان از صحبت در جمع ممکن است به خاطر خجالتی بوده که از کودکی گریبانگیرش بوده است.
بعضی از علائم اضطراب کودکان را در اینجا برای شما عنوان می کنم:
گیجی، آشفتگی و حواس پرتی
حرکت های عصبی
مشکلات خواب (بی خوابی یا کم خوابی و بیدار ماندن بیش از حد)
عرق کردن دست ها
بالا رفتن ضربان قلب و تنفس
حالت تهوع
سردرد
دل درد

علاوه بر این علائم، والدین خیلی خوب خواهند فهمید که چه موقع فرزندشان درمورد چیزی احساس ناراحتی می کند. خوب است که در این مواقع با آنها صحبت کنند و حرف دل آنها را بشنوند. گاهی اوقات صحبت کردن درمورد یک ترس به مقابله با آن کمک می کند.


فوبی(Phobia) چیست؟
وقتی ترسها و اضطرابها پایدار باشند و در فرد باقی بمانند، مشکلات زیادی ایجاد میشود. هرچه والدین تصور کنند که با بزرگ شدن، کودک این ترسها را فراموش می کند، اما ممکن است این ترسها بزرگتر و جدی تر شده و غیر قابل کنترل گردند. این ترسها دیگر به فوبی تبدیل می شوند که اصطلاح رایج برای ترس بسیار زیاد، جدی و ماندگار است.
تحمل فوبی هم برای خود کودک و هم برای اطرافیان او بسیار دشوار است، به خصوص اگر انگیزه ی این ترس غیر قابل اجتناب و کنترل باشد (مثل ترس از رعد و برق).
فوبی یکی از شایع ترین دلایل مراجعه ی کودکان به متخصصان ذهنی است. اما خوشبختانه با اینکه این ترسهای کودک او را از عملکردهای روزانه ی او بازمی دارد، اما گاهی حتی بدون مراجعه به پزشک متخصص، با گذر زمان خود به خود از بین می روند.


دقت به ترسها، اضطربها و تشویش های کودک
سعی کنید با صداقت هر چه تمام تر به سوالات زیر پاسخ دهید:
آیا ترس کودک شما و نحوه ی برخورد او با آن برای سن او طبیعی است؟
اگر پاسخ به این سوال مثبت است، مطمئن باشید که با گذر اندگی زمان این مشکل حل خواهد شد و مسئله ی مهمی نیست. البته این به آن معنا نیست که باید این ترس و اضطراب را به کلی نادیده بگیرید، اما باید آن را عاملی برای رشد طبیعی کودک بشمارید.
اما برخی کودکان ترسهایی را تجربه میکنند که با سن آنها متناسب نیست، مثل ترس از تاریکی. اکثر کودکان با کمی دلگرمی از طرف والدین یا چراغ خواب قادر به مقابله با این ترس هستند. اما اگر بطور مداوم این ترس با آنها بماند، یا در مورد سایر مسائل اضطراب داشته باشند، والدین باید بیشتر مراقب باشند.
علائم این ترس چیست، و چطور بر عملکرد فردی، اجتماعی و تحصیلی او تاثیر می گذارد؟
اگر این علائم مشخص باشند و بتوان آنها را در فعالیت های روزانه کودک شما آشکارا مشاهده کرد، می توان برای کاهش برخی فاکتورهای اضطراب انگیز کارهایی انجام داد.
آیا آن ترس با توجه به واقعیت محیط، طبیعی است؛ یا ممکن است این ترس علامت مشکلی جدی تر و بزرگتر باشد؟
اگر ترس کودک نسبت به منشاء استرس زای آن بیش از اندازه باشد، نشانه ی دقت و توجه بیشتر است و باید به مشاور یا روانشناس مراجعه شود.
مسئله این است که والدین نباید یک مشکل را بیش از حد بزرگ یا کوچک در نظر گیرند. باید با دقت به علائم و نشانه های ترس و اضطراب کودکشان توجه کنند، و درصورت تداوم یافتن آن در مسئله دخالت کنند. اگر اینکار را نکنند این ترس ممک است به شدت بر زندگی فرزندشان تاثیر بگذارد.


