عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

عریان و پوست کنده - از هر دهن سخنی

عکس ها٬ کلیپ ها و مطالب پوست کنده از سرتا سر جهان

10 سوال شنیدنی از مستر بین


روان اتکینسون معروف به مستربین، کمدین معروف سینمایی انگلستان و جهان، در میان تمام کشورها از جایگاه ویژه ای برخوردار است. MR-BIN.jpg
او در پاسخ به ۱۰ سؤال تایم در خصوص زندگی هنری اش و حواشی آن مصاحبه ای انجام داده که در ادامه ارائه می شود:
● آیا همچنان که در سن ۳۰ سالگی در اولین کار کمدی خود موفق ظاهر شدی اکنون در ۵۰ سالگی بی هیچ تفاوتی همان گونه ظاهر می شوی؟ راز ماندگاری کمدی شما با وجود اختلاف ۲۰ سال در چیست؟ آیا شخصیتهای هنری بر اساس آنچه که خودت هستی انتخاب می شوند یا اینکه ابتدا نقش را انتخاب بعد تو خودت را با آن هماهنگی می کنی؟ زیرا تو بازیگری هستی که زمان و سن و سال بردار نیستی.
حقیقتش نقشهایم بازتابی از شخصیت درونی من هستند. مستربین در واقع نهاد طبیعی احساسات و ابراز تمنیات من است. به ویژه وقتی که به من گفته می شود که باید کاملاً تا بی نهایت چهره مسخره به خود بگیری، این حس درونی مرا بیشتر به سمت این نقش می کشد. اما این مسأله بیشتر در فضای باز به من دست می دهد تا در دکور درون استودیو.
● چرا کارهای تو بیشتر عامیانه و عوام پسند و در عین حال برخاسته از فرهنگ عامه طبقات جامعه است؟
زیرا از سطح تفکر واقعی یک کودک بزرگسال شروع می شود تا مرحله بزرگترین انسانهای خردسال ادامه می یابد. زیرا ما انسانها بسیار دوست داریم که در سنین بالا به دوران کودکی خود سر بزنیم و از آن لذت ببریم. درست مانند کودکی که مانند بزرگسالان آرزوی بزرگ شدن را دارد و او نیز با دیدن کارهای من احساس بزرگ شدن می کند و از کارهای من لذت می برد. لذا مستربین در واقع و به طور ذاتی کودکی محبوس شده در کالبد یک مرد بزرگسال است.
مثلاً یک پسر ۱۰ ساله از یک فرهنگ متفاوت با دیدن فیلمهای من همان احساسی را دارد که یک مرد ۳۰ تا ۵۰ ساله دارد.


● ما مستربین را بیشتر در نقشهای سینمایی اش با نام تدی بی یر دوست داریم تا نمایشها و شوهای تلویزیونی. زیرا در آنها، مستربین با محیط مأنوس و الفت گرفته همراه می شود که با دوستدارانش بهتر رابطه برقرار می کند. آیا تو غیر از این فکر می کنی؟ آیا بیشتر نقشهای ناطق را ترجیح می دهی یا نقشهای صامت را؟
مستربین زمانی بیشترین تأثیر را دارد که هرگز از عبارات و کلمات استفاده نکند. اما من در خانه هر دو را با هم دارم. به طوری که نقشهای صامت بسیاری را اجرا کرده ام که اما معروفترین آنها «کلاهبردار ناشی» می باشد.
● آیا تاکنون به نقشهای جدی خود نزدیک شده ای؟
راستش نقشها می آیند و می روند، اما همه اینها بستگی به یک موضوع و مسأله دارد. من زمانی آن نقشها را ایفا می کنم که هرگز مشکل عصبی نداشته باشم و نیز زمانی که من نقشی را غیر از آنچه که خودم هستم ایفا کنم می توانم به جدی بودن آن امیدوار باشم، تا بر اساس آن حواشی من ناپدید شوند. اینجاست که اوج تمام آمال و آرزوهای من شکل می گیرند.
● در اکثر اوقات با چارلی چاپلین مقایسه می شوی. آیا او توانسته است بر کارهایت تأثیر بگذارد؟
من دوران رشد خودم را با تماشای فیلمهای چارلی چاپلین پشت سر گذاشتم قطعاً تأثیر پذیریهایی داشته ام اما نه زیاد. حتی تحت تأثیر باسترکیتون قرار نگرفتم. زیرا مردم مرا جانشین و پیرو راه باسترکیتون می دانند. حال آن که هرگز فیلمهای او را ندیدم. من بیشتر خود را یک کمدی بصری می دانم تا یک کمدی فیزیکی. حال آن که چاپلین بدون شک یک بازیگر و اکروبات و سیرک باز معروف بود. اما من نیستم.
● شنیده ایم که دوستدار جمع آوری کلکسیون ماشینهای اسقاطی خارجی هستی. آیا این کار را واقعاً دوست داری؟
من از مسابقات اتومبیلرانی یا ماشینهای دهه ۵۰ و ۶۰ بسیار لذت می برم. بذر این علاقه در سن ۱۲ سالگی در وجود من جوانه زد تا در آن زمان از ماشین مادرم که مدل موریس ماینور بود یواشکی استفاده کنم. من در آن موقع شروع به چرخیدن با ماشین در اطراف مزرعه پدرم کردم. اما همچنان امروز بهترین ماشین دلخواهم، همان مک لرن اف ۱ می باشد که ۱۰ سال گذشته آن را داشته ام.
● با آن که مهندسی خود را از آکسفورد گرفتی، چطور شد که سر از سینمای کمدی درآوردی؟
بر اساس علاقه ذاتی خودم، آکسفورد در واقع راهی برای رسیدن به بازیگری بود. زیرا می خواستم که زندگی دانشجویی خود را تا آن جا که امکان داشت در این امیدواری سپری کنم که می توانم تواناییهای ذاتی هنری خود را کشف و به عنوان یک شخصیت ذاتی هنری در خودم متبلور گردانم.
سرانجام آن سرگرمیها برایم تبدیل به یک شغل و منبع درآمد شد. فکر می کنم مهندسی کار بزرگی است و من یکبار دیگر به آن باز خواهم گشت، اما می دانستم که مدتها پیش در رساله پایان نامه دانشجویی ام نوشته بودم که هرگز از آن به عنوان یک شغل و منبع درآمد استفاده نمی کنم.

از روزنامه تایمز منبع : روزنامه قدس

هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت آینِشتاین

هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن، که شما هیچ گاه آنان را نمی دانستید. بله،همگی ما می دانیم که انیشتن این فرمول[e=mc2] را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم،خودتان را بااین هشت مورد،شگفت زده کنید!

1-اوبا سر بزرگ متولد شد

وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.
2-حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود

مطمئنا انیشتن می توانسته کتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند،اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته  است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن [تولد ]برای بچه های کوچک بود.

3-او ازداستانهای علمی-تخیلی متنفر بود

انیشتن از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد ،آنها باعث تغییر درک عامه مردم ازعلم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیز هایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد.

به بیان او "من هرگزدر مورد آینده فکر نمی کنم،زیراکه آن به زودی می آید. به این دلیل او احساس می کرد کسانی که بطور مثال بشقاب پرنده ها را می بینّند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.

4-او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد

درسال 1895 در سن 17 سالگی،انیشتن که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است،که تا کنون متولد شده،در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوییس رد شد.

در واقع او بخش علوم وریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد.وقتی که بعدها از او در این رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بی نهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود آحساس نمی کرد.

5 علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت-انیشتن

انیشتن در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود.سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم اورا می شناسند و یا نمی شناسند.پس این مورد قبول واقع شدن[آن هم از روی پوشش] چه اهمیتی میتواند داشته باشد؟

6-او فقط یکبار رانندگی کرد

انیشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینان اش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین اورا هدایت می کرد، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان،شنوندگان حضور داشت.

انیشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، بطور دقیقی آنها را حفظ می کرد.

یک روز انیشتن در حالی که در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشین پرسید:چه کسی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتن سخنرانی کند،سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.

عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود.انیشتن تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد.

او قبول کرد، اماکمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.

به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتن درست از آب در آمد.دانشجویان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.

در این حین راننده باهوش گفت "سوالات بقدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید"سپس انیشتن از میان حضار برخواست وبه راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی که باعث شگفتی حضار شد.

7-الهام گر او یک قطب نما بود

انیشتن در سنین نوجوانی یک قطب نمابه عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.
وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد.بنابر این تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.