راه های کمک کردن به کودکان
والدین می توانند به فرزندانشان کمک کنند تا با تقویت حس اعتماد به نفس و کسب مهارتهای لازم با ترس های خود مقابله کنند. در این قسمت می خواهیم شما را با راه های کمک به فرزندانتان برای مقابله با ترسها و اضطرابهای خود آشنا کنیم:
تشخیص دهید که این ترس واقعی است. هرچند که به نظر شما مسئله ای بسیار کوچک و پیش پا افتاده باشد، برای فرزندتان حقیقت دارد و باعث اضطراب و ترس او می شود. صحبت کردن درمورد آن ترس بسیار کمک کننده است، کلمات گاهی قادرند احساسات منفی را از چیزی بیرون بکشند. اگر درمورد ترسها صحبت کنید، قدرت آنها کمتر خواهد شد.
هیچوقت با کوچک و ناچیز کردن آن مورد، سعی نکنید کودکتان را وادار به مقابله با آن کنید. گفتن "مسخره بازی در نیار! هیچ دیوی تو کمد تو قایم نشده!" ممکن است باعث شود فرزندتان بتواند بخوابد، اما ترس را از بین نخواهد برد.
اسباب ترس را برای فرزندانتان فراهم نکنید. اگر میدانید فرزندتان از سگها خوشش نمی آید، طوری از خیابان رد نشوید که با آن سگ روبه رو نشوید. اینکار فقط باعث می شود که فرزندتان یقین کند که سگها موجوداتی ترسناک و وحشت آور هستند. در اینگونه مواقع فقط باید با مراقبت و توجه با کودکتان رفتار کنید تا بتواند با آن موقعیت ترس آور روبه رو شود.
به فرزندتان یاد بدهید که چطور میزان یک ترس را اندازه گیری کند. اگر کودک بتواند شدت یک ترس را با میزان 1 تا 10 بسنجد، ممکن است بتواند به ترس با شدت کمتری نسبت به قبل نگاه کند.
تکنیک های کنار آمدن و برخورد با ترسها را به کودکانتان بیاموزید. می توانید این تکنیک ها را امتحان کنید: خودتان را "صاحب خانه" به کودک معرفی کنید، و این باعث خواهد شد که کودک نسبت به شیء ترسناک جرات و جسارت بیشتری پیدا کند و برای فرار از آن به شما پناه بیاورد. به فرزندانتان یاد بدهید که در چنین مواقعی به خود بگویند، "من می توانم.." یا "هیچی نیست، می تونم با اون کنار بیام...". تکنیک های تمدد اعصاب نیز کمک کننده هستند، مثل تجسم فکری (تصور غوطه خوردن روی ابرها یا دراز کشیدن لب ساحل دریا) و تنفس عمیق.
راه برطرف کردن ترسها و اضطرابها، مقابله با آنهاست. با استفاده از پیشنهاداتی که در این مقاله ارائه شد، می توانید به فرزندتان کمک کنید تا بهتر با موقعیت های زندگی کنار بیایند .

ساعت تحویل سال جدید هجری در نقاط مختلف جهان

ساعت تحویل سال در تهران روز پنج شنبه اول فروردین 1387 (2567 ایرانی)