8-راز نهفته در نبوغ او

بعد از مرگ انیشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.
اما اینکار بصورت غیر قانونی انجام شد.بعدها پسر انیشتن به او اجازه تحقیقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروی تکه هایی از مغز انیشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتن در مقایسه با میانگین متوسط انسانها،مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنین مغز انیشتن مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بایکدیگر فراهم می سازد.

علاوه بر اینها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بیشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.

پنج راه برای تقویت قوای ذهنی

  از زمانی که دوره درس و تحصیل تمام می شود به این دلیل که مغز کمتر با رقم ها و اطلاعات سر و کار دارد ، به نظر می رسد که به تدریج توانایی های خود را از دست می دهد. دکتر رابرت ایستاک می گوید: " لازم است هر فردی ، به همان شکل که با فعالیت بدنی بر سلامت جسمی خود می افزاید ، از طریق بکار گرفتن مغز توانایی های ذهنی خود را نیز افزایش دهد." توانایی های ذهنی به تدریج ، با سپری شدن عمر تحلیل می روند ؛ زیرا از طریق پاسخگویی به تجربه هاست که زنده و فعّال می مانند. اگر فردی از تجربه های ذهنی متعدد و متنوعی برخوردار باشد ، روابط بین سلولهای عصبی در مغز او نیز بیشتر خواهد بود ، در حالی که اگر تجربه های ذهنی فرد محدود و معدود باشد ، روابط بین سلولی کمتر برقرار شده یا این که کاملاً قطع خواهند شد.

توصیه هایی جهت بالا بردن توانایی های ذهنی

1 – ذهن خود را به کار اندازید:  حل کردن جدول و معما ، بهترین راه برای گذراندن وقت است. دکتر استاک معتقد است که در بین ارگانهای مختلف بدن ، مغز عضوی منحصر به فرد به شمار می آید ، زیرا عضوهایی مانند کبد و کلیه ها ، در اثر کار کردن زیاد و مستمر فرسوده خواهند شد اما مغز ، هر چقدر که بیشتر فعالیت داشته باشد ، تواناتر و قوی تر می شود. به کار انداختن مغز و انجام بازی هایی مانند شطرنج بر شناخت و درک بیشتر مغز می افزاید. از طریق فعالیت هایی که مغز را به کار می اندازند ، می توان به رشد سلول های عصبی تازه کمک کرد و با این وسیله ارتباط بین سلولهای عصبی در مغز حفظ شده و حتی افزایش خواهد یافت.

2 – از گوش های خوداستفاده کنید:  گوش دادن به موسیقی جریان خون در مغز را افزایش خواهد داد. به همین دلیل مخچه نوازندگان موسیقی از افراد دیگر بزرگتر است. خوشبختانه نیازی به استفاده از آلات و ادوات موسیقی نیست بلکه می توان با گوش دادن به موسیقی ، علاوه بر لذت بردن از آن ، قسمت هایی از مغز را نیز فعال سازیم. توصیه می شود هنگامی که به سوی محل کار خود حرکت می کنید به موسیقی مورد علاقه خود گوش کنید به این ترتیب هم به آرامش خواهید رسید و هم بر زیرکی خود خواهید افزود.

3 – دست های خود را بکار برید: زمانی که با ماشین تایپ می کنید یا این که به رانندگی می پردازید یا حتی هنگامی که شام درست می کنید ،  دستان شما بطور مداوم فرمان های رسیده از مغز را اجرا می کنند. در حقیقت هیچ بخشی از بدن بیش تر از دستها به مغز نزدیک تر نیست. به همین سبب ، هرقدر مهارت های سریع انگشتان افزایش یابد ، عملکرد و فعالیت مغز نیز بیشترخواهد شد. متأسفانه در جامعه (دنیای) ما بر مهارت های ظریف و دقیق انگشتان و اثر آنها بر مغز تأکید نمی شود. جراحان از این توانایی ، برخوردارند ولی افرادی چون وکلا، حسابداران یا مشاوران امور اجتماعی نیازی به مهارت های ظریف و دقیق انگشتان دست خود ندارند. برای مقابله کردن با این شیوه زندگی می توان به سرگرمی های سنتی پرداخت. از جمله قلاب بافی کردن ، خیاطی ، ساختن مدل های مختلف که از بخش های کوچکی تشکیل شده اند (مانند کشتی ، هواپیما و ...)

4 – به پاهای خود تکیه کنید: فعالیت و کار کردن ممکن است بتواند از وزن شما بکاهد اما می تواند ذهن شما را نیز تواناتر کند. ورزش و تمرین های ایستاده سبب تقویت بخش تعادل مغز و مراکز هماهنگ کننده خواهد شد که همگی به بالا بردن درک و شناخت فردی کمک می کنند.

دکتر رابرت استاک اظهار می دارد که انجام تمرین هایی که سبب حفظ تعادل بدن ، انعطاف پذیری و نیروی پاها می شوند از اهمیّت زیادی برخوردارند. تمرین پیشنهادی او ورزش سنتی چینی به نام تای چی است که به تقویت پاها و حفظ تعادل بدن کمک زیادی می کند.

5 – گذشته را زنده نگهدارید: یکی از رایج ترین و مهمترین شکایتهایی که افراد بالاتر از 40 سال ، ابراز می کنند کم شدن یا حتی فقدان حافظه است. در حالی که می توان به سادگی حافظه را تقویت کرد. دکتر استاک معتقد است که با مرور خاطره های خوب گذشته از طریق مشاهده فیلم های خانوادگی ، آلبوم های عکس و مجله ها می توان به تقویت حافظه پرداخت. حتی وسایلی که خاطره انگیزند مانند عطر مورد علاقه مادر، عینک یا خود نویس پدر بزرگ و ... می توانند به بهتر شدن حافظه کمک کنند. یادگاری ها و یادبودها می توانند ارتباط هایی را در مغز ایجاد کنند که به راحتی و با مرور زمان از بین می روند، بنابراین فعالانه خاطره ها را زنده نگه دارید

دانلود کتاب تافل


 Download Check Your English Vocabulary For TOEFL   

دانلود با حجم 12.5 مگابایت

Download

 

لینک دانلود کتاب آموزشی IELTS همراه با آخرین تستها بهمراه پاسخ ت

آخرین نسخه از کتاب آموزشی IELTS همراه با آخرین تستها بهمراه پاسخ تستها

IELTS 6

لینک دانلود کتاب آموزشی IELTS همراه با آخرین تستها بهمراه پاسخ تستها

 part۱ http://depositfiles.com/files/2756416

part۲ http://depositfiles.com/files/2756458

Audio http://depositfiles.com/files/2756561

OR

Download from RapidShare.com Book
 
Download from RapidShare.com CD

قصه های هزار و یک شب

این داستان ها با فرمت PDF در اختیار شما قرار می گیرد و برای خواندن آن نیاز به اکروبات ریدر خواهید داشت آخرین نسخه آنرا از اینجا دریافت کنید.

عنوان قصه ها

شب ها

سرگذشت شهریار و برادرش شاه زمان

شب دوم

شهرزاد قصه گو و قصه های او

شب سوم

افسانه دهقان و خر و گاو او

شب چهارم

داستان بازرگان و افریت

شب پنجم

افسانه پیر اول و ماده آهو

شب ششم

افسانه پیر دوم و دو سگش

شب هفتم

افسانه پیر سوم و قاطرش

شب هشتم

افسانه ماهیگیر و دیو

شب نهم

داستان ملک یونان و حکیم رویان

شب دهم

داستان ملک سندباد و شاهین او

شب یازدهم

افسانه وزیر و پسر پادشاه

شب دوازدهم

سرگذشت حمال و دختران و سه گدا

شب سیزدهم

داستان گدای اول

شب چهاردهم

افسانه گدای دوم

شب پانزدهم

سرگذشت گدای سوم

شب شانزدهم

داستان بانو و دو سگ

شب هفدهم

غلام دروغگو

شب هجدهم

افسانه نورالدین و شمس الدین

شب نوزدهم

سرگذشت خیاط و گوژپشت و یهودی

شب بیستم

داستان نصرانی

شب بیست و یکم

داستان بازرگان و سر و پاچه بریان

شب بیست و دوم

داستان آرایشگر بغداد

شب بیست و سوم

داستان شیخ خاموش و برادرانش

شب بیست و چهارم

سرگذشت لنگ

شب بیست و پنجم

سرگذشت کور

شب بیست و ششم

سرگذشت یک چشم

شب بیست و هفتم

حکایت گوش بریده

شب بیست و هشتم

داستان لب بریده

شب بیست و نهم

 