ساعت 9 و 18 دقیقه و19 ثانیه صبح

در لوس آنجلس چهار شنبه 19 مارچ ساعت 22 و 48 دقیقه و 19 ثانیه

 در اروپای مرکزی پنج‌شنبه، ۲۰ مارس ۲۰۰۸،ساعت ۶ و ۴۸ دقیقه و ۱۹ ثانیه بامداد

Kuwait City Thu 8:48 AM
Kyiv Thu 7:48 AM
La Paz Thu 1:48 AM
Lagos Thu 6:48 AM
Lahore Thu 10:48 AM
Lima Thu 12:48 AM
Lisbon Thu 5:48 AM
London Thu 5:48 AM
Los Angeles Wed 10:48 PM
Madrid Thu 6:48 AM
Managua Wed 11:48 PM
Manila Thu 1:48 PM
Melbourne * Thu 4:48 PM
Mexico City Wed 11:48 PM
Miami Thu 1:48 AM
Minneapolis Wed 12:48 AM
Minsk Thu 7:48 AM
Montevideo * Thu 3:48 AM
Montgomery Wed 11:48 PM
Montreal Thu 12:48 AM
Moscow Thu 8:48 AM
Mumbai Thu 11:18 AM
Nairobi Thu 8:48 AM
Nassau Thu 12:48 AM
New Delhi Thu 11:18 AM
New Orleans Wed 12:48 AM
New York Thu 1:48 AM
Odesa Thu 7:48 AM
Oslo Thu 6:48 AM
Ottawa Thu 12:48 AM
Paris Thu 6:48 AM
Perth * Thu 2:48 PM
Philadelphia Thu 1:48 AM
Phoenix Wed 11:48 PM
Prague Thu 6:48 AM
Reykjavik Thu 5:48 AM
Rio de Janeiro * Thu 3:48 AM
Riyadh Thu 8:48 AM
Rome Thu 6:48 AM
San Francisco Wed 10:48 PM
San Juan Thu 1:48 AM
San Salvador Wed 11:48 PM
Santiago * Thu 2:48 AM
Santo Domingo Thu 1:48 AM
Sao Paulo * Thu 3:48 AM
Seattle Wed 10:48 PM
Seoul Thu 2:48 PM
Shanghai Thu 1:48 PM
Singapore Thu 1:48 PM
Sofia Thu 7:48 AM
St. John's Thu 3:18 AM
St. Paul Wed 11:48 PM
Stockholm Thu 6:48 AM
Suva Thu 5:48 PM
Sydney * Thu 4:48 PM
Taipei Thu 1:48 PM
Tallinn Thu 7:48 AM
Tashkent Thu 10:48 AM
Tegucigalpa Wed 11:48 PM
Tehran Thu 9:18 AM
Tokyo Thu 2:48 PM
Toronto Thu 1:48 AM
Vancouver Wed 10:48 PM
Vienna Thu 6:48 AM
Vladivostok Thu 3:48 PM
Warsaw Thu 6:48 AM
Washington DC Thu 1:48 AM
Winnipeg Wed 12:48 AM
Yangon Thu 12:18 PM
Zagreb Thu 6:48 AM
Zأ¼rich Thu 6:48 AM

Addis Ababa Thu 8:48 AM
Adelaide * Thu 4:18 PM
Aden Thu 8:48 AM
Algiers Thu 6:48 AM
Amman Thu 7:48 AM
Amsterdam Thu 6:48 AM
Anadyr Thu 5:48 PM
Anchorage Wed 8:48 PM
Ankara Thu 7:48 AM
Antananarivo Thu 9:48 AM
Asuncion * Thu 2:48 AM
Athens Thu 7:48 AM
Atlanta Thu 1:48 AM
Auckland * Thu 6:48 PM
Baghdad Thu 8:48 AM
Bangkok Thu 12:48 PM
Barcelona Thu 6:48 AM
Beijing Thu 1:48 PM
Beirut Thu 7:48 AM
Belgrade Thu 6:48 AM
Berlin Thu 6:48 AM
Bogota Thu 12:48 AM
Boston Thu 1:48 AM
Brasilia * Thu 3:48 AM
Brisbane Thu 3:48 PM
Brussels Thu 6:48 AM
Bucharest Thu 7:48 AM
Budapest Thu 6:48 AM
Buenos Aires Thu 2:48 AM
Cairo Thu 7:48 AM
Canberra * Thu 4:48 PM
Cape Town Thu 7:48 AM
Caracas Thu 1:48 AM
Casablanca Thu 5:48 AM
Chatham Island * Thu 7:33 PM
Chicago Wed 12:48 AM
Copenhagen Thu 6:48 AM
Darwin Thu 3:18 PM
Denver Wed 11:48 PM
Detroit Thu 1:48 AM
Dhaka Thu 11:48 AM
Dubai Thu 9:48 AM
Dublin Thu 5:48 AM
Edmonton Wed 11:48 PM
Frankfurt Thu 6:48 AM
Geneva Thu 6:48 AM
Guatemala Wed 11:48 PM
Halifax Thu 2:48 AM
Hanoi Thu 12:48 PM
Harare Thu 7:48 AM
Havana Thu 12:48 AM
Helsinki Thu 7:48 AM
Hong Kong Thu 1:48 PM
Honolulu Wed 7:48 PM
Houston Wed 12:48 AM
Indianapolis Thu 1:48 AM
Islamabad Thu 10:48 AM
Istanbul Thu 7:48 AM
Jakarta Thu 12:48 PM
Jerusalem Thu 7:48 AM
Johannesburg Thu 7:48 AM
Kabul Thu 10:18 AM
Kamchatka Thu 5:48 PM
Karachi Thu 10:48 AM
Kathmandu Thu 11:33 AM
Khartoum Thu 8:48 AM
Kingston Thu 1:48 AM
Kiritimati Thu 7:48 PM
Kolkata Thu 11:18 AM
Kuala Lumpur Thu 1:48 PM