شب سی ام

 

شب سی و یکم

 

شب سی و دوم

 

شب سی و سوم

 

شب سی و چهارم

 

شب سی و پنجم

 

شب سی و ششم

 

شب سی و هفتم

 

شب سی و هشتم

 

شب سی و نهم

منبع

10 چیز که خداوند در مورد آن ها از تو سوال نمی کند

 

1.      خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟
2. خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟
3. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
4. خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاور گرفتن آن بودی؟
5. خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟
6. خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
7. خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
8. خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
9. خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
10. خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی، بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می کردی؟

بخوان ای دوست

به خودتان قول بدهید ، هیچ وقت به امید تغییر دادن کسی ، با او وارد زندگی مشترک نشوید

-------------------------

سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترین داشته هاست.

------------------------------

زندگی مانند رانندگی در یک دشت پر از گل است که باید از همه لحظه هاش استفاده کنیم به تفاوت اینکه در آخر جاده تابلویی به این عبارت نصب شده(دور زدن ممنوع)

---------------------------------------

فردا هایی که هیچ وقت نمیرسند هم بهانه خوبی است برای امیدوار بودن،برای زندگی بهتر داشتن،برای یک نفس راحت کشیدن،خدایا شکر.

-------------------------------------------------

همان طور که آفتاب تیرگی ها را می راند اشخاص با نشاط نیز از قلب دیگران غم و اندوه را می زدایند - دکتر علی شریعثی

----------------------------------------------------------

من به آمار زمین مشکوکم اگر این شهر پر از آدمهاست پس چرا این همه دلها تنهاست؟

-------------------------------------------------------------------

زندگی در گرو خاطره هاست ، خاطره در گرو فاصله هاست ، فاصله تلخ ترین خاطره هاست .

----------------------------------------------------------------------------

فاصله گرفتن از آدم هایی که دوستشان داریم بی فایده است ، زمان به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها نیست . . .

-------------------------------------------------------------------------------------

یکی در آرزوی دیدن توست. یکی در حسرت بوسیدن توست.... ولی من ساده و بی ادعا ، تمام هستی ام خندیدن توست


سخنان همیشه جاویدان

خدا زمین را مدور  آفرید تا به انسان بگوید: همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای ، درست در نطقه آغاز هستی

---------------------------------

یکروز رسد خوشی به اندازه کوه.... یک روز رسد غمی به اندازه دشت

افسانه زندگی چنین است عزیز....در سایه کوه باید از دشت گذشت

-------------------------------

هر که ما را یاد کرد....ایزد مر او را یار باد

هر که ما را خوار کرد ...از عمر برخوردار باد

هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی

هر گلی کز باغ وصلش بشکفد بی خار باد

فرجام کودک افغان

فرجام کودک افغان

اشاره :صبح هر یازده سپتامبر که از خواب بر می خیزم تا شام منتظر اخبار بدی از جنگ تمدنهای هانتینگتون ،اضطراب دارم.شستشوی مغزی عده ای و فرو ریختن برجی و بهانه ای برای گسترش استعمار نوین در دنیای بظاهر دموکرات.افغانستان و عراق پس لرزه های یازده سپتامبر را پذیرفتند و کودکانی آواره و گورستانهایی آباد...

به کجا می نگری؟

تا چشم می رود

جز غبار و آتش و گور نیست!

به چه می اندیشی؟

فردای تو

آنگونه ایست که سلطان می خواهد

همچو امروز من

که خواسته دیروز سلطان است!

پشت به گورستان و بی کلاش نمی توان بودن

که تا من و تو بازیچه ی سیاستیم

و تعقل اسیر تزویر!

و عدالت در بند رقابت!

از سرنوشت گریزی نیست

کودک افغان!

امید به روزی باش

که

امیدتحقق یابد

" جای هر مرد سیاسی درختی کاشته شود"

و

اگر آنروز تو آنجا بودی

به خدا ،سلام ما را برسان

...

برگرد کودک افغان !

اسامه با کتاب و کلاش منتظر است

برو که در بازی سلاطین

خون ما کمترین ارزش است

برگرد کودک افغان

اسامه با کتاب و کلاش منتظر است!

منبع