ولی عهد بریطانیا مصروف پیکار علیه طالبان در افغانستان

پرنس هری از افغانستان بازمی گردد
 
پرنس هری در افغانستان
رسانه های خبری بریتانیا توافق کرده بودند که ماموریت پرنس هری در افغانستان را پوشش ندهند
در پی فاش شدن این خبر که پرنس هری، پسر ولیعهد بریتانیا سرگرم نبرد در خط مقدم جبهه در افغانستان است، گزارش شده که او با هواپیما به بریتانیا بازخواهد گشت.

پرنس هری که 23 سال دارد مدت 10 هفته در هلمند در جنوب افغانستان خدمت کرده بود و به دلیل ملاحظات ایمنی تصمیم بازگرداندن او اتخاذ شده است.

ادامه در بی بی سی فارسی

اا

تصاویری از دلفین های جاسوس

 

آمریکائیها از این دلفینها برای جاسوسی در خلیج فارس استفاده میکنند.

عکسهای زیر به خوبی بهره‌گیری از این حیوانات را برای مقاصد جاسوسی تایید می‌کند.

 

یک رویداد باورنکردنی

 فریاد معجزه آسای شوهر، همسرش را از کما خارج کرد!


در انگلستان زنی که دو هفته به حالت کما رفته بود و پزشکان به طور کامل از او قطع امید کرده بودند با فریادهای ناامید و ناشی از یأس شوهرش که داد می کشید " دیگر به من متکی نباش، خودت باید مبارزه کنی" به طور معجزه آسایی از کما خارج شد!!
ایونه سولیوان، زن 28 ساله با دومینیک سولیوان، راننده کامیون 37 ساله برای ماه عسل به قبرس رفتند. ایونه مدت کوتاهی بعد در سال 2006 حامله شد. اما پزشکان چند ماه بعد از حاملگی فهمیدند که جنین به بیماری آنمی (کم خونی) دچار است و باید به طور مرتب به جنین خون تزریق شود. ایونه سال گذشته یک ماه زودتر، پسرش کلینتون را در بیمارستانی در بریستول به دنیا آورد.
فرزند خانواده سولیوان چند مدت بعد فوت کرد و زن انگلیسی هم با توقف تمامی ارگانهای بدنش بخاطر «شوک سپتیک» تحت مراقبت ویژه قرار گرفت. دکترها بعد از دو هفته کاملا از این زن قطع امید کردند و خواستار قطع فیش شدند. دومینیک که از قطع امید دکترها از ادامه حیات زنش شوکه شده بود و در وضعیت روحی بدی به سر می برد دست زنش را که در تخت مرگ خوابیده بود گرفت و ناامیدانه فریاد زد: " الان وقت مبارزه است. همه چیزو به من نسپر، از من بیشتر از این چیزی ساخته نیست. به بیهوشی ات خاتمه بده و نفس بکش. دوباره مال من باش..."
ایونه به طور معجزه آسایی دو ساعت بعد از فریادهای ناامیدانه شوهرش شروع به نفس کشیدن کرد. پنج روز بعد نیز یک معجزه اتفاق افتاد: او دیگر نیازی به مراقبت سنگین بیمارستانی نداشت!
این زن انگلیسی بعد از مدت کوتاهی از بیمارستان ترخیص شد و دیروز با روزنامه دیلی میل مصاحبه کرد. به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از حریت، وی گفت: " دقیقا یادم نمیاد شوهرم به من چی می گفت اما از فریاد و ناله او اصلا خوشم نیامد. با فریاد او احساس می کردم در بدنم حرکتی شروع شده است و ارگانهایم شروع به فعالیت کرده اند. با فریادهای شوهرم بدنم شروع به مبارزه کرده بود.
امیدوارم این الگو برای دیگر بیماران نیز امید به زندگی بدهد"